صفحه اصليدرباره ماتماس با مابازگشتوب سرويس

 

تعداد بازديد: 7115                                               
بررسي وضعيت كسب و كار از گذشته تا آينده
مقاله منبع
بررسي وضعيت كسب و كار از گذشته تا آينده عنوان
زهرا آقائي نويسنده
1389/07/13 تاريخ

اين مقاله به بررسي اجمالي سير كسب و كار و چگونگي تغييرات حرف و مشاغل و عوامل تاثير گذار بر اين مهم در طول زمان مي‌پردازد.

خلاصه
سايت آفتاب مرجع

    چاپ   ارسال براي دوستان

كسب و كار را مي توان اينگونه تعريف نمود : هر گونه قالب و وجه اي از حرفه ها كه شامل روش ها و رويه ها ، قوانين و ضوابط خاص ، الزامات اجرايي ( توليدي و مالي ...) بوده و در مكان و زمان مشخص بوسيله فرايندهاي آن بتوان اقدام به ارائه خدمات و يا انجام معاملات تجاري نمود ، كسب و كار مي نامند .

و مي تواند شامل مدلهاي گوناگون و ابعاد كوچك و بزرگ بصورت محسوس و نامحسوس در بازارهاي مجازي و حقيقي صورت پذيرد و به پيشرفت و تعامل در همه ابعاد زندگي بيانجامد .

  • همانگونه كه مي دانيد تجارت در دوره هاي رشد حيات بشري به صورت ذيل بوده است :

1) عصر كشاورزي ( توام با موانع و مشكلاتي مانند سيل ، زلزله و قحطي .... )

2) عصر صنعت ( توام با مشكلاتي فيزيكي ، كمبود فضا و مكان ، نيرو ... )

3) عصر اطلاعات ( توام با خطراتي مانند سرقت اطلاعات و بهره برداري سوء ... )

در عصر نخست طبيعتا كسب و كارها همانگونه كه از نامش پيداست منوط به زراعت و فعاليتهاي كشاورزي و نهايتا دامداري مي شده است كه با توجه به توليدات و كالاهاي محدود آن دوره ، مبادلات نيز بصورت پاياپاي و در حد رفع نيازهاي ضروري انسان ها صورت مي گرفته است .

رفته رفته بازارها و مبادلات ، رشد يافته و تمدن بشري بدنبال راهها و روشهاي مفيدتر و جامع تري جهت انجام كارهاي روزمره و براورده سازي نيازهاي ضروري و نيمه ضروري خود برامد . بطوريكه حتي در قرن سوم هجري كه دوره شكوفايي تمدن اسلامي و رونق تجارت و شهر نشيني بوده است تشكل افزارمندان و صنعتگران بر اساس حرفه ها و پيشه ها بوجود آمد و اصناف مختلف نيزشكل گرفتند .

در قرون وسطي نيز مجموع اصناف در اروپاي غربي با وظيفه نظارت محلي بر حرفه يا كسب و كار از طريق تعيين موازين مرغوبيت و قيمت كالا ، حمايت از كسب وكار در مقابل رقابت و تعدي و برقرار كردن مقام اجتماعي اعضاي صنف ، بوجود آمده بودند .

برخي از پژوهندگان، مجموعه اصناف اروپاي قرون وسطي را ناشي از تشكيلات قبيله اي قديم ژرمنها يا از گروههاي مذهبي شمرده اند. در هر حال، بازرگانان در آغاز قرن يازده ميلادي «اصناف تجارتي» را بوجود آوردند. هدف آنها حمايت از تجارت در مقابل خطرات حكومتهاي دوره فتوداليته بود. با توسعه تجارت از طريق درياي مديترانه اصناف و بازرگانان قدرت فراواني كسب كردند، و بعضي از تجار ايتاليائي مانند «جنووا» و «فلورانس» بر حكومتهاي محلي استيلا يافتند. در انگلستان و برخي شهرهاي آلمان نيز بسياري از اصناف و بازرگانان در توسعه شهرها قدرت زيادي را اعمال كردند. از اين پس جنبه محلي بازرگاني بيش از گذشته كاهش يافت. و اصناف شهرهاي مختلف براي توسعه و حمايت از داد وستد، با يكديگر متحد مي شدند كه نمونه بارز آن، اتحاديه «هانسائي» در اروپاي شمالي است.

