صفحه اصليدرباره ماتماس با مابازگشتوب سرويس

 

تعداد بازديد: 2674                                               
وقتي مدر ك ها در كوزه آب مي خورند
گزارش منبع
وقتي مدر ك ها در كوزه آب مي خورند عنوان
مرجان حاجي حسني نويسنده
1389/06/01 تاريخ

نگاهي به عدم تناسب شغل با مدرك تحصيلي

خلاصه
سايت آفتاب مرجع

    چاپ   ارسال براي دوستان

آن روز درخانه شان ولوله اي برپا بود. نتيجه كنكور اعلام شده بود و پدر و مادرش از شادي سراز پا نمي شناختند.

از همان روز تمام فاميل او را «آقاي دكتر» صدا مي كردند. رشته پزشكي، رشته اي بود كه براي قبول شدن در آن، مدتها از استراحت و تفريح و ديد و بازديد امتناع كرده بود.

و آن روز كه به نتيجه زحمت هايش رسيده بود بادي در غبغب انداخته بود و زير چشمي پسر عمه اش را نگاه مي كرد.

چقدر ميان آنها فاصله بود. پسر عمه تنبل و بازيگوش كه درس خواندن را وقت تلف كردن مي دانست، حالا شاگرد يك مكانيكي شده بود و هر شب با دست هاي سياه به خانه مي آمد.

در دلش مي گفت: طفلكي پسرعمه، چه آينده سياهي در انتظار توست. آينده اي به رنگ دستان روغنيت. از اين فكرها قند در دلش آب مي شد. از اين كه او در آينده يك دكتر متشخص خواهد شد و پسرعمه اش يك بيكار الاف!

آن روز تمام نگاههاي تحسين آميز اعضاي فاميل متوجه او بود و نگاه هاي تحقيرآميز و سرزنش كننده شان نثار پسرعمه درس نخوانش!

آن روز وقتي اعضاي فاميل او را «آقاي دكتر» خطاب مي كردند، تمام خستگي كنكور از تنش در مي رفت. امروز از آن روزها چندين سال مي گذرد. چند سال همراه با زحمت و سختي، زحمتي كه به محض ورود به دانشگاه با او وارد دانشگاه شد و تا آخرين روز همراهي اش كرد.

همه چيز درست و حساب شده پيش مي رفت. همه چيز، به جز آينده اي كه در روياهايش پيش بيني كرده بود.

سرانجام آن آينده از راه رسيد، دوران تحصيل به پايان رسيد و حالا او يك آقاي دكتر واقعي بود.

اما هيچ كس قدر زحمات او را نمي دانست. دنياي كارها بي رحمانه او را رد مي كرد و جايي براي او نداشت. دستاني كه مي توانست در درمان بيماران ياري رسان باشد. بي ياور مانده بودند و بيكار!

پسرعمه درس نخوان اما اين روزها حال و روز ديگري داشت. او حالا براي خودش يك تعميركار اتومبيل ماهر شده بود و يك مكانيكي مستقل داشت، وضع مالي اش آنقدر خوب شده بود كه تمام فاميل به خاطر پولش احترام خاصي به او مي گذاشتند. درهر حال او مي توانست در هنگام تنگدستي، به داد فاميل برسد پس شايسته اين همه احترام و ارزش بود.

آقاي دكتر كه آرزو داشت اي كاش در اين سالها در كنار تحصيل، هنر و صنعتي آموخته بود تا امروز ناچار نباشد با ديو بيكاري دست و پنجه نرم كند، به حال پسرعمه غبطه مي خورد.

لقب «آقاي دكتر» كه روزي براي او شيرين ترين واژه بود اين روزها مانند پتك توي سرش كوبيده مي شد.

پدرو مادرش كه با هزار اميد و آرزو فرزندشان را به دانشگاه فرستاده بودند; از ديدن رنج بيكاري او در عذاب بودند.

حالا بعد از اين همه زحمت نه پولي برايش مانده بود نه اعتباري! پدر مي گفت: «پسر يكي از دوستانم هم تازه از رشته مهندسي فارغ التحصيل شده; او هم بيكار بود و ناچار شده براي فرار ازبيكاري يك ماشين بخرد و موقتا مسافركشي كند تا شايد اوضاع كار درست شود.»

