صفحه اصليدرباره ماتماس با مابازگشتوب سرويس

 

تعداد بازديد: 4241                                               
نقش كارآفريني در اشتغال زنان فارغ‌التحصيل
مقاله منبع
نقش كارآفريني در اشتغال زنان فارغ‌التحصيل عنوان
نويسنده
1387/03/21 تاريخ

عصر حاضر مقارن با عصر كارآفريني است اما چالشهاي فراروي اشتغال زنان در جوامع توسعه يافته و در حال توسعه از يك سو ، نابرابري در دسترسي به برخي از دوره‌هاي تحصيلات تكميلي از سوي ديگر و عدم امكان بروز اثربخشي و تواناييهاي زنان دانش‌آموخته آموزش عالي در نهايت، راهكار كارآفريني را پيش روي دست‌اندركاران اين بخش نهاده است.

خلاصه
پايگاه جامع آموزشي پژوهشي كارآفريني مرجع

    چاپ   ارسال براي دوستان
1 2

عصر حاضر مقارن با عصر كارآفريني است كه مفهوم آن از ديرباز در ادبيات و متون اقتصادي شناخته شده است اما چالشهاي فراروي اشتغال زنان در جوامع توسعه يافته و در حال توسعه از يك سو ، نابرابري در دسترسي به برخي از دوره‌هاي تحصيلات تكميلي از سوي ديگر و عدم امكان بروز اثربخشي و تواناييهاي زنان دانش‌آموخته آموزش عالي در نهايت ، راهكار كارآفريني را پيش روي دست‌اندركاران اين بخش نهاده است.

چرا كه كارآفرينان انقلابي را برانگيخته‌اند كه اقتصاد جهاني را تغيير داده است زيرا پيدايش كسب و كار جديد به اقتصاد بازار ، شور و نشاط مي‌بخشد و فرصتهاي شغلي جديدي را مهيا مي‌نمايد. كنار گذاشتن بخش وسيعي از نيروي فعال جامعه از بسياري از مشاغل ، به معني هدر دادن منابع انساني بوده و از جمله پيامدهاي ديگر آن افزايش انعطاف ناپذيري بازار و كاهش توان اقتصادي براي تعديل تغييرات است.

 ترويج كارآفريني به عنوان يك راهكار مناسب براي حل اين مشكل برگزيده شده است ، گرچه ايجاد اشتغال، يكي از تبعات كارآفريني است.از طرف ديگر، امروزه ميزان مشاركت و اشتغال، يكي از شاخص‌هاي نوسازي اقتصاد ملي و اقتصادي محسوب شده و ميزان و نحوه مشاركت اقشار مختلف در فعاليتهاي اقتصادي يكي از عوامل و شاخصه‌هاي توسعه است. با اينكه ضرورت و الزام اقتصادي اشتغال و مشاركت زنان در فعاليتهاي اقتصادي، همواره در تاريخ پيشرفت و توسعه جوامع مختلف بشري مطرح بوده است ، لكن هنوز در بسياري از كشورها ميان زنان و مردان تعادل مطلوب و قابل قبولي در اين زمينه و در فعاليتهاي مختلف ايجاد نشده است.

 تغييراتي كه در ساخت اقتصادي جامعه ايجاد شده موجب گرديده است كه فرصتهاي شغلي افزايش و دامنه فعاليتها گسترش يابد. اين تغييرات باعث شده است تا زنان از محدوده خانه خارج شوند، جذب نظام شغلي جامعه گردند و در تغيير كار سنتي حاكم بر جامعه نيز تغييراتي ايجاد كنند. بدين ترتيب تغيير كاري كه بر اساس جنس بود و كارها را بر اساس طبيعت زنانه و مردانه بودن تقسيم مي‌نمود تغيير كرد و از قالب سنتي بودن خود بيرون آمد.در اين مقاله ضمن بررسي مفاهيم اصلي كارآفريني و اشتغال زنان به تنگناها و موانع ايجاد كارآفريني و اشتغال در بين زنان دانش‌آموخته آموزش عالي پرداخته و در نهايت راهكارهايي ارائه شده است.