ارباب حرف و صنايع، دست كمي از بازرگانان نداشتند، اصناف حرفه اي در قرن دوازدهم ميلادي با توسعه شهرها، به سرعت پيش رفتند، و از حيث قدرت همپايه بازرگانان و گاه جايگزين آنان شدند. بطور كلي، اعضاي هر صنف را استادكاران، شاگردان و كار آموخته ها تشكيل مي دادند. استادكاران، صاحبان كارگاهها بودند كه به شاگردان كار مي آموختند و كار آموخته ها كساني بودند كه دوره شاگردي را تمام كرده بودند،ولي نمي توانستند به مقام استادكاري برسند(زيرا عده استادكاران محدود بود) چنانچه در ابتدا گفته شد، هر صنف موازيني مربوط به خود را مقرر مي كرد، اما پس از رشدملل اروپاي غربي، اصناف با فرمانروايان دوره فئوداليته در ظاهر مبتني بر همكاري بود، اما در عمل، اصناف مقتدر، با تهديد يا تطميع، از دخالت اشراف يا سلاطين در امور خود جلوگيري مي كردند. گاهي نيز اصناف (مانند صنف نساج در فلاندر) شورشهاي ضد حكام فئودال را رهبري مي كردند. در قرون 15 و 16 ميلادي، قدرت ملتها و اقتدار سلاطين افزون گشت، و در بعضي موارد پادشاهان از قدرت اصناف كاستند، و آنها را به اطاعت در آوردند. بهبود وسايل و امكانات ارتباطي، توسعه تجارت، و بالاخره ظهور و سرمايه داري و مقاطعه كاري به نظام صنفي خاتمه داد. اصناف كوشيدند كه انحصارات خود را حفظ كرده، و با هر تغييري مخالفت ورزند. روند نظام صنفي با مرور زمان سخت و پيچيده شده و گرايش به موروثي كردن عضويت، بروز يافت. در نتيجه، تجارت و صنعت جديد، به دست سرمايه داراني افتاد كه مي توانستند خود را با مقتضيات عصر جديد، وفق دهند. قدرت مجموعه اصناف از آغاز قرن 17 ميلادي در انگلستان روبه زوال گذاشت. جوامع صنفي فرانسه تا قرن 18 ميلادي رونق داشتند تا آنكه انقلاب كبير فرانسه، بساط آنها را بر چيد (1791). سازمانهاي اصناف آلماني به تدريح در قرن 19 ميلادي از بين رفتند. سازمان اصناف ايتاليا نيز در همين قرن بر افتادند .

  • اما وضعيت كنوني كسب و كار چگونه است؟

چارلز هندي نويسنده كتاب "عصر تضاد و تناقض ها" كه دنباله كتاب "عصر سنت گريزي "است در زمينه كسب و كار كنوني در قرن 21 مي نويسد :

ما در يك دوران ويژه به سر مي بريم. در اين دوران تغييراتي در شرايط كاري افراد رخ داده و مي دهد كه باعث مي شود برخلاف گذشته بيشتر انسانها بيش از آنكه به سازمانهاي بزرگ وابسته باشند به كار مستقل يا پيمانكاري روي بياورند. آنها ديگر تمام وقت خود را در يك سازمان سپري نخواهندكرد، بلكه به فعاليتهاي پاره وقت خواهند پرداخت. فقط كمتر از نيمي از نيروي كار در سازمانهاي مختلف مشاغل تمام وقت «مناسب» به دست مي آورند و باقي افراد كاركنان مستقلي هستند كه تعدادشان سال به سال بيشتر مي شود. بيشتر اين افراد به اين دليل كارگر پاره وقت يا موقت هستند كه يا خود مي خواهند و يا جز اين چاره ديگري ندارند.