پيشنهاد غيرمستقيم پدر دردناك بود. به اندازه تمام شب بيداري هاي امتحان، به اندازه استرس نمرات پايان ترم، به اندازه هزينه هاي سنگين دانشگاه، به اندازه تمام روزهاي بي بازگشتي كه در دانشگاه رفته بود.

اما پيشنهاد دردناك پدر يك حقيقت بود. يك حقيقت تلخ. مسافركشي در خيابان هاي شلوغ شهر خيلي بهتر از بيكاري بود. اما حالا بايد به فكر تهيه پول براي خريد ماشين مي افتاد، به اين اميد كه شايد اوضاع بازار كار بهبود پيدا كند و هر كسبي سرجاي خودش قرار بگيرد.

آن لحظه اما فقط يك آرزو داشت و آن اين بود كه ديگر هيچ كس او را «آقاي دكتر» صدا نكند.

ورود به دانشگاه و تحصيل در رشته هاي اسم و رسم دار آرزوي جوان ايراني است. اما تحصيلا ت عاليه فقط يك سوي قضيه است و فاجعه از زماني آغاز مي شود كه روزهاي خوش دانشجويي با تمام دغدغه ها و خاطراتش به پايان مي رسد و نوبت آن مي شود كه جوان فارغ التحصيل به اطرافيانش ثابت كند كه «يك من ماست چقدر كره دارد؟»

اينجاست كه بازار آشفته كار، كلا ف در هم پيچيده اي مي شود كه سر و تهش ناپيداست.

در اين آشفته بازار، هميشه «كار» سواره است و فارغ التحصيلا ن، (پياده)! قسمت جالب قضيه اينجاست كه يكي از شروط براي ورود به بازار كار، داشتن حداقل 5 سال سابقه كاري در زمينه شغل مورد درخواست است.

تازه اگر چنين شغلي موجود باشد واجازه درخواست را به شما بدهد. در اكثر موارد، شغل متناسب با رشته تحصيلي، قبلا توسط خواهرزاده يا برادرزاده يا دختر آقاي رئيس اشغال شده، البته اصلا مهم نيست كه خواهرزاده آقاي رئيس در رشته ادبيات فارسي تحصيل كرده و حالا مدير بخش كامپيوتري يك شركت شده، مهم اين است كه او از نظر رئيس صلا حيت اين كار را داشته!

اصلا تعجب نكنيد اگردر حين جستجو براي كار متوجه شديد كه كتابدار يك كتابخانه در رشته فيزيك هسته اي تحصيل كرده و كارشناس محيط زيست، مدرك كتابداري دارد.

اين چيزها در بازار كار ما اهميت زيادي ندارد; مهم اين است كه وارد دانشگاه شده باشي. چرا كه در بازار كار تجربه مهمتر از تحصيل است و چنانچه روزي در رشته مهندسي شيمي تحصيل كرده ايد هر چه سريعتر خاطرات آن روزها را فراموش كنيدو سعي كنيد يك منشي خوب و قابل اعتماد براي دندانپزشك محل شويد.

اهميت چنداني ندارد اگر دستيار دندانپزشك در رشته علوم آزمايشگاهي تحصيل كرده باشد، مهم اين است كه او توانسته با وجود اين همه فارغ التحصيل رشته دندانپزشكي بيكار، براي خودش شغل مناسبي پيدا كند.

دربازار كار آشفته ما، قانون احترام به حقوق ديگران معناي خاصي ندارد. در اين بازار بايدفقط و فقط به فكر خودت باشي.

به فكر خودت كه از قافله كار عقب نماني. اينجاست كه بايد مدرك تحصيلي ات را در كوزه بگذاري و آبش را بخوري.

مهم نيست كه چقدر براي تحصيل در اين رشته زحمت كشيده اي و چقدر هزينه كرده اي مرد آن است كه در اين وانفسا، درآمدي كسب كند و شغلي داشته باشد.

تناسب شغل با رشته تحصيلي اين روزها بيشتر شبيه به يك پديده لوكس و شيك است تا نياز بازار كار!