مقدمه : در گذشته‌اي نه چندان دور، بحث درآمدزايي در آموزش عالي جدال‌انگيز و حتي گاهي دون شأن آموزش عالي تلقي مي‌شد، اما شرايطي كه امروزه دانشگاهها در آن قرار دارند، گوياي واقعيتهاي ديگري است كه با افزايش روزافزون هزينه‌ها، هجوم گسترده داوطلبان ورود به دانشگاهها، افزايش هزينه‌هاي حفظ و ارتقاي آموزش عالي، محدوديت شديد منابع مالي و ...، مديران دانشگاهي را به طور جدي به انديشه يافتن راههاي نو براي كسب منابع مالي مكفي و پايدار رهنمون مي‌سازد (حسن مرادي، 1383، ص 492)

امروزه رشد يا اهميت كارآفريني جهت ايجاد فرصتهاي جديد اقتصادي و توسعه شغلي براي افراد جامعه در كشورهاي مختلف مورد توجه و استقبال بسيار زياد سازمانهاي دولتي و غير دولتي قرار گرفته است كه از عمده‌ترين دلايل آن ازدياد روزافزون جمعيت و مشكل بيكاري است.شرايط اقتصادي، اجتماعي، صنعتي و فرهنگي امروز كشور به گونه اي است كه حل مشكلات و تنگناها، الگوها و راه‌حلهاي جديد و متفاوتي را مي‌طلبد.

 تركيب جمعيت جوان كشور و مشكل اشتغال بانوان تحصيل‌كرده، ضرورت ايجاد فرصتهاي شغلي و نيز روند كاهش درآمدهاي نفتي از عوامل عمده‌اي هستند كه باعث شده سياستگزاران و تصميم‌سازان كلان كشور به منبع درآمد ديگري به غير از نفت انديشه كنند و آن منبع جز فكرهاي نو و خلاقيتهاي گروه كارآفرينان چيز ديگري نمي‌تواند باشد. (يزدان بخش، 1381 ص 31)

آنچه كه در شيوه‌هاي حمايتي مورد نظر مي‌باشد افزايش مشاركت زنان و توانمندي‌هاي ايشان در راستاي تبديل شخص به كارآفرين است. بديهي است كه افزايش مشاركت زنان با معناي حضور آنان در تمام مراحل توسعه است. براي اين منظور شناسايي مشكلات، بررسي نيازها، برنامه‌ريزي، مديريت، اجرا و ارزشيابي ، ضرورياتي اجتناب ناپذيرمي باشند. به هر حال، امروزه با توجه به نقش و تأثير عمده زنان در امر فعاليتهاي اقتصادي و توليدي، ضرورت تواناسازي آنان به لحاظ لزوم مشاركت فعال در توسعه اقتصادي و امر توليد، بيش از پيش اهميت يافته است.

از اين رو مي‌توان ادعا نمود كه تمامي انديشمندان و متفكران برنامه‌ريزي و توسعه اقتصادي در اين مبحث كه زنان نيز بايد مانند مردان به نيروهاي توانا تبديل شوند، اتفاق نظر دارند و آنچه موجب بروز برخي تمايزات ميان نظرات و عقايد دانشمندان مي‌شود، چگونگي تجهيز ، توانمندسازي و اولويت‌بندي عوامل لازم جهت توانا ساختن زنان مي‌باشد.توجه به آماري چند در سطح جهان كه توسط يونسكو منتشر شده است تصوير واضح‌تري از وضعيت زنان را ترسيم مي‌كند:

1- 70 درصد فقيران و 64 درصد بي‌سوادان جهان را زنان تشكيل مي‌دهند.

2- تنها 33 درصد زنان در قياس با مردان به آموزش عالي راه مي‌يابند.

3- سهم زنان در اشتغال، به خصوص در كشورهاي در حال توسعه، در قياس با مردان تنها 5 درصد است.

4- توليد ناخالص ملي در صورتي كه كار بدون دستمزد زنان به عنوان يك عامل رسمي توليد مدنظر قرار گيرد افزايش فوق‌العاده‌اي خواهد داشت.

5- زنان در قياس با مردان در مراحل بيشمار زندگي شغلي و حرفه‌اي با اختلاف دستمزد فاحشي روبرو هستند. متوسط مزد زنان در بخش كشاورزي سه چهارم مردان است و بي‌كاري بين زنان به مراتب بيشتر از مردان است.

6- در كشورهاي در حال توسعه، زنان كمتر از يك هفتم مشاغل مديريتي را اشغال كرده‌اند.