اصولا ويژگي سازمانهاي امروزي اين است كه آنها بر هسته اي از مديران و كارگران ضروري استوارند كه پيمانكاران خارج از سازمان و مستخدمان پاره وقت، آنها را ياري مي دهند. البته اين روش، شيوه جديدي براي ساماندهي امور نيست، چرا كه مقاطعه كاران بزرگ و كوچك طي نسلهاي متمادي اين كار را كرده اند. آنچه تازگي دارد رشد اين شيوه از سازماندهي در حرفه هاي بزرگ و نهادهاي بخش دولتي است كه به دليل ارزانتر بودن، درميان آنها گسترش يافته است. اين سازمانها به اين نتيجه رسيده اند كه گرچه راحت تر است كه كاركنان خود را به صورت تمام وقت دراختيار داشته باشند، اما دراختيار داشتن تمام نيروي كار، نوعي اسراف در سازماندهي منابع انساني ضروري است. لذا نگاه داشتن آنها در خارج از سازمان، به صورت كاركن مستقل يا در استخدام مقاطعه كاران متخصص و خريد خدمات آنها به هنگام نياز ارزانتر تمام مي شود.

براين اساس، سازمانهاي امروزي از سه گروه مختلف مردم تشكيل شده اند كه هركدام از آنها انتظارات متفاوتي دارند و شيوه مديريت بر آنها فرق مي كند. آنها از حقوق مختلفي برخوردارند و به اشكال مختلف سازماندهي مي شوند.

گروه اول را متخصصان، تكنسين ها و مديران صاحب صلاحيتي تشكيل مي دهند كه وجودشان براي سازمان ضروري است. آنها حامل دانش سازماني هستند كه سازمان را از همتايانش متمايز مي سازد، به طوري كه اگر آنها از دست بروند، سازمان هم از دست خواهدرفت. بنابراين، ازنظر سازمان آنها ارزشمندند و بايد باشند و جايگزين كردنشان دشوار است. سازمانها با دادن سكه هاي طلا، حقوقهاي بالا، منافع حاشيه اي و اتومبيل هاي گرانقيمت آنها را بيش از پيش به خود نزديك مي كنند. درعوض از آنها انتظار مي رود به سختي و با طي مسافتهاي طولاني كار كنند و تعهد و انعطاف پذيري داشته باشند. 40 يا 45 ساعت كار در هفته براي اين گروه نيست، معدودي از آنها از تمام مرخصي استحقاقي خود استفاده مي كنند، و يا پيش از آنكه شب شود، خانه و خانواده خود را مي بينند. از آنها انتظار مي رود كارها را مطابق تمايل سازمان انجام دهند و درعوض، بيش از پيش حقوق خوب دريافت دارند. درنيتجه اين وضع، آنها ازنظر سازمان، گران قيمتند و تعدادشان نيز كم است.

گروه دوم، پيمانكاراني هستند كه با سازمان قرارداد مي بندند تا كارها را انجام دهند. اين گروه هم از افراد و هم از سازمان تشكيل شده اند. منظور از افراد يادشده، كاركنان متخصص يا تكنسين هاي مستقلي هستند كه بسياري از آنها در گذشته از مستخدمان اصلي سازمان بوده اند و نقش خود را در هسته اصلي ايفا كرده اند و اكنون ترجيح داده اند كه جزو كاركنان مستقل باشند. منظور از سازمانها هم سازمانهايي هستند كه از سازمانهاي اصلي كوچكترند، ولي با وجود اين، هسته ها و پيمانكاران فرعي خاص خود را دارند. آنها در قبال نتيجه اي كه به دست مي آورند، پول مي گيرند و نه به ازاي مدت زماني كه صرف مي كنند، آنها حق الزحمه دريافت مي دارند نه حقوق. پيامد اين وضع واجد اهميت است به اين معنا كه سازمان مركزي مي تواند كنترل خود را فقط ازطريق بررسي نتايج اعمال كند و نه ازطريق بررسي روشها، گروه سوم، نيروي كار انعطاف پذير يا كليه كارگران پاره وقت و موقتي هستند كه رشد يابنده ترين بخش عرضه اشتغال را تشكيل مي دهند.