  • درد فارغ التحصيلي

اين روزها اگر نگوييم تمامي خانواده ها، حداقل درصد قابل توجهي از آنها به نوعي درگير مساله اشتغال فرزندان تحصيل كرده شان هستند.

ديگر همه مي دانند فارغ التحصيل بيكار بودن چه دردي است.

تا همين چند سال پيش تحصيل در دانشگاه و داشتن حداقل مدركي از آموزش عالي، مزيتي بود كه بسياري به داشتن آن افتخار مي كردند و بسياري هم براي برخورداري از موقعيت اجتماعي و اقتصادي مناسب، درس مي خواندند.

آن روزها شعار بسياري از افراد اين بود «راه فرار از بدبختي تحصيل است». ورود به دانشگاه و تحصيلا ت عاليه، تضميني بود بر يافتن شغل مناسب و ازدواج موفق.

اما اين روزها; اين روزها اين آرزوهاي نه چندان بزرگ تبديل به سرابي شده كه حتي پيش از انتخاب رشته ، فرد را وادار مي كند در درجه اول بازار كار را بسنجد و در نهايت علا قه خود را!

تعداد افرادي كه به رغم ميل و علا قه خود در يك رشته دانشگاهي تحصيل مي كنند كم نيست. نگاهي به دور و اطراف حكايت ازواقعيت تلخي دارد كه گريبانگير نسل جديد دانشجويان شده.

اگر هم در اين ميان دانشجويي براساس علا قه دست به انتخاب رشته زده، نگراني از نيافتن بازار كار در ترم آخر خود را به وضوح نشان مي دهد.

دانشجو، سر در گم ميان دو راهي تحصيل در رشته مورد علا قه يا در نظر گرفتن بازار كار مرتبط با رشته دانشگاهي، در نهايت با يك معضل مواجه مي شود; «بيكاري». موضوع شغل مرتبط با توانايي ها و استعدادهاي ذاتي هر فرد موضوع ديگري است كه امروزه تبديل به معضل بسياري از دانشجويان و فارغ التحصيلا ن شده است. بسياري از اين افراد پس از آن كه براي يافتن شغل مرتبط با رشته دانشگاهي، نااميد مي شوند، سرخورده به دنبال مشاغلي مي روند كه در بعضي موارد هيچگونه ارتباطي بار رشته تحصيلي شان ندارد.

  • مسافركشي و كار در آژانس

تحقيقات نشان مي دهد از ميان خيل كثير فارغ التحصيلا ن دانشگاه در بين آقايان در تهران و شهرهاي بزرگ، مسافركشي و كار در آژانس نخستين مقصد شغلي فارغ التحصيلا ن بيكار محسوب مي شود.

كارشناسان بر اين باورند كه اشتغال فارغ التحصيلا ن در حرفه اي نامتناسب با مدرك تحصيلي هر قدر هم كه درآمدزا باشد به نوعي بيكاري محسوب مي شود.

آمار حاكي از آن است كه متوسط رشد بيكاران كشور 14درصد است و متوسط رشد بيكاران داراي مدرك دانشگاهي 70 درصد!

بنابراين متوسط رشد بيكاري در كشور براي دانشگاهيان 5برابر بيشتر است.

مدتهاست كه برخي رشته هاي تحصيلي مانند كشاورزي و شيمي بيشترين ميزان فارغ التحصيلا ن بيكار را شامل مي شوند. اما متاسفانه با گذشت زمان، حجم قابل ملا حظه اي از فارغ التحصيلا ن رشته هاي پايه هم به جمع بيكاران تحصيلكرده اضافه شدند.

پزشكي از جمله اين رشته هاست كه بنابر آمارهاي غيررسمي نزديك به 35 درصد فارغ التحصيلا ن رشته پزشكي در مشاغل غيرمرتبط مشغول به كار هستند.

متناسب نبودن رشته تحصيلي با نياز بازار كار يكي از معضلا ت لا ينحلي است كه گريبانگير بسياري از فارغ التحصيلا ن دانشگاهي شده است.