 7- ميزان مشاركت زنان در نيروي كار طي 20 سال اخير تنها چهار درصد افزايش يافته است (فراهاني، 1380، ص 13)

از طرف ديگر، اگر گسترش زمينه‌ها و ارتقاي سطوح مشاركت زنان با تفويض اختيارات با آنان توأم نباشد، نمي‌توان ادعا كرد كه پروژه تواناسازي زنان با موفقيت پيش مي‌رود و يا انتظار داشت كه فواصل جنسيتي موجود در جامعه برطرف شود. توازن قدرت بين زنان و مردان يك جامعه به نحوي كه هيچكدام از آنها فرمانرواي ديگري نباشد و هر دو به نحو برابر به منابع و منافع آن دسترسي داشته باشند، يكي از شاخص‌هاي توسعه نيافتگي است. (وزارت علوم، تحقيقات و فناوري، 1382)

كارآفريني ويژگيهايي كه موجب مي‌گردد يك فرد كارآفرين شود ارثي نيست بلكه اكتسابي است. بنابراين پرورش اين ويژگيها در افراد مختلف لازم است.

برخي از افراد در محيط‌هايي پرورش مي‌يابند كه زمينه براي تحريك انگيزه‌ها و پرورش ويژگيهاي آنان فراهم است، مطالعات نشان داده است در صورتي كه اين افراد كسب و كاري را شروع نمايند، اغلب با موفقيت همراه خواهد بود اما بيشتر مردم در چنين محيط‌هايي قرار ندارند، لذا ايجاد انگيزش و پرورش ويژگيها از طريق برنامه‌هاي آموزشي براي آنان لازم است. اين ويژگيها شامل مواردي همچون آموزش تفكر خلاق، بالا بردن ريسك پذيري، بالا بردن قدرت تحمل ابهام، ايجاد اعتماد به نفس، فرصت‌شناسي، دادن اطلاعات آموزشي نسبت به خصوصيات رواني از قبيل مركز كنترل مي‌باشد. (وزارت علوم، تحقيقات و فناوري، 1382)

به طور كلي ويژگيهايي كه با كارآفريني مرتبط هستند و آن را از خوداشتغالي و ساير فعاليتهاي توليد درآمد جدا مي‌سازند، عبارتند از : مالكيت و كنترل، تصميم‌گيري، انتخاب و گزينش، خطرپذيري، نوآوري و حل مسأله، فرصت‌يابي، انگيزش و فرصت براي رشد و توسعه (ماهلر[1]، 1998، ص 580) . از ديگر خصوصيات شخص كار آفرين غبارتند از :

1_ كارآفرينان معمولاً ريسك را در دستور كار خود قرار ميدهند و از خطر پذيري هراسي ندارند،

 2- خلاق و نوآور هستند ،

 3- عزم و اراده قوي دارند و نشدني‌ها را شدني مي‌كنند،

 4_ استقلال طلبي بالايي دارند و همواره دوست دارند براي خودشان كار كنند و به همين دليل هم منشاء خدمات مؤثري مي‌شوند

و 5- ثروت طلب نيستند اما پول را نشانه موفقيت مي‌دانند (يزدان بخش،1380، ص31).

پس در كارآفريني با گروهي نسبتاً متمايز از افراد مواجهيم كه تواماً خلاق و مديرند و اينها كارهايي انجام مي‌دهند كه ديگران نمي‌توانند و به عبارت ديگر كارآفريني تركيبي خاص و بديع از خلاقيت و مديريت است پس عاقلانه نيست كه ميدان كارآفريني را براي نسل جوان باز نكنيم، زيرا در صورت بي‌توجهي به توسعه كارآفريني، خود جوانان شخصأ حركت كرده و راه را البته با مشكلات و چالش‌هاي بيشتر باز خواهند كرد. امروزه در جامعه ما (حداقل در ميان سياستگزاران و برنامه‌ريزان ) ضرورت پرداختن به كارآفريني حس شده است (يزدان بخش، 1380، ص 32) .