اين افراد، همان بازار كارند، بازاري كه كارفرمايان آن طور كه دوست دارند و هنگامي كه نياز دارند وارد آن مي شوند، تا هرچقدر كه مي توانند پول كمتري بابت آن بپردازند (كه البته اين فلسفه كوته بينانه است.)

  • در يك جمع بندي، شرايط كاري را در قرن حاضر مي توان چنين توضيح داد:

ـ كارگران تمام وقت دائم، اقليت نيروي كار را تشكيل مي دهند؛

ـ 70 تا 80 درصد از مشاغل، بيشتر به مهارتهاي فكري نياز دارند تا مهارتهاي بدني؛

ـ افراد مستقل، درجهاني شديدا رقابتي، با مازادي از نيروي كار جوياي شغل روبه رو هستند؛

ـ سازمانها بيش از پيش از افراد هوشمندي تشكيل شده اند كه كارهاي هوشمندانه اي انجام مي دهند؛

ـ افراد شاغل غالبا اطلاعاتي بيش از فرماندهان خود دارند و حس مسئوليت پذيري آنها براي انجام وظيفه چنان كامل است كه به فرمان كسي براي انجام كار گوش نمي دهند، لذا بايد آنها را متقاعد كرد؛

ـ مديران جديد برعكس مديران قديمي كه عالم بر همه چيز بودند و مي توانستند همه كارها را انجام دهند و هر مسئله اي را حل كنند، مي خواهند بدانند كه هر مسئله اي را چگونه مي توان حل كرد و در اين راه از ظرفيت كاركنان تحت مديريت شان استفاده مي كنند؛

به تدريج واژه مدير از بين خواهدرفت و افراد به عنوان رهبر تيم، گردانندگان پروژه، هماهنگ كنندگان و يا به طوركلي مجريان فعاليت خواهندكرد.

اما عامل مهم ديگري كه در سالهاي اخير باعث دگرگوني تجارت و كسب و كار گشته است پديده اي بنام اينترنت است .

  • اينترنت بزرگترين مدل از سازمان شبكه اي است كه تاكنون به منصه ظهور رسيده است و واقعيتي تكان دهنده را نمايان مي سازد:

در يك اقتصاد ديجيتالي، نقش يك مدير سنتي بازرگاني كاملا تغيير يافته و بعضا به طور كامل محو مي شود. عمليات شركت ، توسط افراد آن، با هدايت و كنترل متمركز بسيار كم ( و يا اصلا بدون كنترل متمركز) هماهنگ مي شود. كارگزاران مخاطره جو و پيمانكاران عمومي، جملگي نقشهايي كليدي ايفا مي كنند (پروژه ها را آغاز مي كنند ، منابع را تخصيص مي دهند و كارها را هماهنگ مي سازند). اما، نيازي به اعمال نظارت و كنترل يك شخص يا گروه وجود ندارد. در عوض، نتايج كلي، از اقدامات و تعاملات فردي تك تك بازيگران مختلف اين سيستم نشات مي گيرند.البته اين نوع از هماهنگي هميشه در يك بازار آزاد وجود دارد.

با پيدايش و گسترش اينترنت ، انقلاب شگرفي در چگونگي دسترسي به اطلاعات رخ داده است اينك اطلاعاتي كه در گذشته براي بدست آوردن شان ماه ها زمان نياز بود را ميتوان تنها با فشردن چند دكمه بي درنگ در اختيار گرفت و در كنار آن بازارهايي كه 7 روز هفته و بصورت 24 ساعته اقدام به انجام مبادلات و معاملات مي نمايند در دنياي نوين اينترنت سر برآوردند .