رضا نادري چند سالي است كه درس و تحصيل را رها كرده و پس از اخذ مدرك در رشته رياضي محض به كار آزاد رو آورده و مي گويد: پس از پايان تحصيلا ت به مراكز مختلفي براي كار مراجعه كردم و چون رشته تحصيلي ام رياضي است بيشتر سرو كار اين رشته با مدرسه و تدريس است. از همين رو تعداد فارغ التحصيلا ن اين رشته بسيار بيشتر از تعداد مورد نياز در مدارس و دبيرستان هاست چرا كه دبيران و معلمان خاص اين رشته در نظام آموزشي فعال هستند.

در نتيجه من هم پس از پايان تحصيلا ت مدت 2 سال بيكار بودم. سپس بعد از مدتي افسردگي و در به دري با يكي از دوستانم كه او هم فارغ التحصيل رشته علوم اجتماعي است مغازه صوتي و تصويري داير كرده و به اين شغل رو آورديم.

او مي گويد: در حال حاضر من اكثر مباحث مربوط به رشته تحصيلي ام را فراموش كرده ام و خيلي وقتي ها با خودم فكر مي كنم، آن همه وقتي كه صرف درس خواندن كردم چه نتيجه اي داشت و آن همه شوق و اشتياق چه شد؟

يلدا خسروي فارغ التحصيل رشته دندانپزشكي از دانشگاه آزاد است.

او كه پس از مدت ها اين در و آن در زدن براي كار سرانجام مجبور شد به خانه داري رضايت دهد، معتقد است: امروز، با يك واقعيت غيرقابل انكار روبه رو هستيم و آن اين است كه نظام آموزشي ما در سطوح آموزش و پرورش و آموزش عالي بيمار است و بايد مسوولا ن دولتي و نمايندگان مجلس به فكر انقلا بي در اين نظام آموزشي باشند. او كه پس از 7 سال تحصيل در رشته دندانپزشكي امروز در زمره بيكاران جامعه محسوب مي شود، مي گويد: با توجه به اين كه من دردانشگاه آزاد تحصيل كردم، طبيعتا هزينه بسيار گزافي رابراي تحصيل متحمل شدم كه البته اين پرداخت هزينه برعهده خانواده ام بود چرا كه من منبع درآمدي نداشتم اما سرانجام پس از گذشت 7 سال و با فارغ التحصيل شدنم جلوه جديدي از زندگي به رويم نيشخند زد كه هرگز تصورش را هم نمي كردم.

بيكاري چيزي نبود كه در مخيله من بگنجد. من همواره قبل از كنكور و پس از قبول شدن در رشته مورد علا قه ام، خودم را يك دندانپزشك موفق مي ديدم اما متاسفانه زندگي آن طور كه انتظارش را داشتم پيش نرفت. به قول قديمي ها«چي فكر مي كرديم، چي شد؟!»

او معتقد است: اصولا در دانشگاه هاي ما دانشجويان به لحاظ كار بردي و عملي آموزش نمي بينند و بيشتر آموزش آنها به صورت تئوري است.

همين مساله باعث مي شود كه پس از فارغ التحصيل شدن، مهارت كاري لا زم را نداشته باشند و به همين دليل بازار كار ترجيح مي د هدبه جاي فارغ التحصيلا ن بي تجربه از افراد با تجربه اي كه در رشته غيرمرتبط تحصيل كرده اند استفاده كند.

به عقيده او فارغ التحصيلا ن صرف داشتن مدرك تحصيلي، گمان مي كنند كه بلا فاصله پس از فراغت از تحصيل به شدت مورد توجه ارگان ها و بخش هاي دولتي و غيردولتي قرار خواهند گرفت، غافل از اين كه مدرك زدگي جايي براي كيميا پنداشتن مدرك تحصيلي باقي نگذاشته است.

مريم احمدي كه در رشته الكترونيك تحصيل كرده و درحال حاضر مشغول تدريس زبان انگليسي دريك مدرسه غير انتفاعي است مي گويد:متاسفانه آفت مدرك گرايي، جامعه ما را دچار بحران جدي كرده است.

همين آفت بازار كلا س هاي كنكور را داغ كرده و به برخي افراد سودجو اين امكان را داده تا به بهانه قبولي در رشته هاي مناسب از داوطلبان كنكور، هزينه هاي گزاف دريافت كنند.

اين بازار داغ به انتخاب رشته دانشگاهي هم سرايت كرده با نزديك شدن به زمان انتخاب رشته دانشگاهي، تبليغات گسترده انتخاب رشته در بيلبوردهاي تبليغاتي به چشم مي خورد. اين در حاليست كه اين انتخاب رشته ها هيچ ارتباطي با علا قه و استعداد داوطلبان نداشته و صرفا يك بازار تبليغاتي است.

در گذشته رسم بر اين بود كه پسر، شغل و حرفه پدر خود را دنبال مي كرد و اصولا دراين كار موفق مي شد چرا كه از كودكي با حرفه پدر خود آشنا بود و همچنين تجربه پدر همواره ياريگراو بود; اما با گذشت زمان فرزندان به اين نتيجه رسيدند كه بايد شغلي غير از شغل پدر خود را انتخاب كنند.

تا به استقلا ل برسند اين شد كه با خود فكر كردند «عيسي به دين خود، موسي به دين خود» و رفتند تا به استقلا ل برسند، البته اين استقلا ل بعضي جاها مفيد واقع شد و بعضي جاها هم نه!

امروزه مجددا كارشناسان به اين نتيجه رسيده اند كه بهتر است فرزندان يك خانواده در رشته اي به تحصيل بپردازند كه پدر ومادرشان قبلا در آن رشته تحصيل كرده اند. چرا كه تجربه و راهنمايي پدر و مادر مي تواند نقش به سزايي در آينده شغلي فرزندشان داشته باشد. به عنوان مثال اگر پدر و مادر در يك خانواده هر دو معلم هستند، طبيعتا فرزندشان در اين حرفه موفقيت هاي بيشتري را كسب خواهد كرد تا يك رشته غيرمرتبط.

مريم احمدي كه به شغل فعلي اش عادت كرده در ادامه مي گويد: رشته تحصيلي من، رشته ساده اي نبود. نه قبول شدنش و نه تحصيل كردن در آن. با اين وجود شغل من هيچ ربطي به رشته ام ندارد و سرانجام من به شغل مادرم روي آوردم; يعني تدريس!

بنابراين اگر از همان ابتدا وقت و انرژي ام را صرف تحصيل در همين رشته مي كردم الا ن نه افسوس گذشته را مي خوردم و نه از بي تجربگي خودم رنج مي بردم.

اما با تمام اين حرف ها به نظر مي رسد كه اگر دانشگاه اين احساس را در دانشجو به وجود بياورد كه براي ورود به بازار كار بايد آنچه را در كارورزي به صورت تئوري ميآموزد به صورت عملي اجرا كند آن وقت دانشجو قدر هر ثانيه دوره كارورزي خود را خواهد دانست.

متاسفانه كارآموزي در سيستم آموزش عالي ايران، چندان از سوي دانشجويان جدي گرفته نمي شود و به نظر مي رسد دليل اين امر عدم آشنايي دانشجويان با ضرورت آمادگي شغلي در دوران دانشجويي و عدم اطلا ع از نقش حياتي كارورزي در آمادگي شغلي باشد.




بازديد کننده گرامي: با توجه به وظيفه پورتال اشتغال در خصوص اطلاع‌رساني جامع در حوزه‌هاي مختلف مرتبط با اشتغال، مسئولين اين پايگاه اطلاع‌رساني آمادگي دريافت مطالب شما شامل؛ مقالات، گزارش‌ها، کتب،و آدرس ساير پايگاه‌هاي اطلاع‌رساني مرتبط جهت ارزيابي و ارائه آن با حفظ حقوق مالکيت معنوي مربوطه بر روي سايت پورتال اشتغال را دارند. در صورت تمايل اطلاعات خود را ارسال نماييد.


 

 

پايگاه اطلاع‌رساني اشتغال كارجو، كارفرما

صفحه اصلي    تماس با ما     ارسال اطلاعات    درباره ما    پرسش و پاسخ

كليه حقوق مادي و معنوي اين پايگاه متعلق به سازمان تجاری سازی فناوری و اشتغال دانش‌‌آموختگان مي باشد

استفاده از اطلاعات با ذكر منبع بلامانع است