و به تبع آن كسب و كارهاي جديد و حرفه هاي جديدي بوجود آمده اند كه هوشمندي مضاعف و بازنگري در زمينه هاي راهبردي و استرات ژيك خود را مي طلبد . همچون بازاريابي كه ابزارتجارت است دستخوش تحولات عظيمي گرديده است بطور مثال بازاريابي سنتي را در مقابل بازاريابي مبتني بر فناوري با اين تفاوتها مي بينيم :

طبيعت بازارهاي در حال تغيير و واقعيت در حال دگرگوني صنعت ايجاب مي كند كه صاحبان كسب و كار ، حوزه پر خطر بازار را پيش بيني نموده و متغيرهاي فراوان و پيشگويي ناپذير آن را با تجزيه و تحليل روشمند و دقيق ، داوري نمايند و تصميم گيريهاي هوشيارانه اي در زمينه شاخص هاي موثر در كسب و كار به جهت انطباق با اين تغييرات انجام دهند . و همواره چهار نيروي عمده دگر گوني ساز فعاليتها را زير نظر داشته باشند :

1) سياست هاي دولت

2) رشد سريع فناوري

3) دگرگوني فرهنگي و اجتماعي

4) دگر گوني هاي اقتصادي

ظهور اينترنت حتي در سطوح بالاتر يعني دولت ها نيز اثرگذار بوده است بطوريكه كارهاي دولتي نيز بصورت گريز ناپذير، دچار تغييرات اساسي گشته اند : دولت الكترونيك به معناي فراهم كردن شرايطي است كه دولت ها بتوانند خدمات خود را بصورت شبانه روزي و در تمام ايام هفته به شهروندان ارائه كنند .

امروزه دولت ها همچنين براي جذب سرمايه ، كارگران ماهر ، گردشگران و ساير موارد با يكديگر در رقابت هستند و بدين منظور به امكانات جديدي نياز دارند كه دولت الكترونيك اين امكانات را فراهم مي كند .

كارمندان دولت مي توانند به سادگي و بصورت كارآمد مانند كاركنان دنياي تجارت امور خود را انجام دهند .

با بيان مسايل فوق ، درك اينكه چرا در سالهاي اخير " هوشمندي كسب و كار " يا Businessintelligence به موضوع داغي تبديل شده است دشوار نخواهد بود . BI به عنوان مجموعه ابزار ها ، راهكارها ، فناوري ها ، و مهارت هاي كسب دانشي جامع و يكپارچه از وضعيت كسب و كار يك سازمان به منظور ارئه اطلاعاتي فرا گير به گونه اي كه بتوان با استنباط از آن ها تصميم سازي كرد و بهره وري را افزايش داد به يكي از كليدي ترين اجزاي يك معماري سازماني بدل شده است . آمارهاي موجود شواهد و دلايل معتبري را ارائه مي كنند كه بر اساس آن ها سازمان ها توانسته اند هزينه هاي غير ضروري تحليل هاي عميق و دقيق تر از وضعيت درون سازماني رقابت پذيري و ضريب موفقيت خود را افزايش دهند و يك معماري تجاري قابل اطمينان دست يابند .

  •  اما كسب و كار در آينده

به تدريج كه به ژرفاي عصر اطلاعات و دانايي نزديك مي شويم و مشاغل سنتي از بين مي روند، ما براي اين كه بتوانيم جاي مناسبي در بازار كار بيابيم و در «اقتصادهاي ابرانساني» بهره ور باشيم، بايد به سوي مهارتهايي برويم كه قابل ماشيني شدن نباشند. در بسياري از موارد، افراد به دنبال شغلهاي موجود نخواهند رفت، بلكه آنها را با تعريف مسئله هايي كه با مهارتهاي ابرانساني شان قابل حل باشد، ابداع خواهند كرد؛ مهارت هايي مانند اكتشاف، خلاقيت و تاثيرگذاري.

سه حوزه كليدي براي طراحي ابر شغل هاي آينده (HYPER JOBS) عبارتند از: انرژي، دست كاري مواد و احياي انسان.در حوزه انرژي، بويژه ترويج اقتصاد بدون نفت و كسب وكار انرژي هاي جايگزين مي تواند دستمايه طراحي ابرشغلها باشد. به بركت پيشرفت علم و فناوري، هيچ يك از صنايع آينده از دستكاري مواد در امان نخواهند بود و اين نيز به نوبه خود يعني انبوهي از فرصتها براي طراحي ابرشغلها. گذشته از همه اينها، ما انسانيم و بايد از كار و زندگي لذت ببريم و بنابراين، شادابي رواني يا بهبود آن نيز حوزه وسيعي است كه در آينده ميزبان ابرشغلهاي جديد خواهد بود. اين ابرشغلها، افزايش شادابي رواني و حيات روحاني انسانها را نشانه خواهند گرفت و به انسانها كمك خواهند كرد تا توانمنديهاي ابرانساني شان را تقويت كنند.

  • ويژگيهاي ابرشغلهاي جديد

ويژگي اصلي و حياتي يك ابرشغل اين است كه بايد به وسيله موجودي انجام شود كه زنده است و زنده عمل مي كند؛ كسي كه داراي شعور است و نسبت به اين شعور خودآگاهي دارد. اگر مانند يك روبات عمل كني، ريسك جايگزين شدن با آن را پذيرفته اي.

ابرشغلهاي نوظهور، چندان بر مهارتهاي ماشيني مثل تندشماري يا تصميم گيري قانون مند اتكا نخواهند داشت. به عكس، بر مهارتهايي متكي خواهند بود كه وراي فناوريهاي ديجيتال امروز و شايد فردا هستند.

ابرشغلها بر پايه ي پنج «مهارت زنده» كليدي و سه مهارت كمكي شكل مي گيرند. مهارتهاي زنده عبارتند از:

1) اكتشاف: به معناي پيداكردن «چرايي»هاي علم، زندگي و كسب وكار.

2) خلاقيت: يعني شكل دادن به چيزي نو در ذهن.

3) پياده سازي: يعني چيدن ميوه هاي خلاقيت در دنياي واقعي؛ يعني توانايي اجراي يك طرح يا نقشه.

4) تاثيرگذاري: به معناي تعامل با ديگران در جهت الهام بخشي، جهت دهي، و توانمندسازي آنان؛ آنچه كه در حد عالي آن از يك رهبر انتظار مي رود.

5) فعاليت هاي بدني: يعني تعامل هشيارانه با ابزارها يا بدن.

  • مهارتهاي كمكي كه پشتيبان مهارتهاي كليدي به شمار مي آيند، عبارتند از:

1) مهارتهاي ذهني پايه: مثل ادراك، طبقه بندي و ابراز احساسات.

2) تفكر نمادين و تفسير: شامل زبان، رياضيات و بكارگيري نشانه هاي علمي.

3) مسئوليت پذيري: شامل هشياري جهاني، اخلاق و شعور مذهبي.

موفقيت شغلي در هزاره جديد به اين بستگي خواهد داشت كه افراد، زمينه هاي يادگيري خود را از جاهايي كه فناوري الكترونيك و ديجيتال بهتر از پس آنها بر مي آيند، به زمينه هايي انتقال دهند كه انسان خودآگاه در آنها قوي تر است.

  • در پايان نگاهي به وضعيت فضاي كسب و كار در كشور ايران مي اندازيم :

يكي از شاخص هايي كه براي ورود سرمايه به يك كشور مهم است شاخص فضاي كسب و كار است.

ايران از نظر فضاي كسب و كار رتبه كل 137 را در بين كشورهاي جهان دارا است كه به نسبت سال 2009 به ميزان پنج رتبه بهبود داشته است. همچنين رتبه ايران در منطقه خاورميانه از بين 19 كشور كه پارسال 17 بود، به 15 رسيده است.

به گزارش ايسنا كنفرانس توسعه و تجارت ملل متحد (آنكتاد) وابسته به بانك جهاني، هر ساله اقدام به رتبه بندي كشورها از نظر فضاي كسب و كارشان با استفاده از 10 شاخص تعريف شده مي كند. اين گزارش كه چند ماه قبل از آغاز سال جديد ميلادي منتشر مي شود، بيانگر ميزان مناسب بودن فضاي كسب و كار يك كشور عموما براي سرمايه گذاري خارجي است و در جهان تجارت از نفوذ زيادي برخوردار است.

به همين دليل سازمان سرمايه گذاري، كمك هاي فني و اقتصادي ايران كه از معاونت هاي وزات امور اقتصادي و دارايي به شمار مي ر ود و مسئوليت مستقيم بهبود فضاي كسب و كار در كشور را بر عهده دارد، فعاليت هاي زيادي را در زمينه بهبود رتبه ايران در فضاي كسب و كار انجام داده است كه از جمله آن ها مي توان به تشكيل 10 كارگروه براي راهبري موارد مرتبط با شاخص هاي ده گانه، برگزاري بيش از 100 نشست در چارچوب كلي پروژه و هر شاخص به صورت جداگانه و پي گيري رفع مشكلات و گلوگاه هاي اثبات شده اشاره كرد.

اين فعاليت ها در بسياري از موارد منجر به بهبود شده است، اما به دليل اينكه شاخص هاي ده گانه بسيار بين بخشي هستند بهبود مستمر آن ها نياز به يك كار درازمدت تخصصي و هماهنگ بين تعداد زيادي از وزارتخانه ها و سازمان هاي كشور دارد.

سازمان «آنكتاد» براي تعيين رتبه هر كشور به بررسي كمي و كيفي 10 شاخص تعريف شده مي پردازد كه عبارتند از شروع كسب و كار، اخذ مجوزهاي ساخت، اشتغال، ثبت املاك، اخذ اعتبارات، حمايت از سهام داران خرد، پرداخت ماليات، تجارت فرامرزي، اجراي قرارداد، پايان كسب و كار.

هرگونه اصلاحي در هر كدام از اين شاخص ها، ثبت شده و در تعيين رتبه هر كشور نقش موثري دارد. بايد توجه داشت كه صرف بهبود از سوي يك كشور، منجر به بهبود رتبه آن كشور در رتبه بندي نهايي نمي شود چون همزمان كشورهاي ديگر هم مشغول اصلاحات هستند و رتبه خود را ارتقا مي دهند؛ در واقع بهبود يك شاخص وابستگي زيادي به كيفيت آن دارد.




بازديد کننده گرامي: با توجه به وظيفه پورتال اشتغال در خصوص اطلاع‌رساني جامع در حوزه‌هاي مختلف مرتبط با اشتغال، مسئولين اين پايگاه اطلاع‌رساني آمادگي دريافت مطالب شما شامل؛ مقالات، گزارش‌ها، کتب،و آدرس ساير پايگاه‌هاي اطلاع‌رساني مرتبط جهت ارزيابي و ارائه آن با حفظ حقوق مالکيت معنوي مربوطه بر روي سايت پورتال اشتغال را دارند. در صورت تمايل اطلاعات خود را ارسال نماييد.


 

 

پايگاه اطلاع‌رساني اشتغال كارجو، كارفرما

صفحه اصلي    تماس با ما     ارسال اطلاعات    درباره ما    پرسش و پاسخ

كليه حقوق مادي و معنوي اين پايگاه متعلق به سازمان تجاری سازی فناوری و اشتغال دانش‌‌آموختگان مي باشد

استفاده از اطلاعات با ذكر منبع بلامانع است