 كارآفرين در واقع مانند يك رهبر اركستر وظيفه دارد كه مهارتها و تواناييهاي مختلف را در كنار هم جمع نمايد و برنامه‌اي تدوين شده ارائه دهد. همانطور كه صدا بايد دلنشين باشد، طرح نهايي كارآفرين نيز بايد زيبا باشد. (وزارت علوم، تحقيقات و فناوري، 1382) . علاوه بر اين مهمترين پيامدهاي كارآفريني را مي‌توان ايجاد و تقسيم ثروت، اشتغال، رقابت سالم و حذف انحصارات، افزايش بهره‌وري و پويايي در عرصه اقتصاد و ايجاد و انتقال تكنولوژي دانست (وزارت علوم، تحقيقات و فناوري، 1382).چنانچه گفته شد كارآفرينان طيف متنوعي را شامل مي‌شوند. اين موضوع موجب شده صاحبنظران و محققين كارآفريني ويژگيهاي مختلفي براي كارآفرينان ذكر كنند كه در زير به مهمترين آنها اشاره مي‌شود:

- نوآوري (Innovation)

- خلاقيت (Creativity)

- مخاطره‌پذيري (Risk bearing)

- اعتماد به نفس (Self-Confidence)

- دانش فني (Technical Knowledge)

- استقلال (Independence)

- هدف‌گرا (Goal-Oriented)

- مركز كنترل داخلي (Locus of Control Internal)

- عكس‌العمل مثبت نسبت به مشكلات و موانع (Reaction to set back positive)

- توانايي به ايجاد ارتباطات (Communication Ability)

- توفيق طلبي (Need for Achievement)

- تمايل به مسؤوليت‌پذيري (For Responsibility Desire)(وزارت علوم، تحقيقات و فناوري، 1382)

 تعريف كارآفريني نگاهي گذرا به سير تاريخي مفهوم و حوزه كارآفريني نشان مي‌دهد كه كارآفريني ابتدا فقط در حوزه موزيك مطرح بوده است و كارآفرين در فرهنگ لغات آكسفورد 1897، رئيس يا مدير مؤسسه ملي موزيك تعريف شده است يعني كسي كه سرگرميهاي موزيك را تدارك مي‌بيند

. پس از آن در سال 1933 كارآفريني وارد حوزه جديد و وسيع‌تر كسب و كار شد و كسي كار آفرين قلمداد گشت كه مؤسس و متقبل بنگاه اقتصادي باشد. به دنبال آن شومپيتر[2] حوزه را وسيعتر دانست و گفت كارآفرين مي‌تواند در استخدام سازمان ديگري قرار گيرد. به عبارت ديگر كارآفرينان سازماني را به حوزه قبلي اضافه كرد (كرباسي، 1381، ص 29) .

 واژه كارآفريني قريب 2 قرن است كه در ادبيات و مديريت و اقتصاد وارد شده است و مانند ساير واژه‌ها تغييرات زيادي كرده و از رشد تكاملي برخوردار بوده است. مطالعات نشان مي‌دهد كه انسانها همواره به دنبال پيدا كردن عامل موجد ارزش و تغيير بوده‌اند (يزدان‌بخش، 1381، ص 31) .

كارآفريني يكي از واژه‌هايي است كه تعريف واحدي براي آن وجود ندارد و از ابتداي طرح آن در محافل علمي، تعاريف متفاوتي از ديدگاههاي گوناگون براي آن ارائه شده است. برخورد صاحبنظران با مقوله كارآفريني همانند برخورد افراد نابينايي است كه با موجودي مواجه مي‌شوند و هر كدام متناسب با عضوي از آن موجود كه لمس مي‌نمايند ، به توصيف آن مي‌پردازند. از اين رو درك كامل موضوع كارآفريني نيازمند داشتن ديدگاه بين رشته‌اي است، چرا كه كارآفريني بر حسب ماهيت خود و بر حسب توجه محققين به رشته‌هاي مختلف از ديدگاههاي اقتصادي، روانشناسي، جامعه‌شناسي و حتي تاريخي تعريف شده است (كرباسي، 1381، ص 27).

واژه كارآفريني از كلمه فرانسوي (Entreprendre)به معناي «متعهد شدن» نشأت گرفته است. در سال 1848 واژه كارآفريني (Entrepreneurship)توسط «جان استوارت ميل»در زبان انگليسي ترجمه شد و عمل كارآفرين (Entrepreneur) راشامل هدايت، نظارت، كنترل و مخاطره‌پذيري مي‌دانست و عامل متمايزكننده مدير و كارآفريني را مخاطره‌پذيري معرفي مي‌كرد. بنابر تعريف واژه‌نامه دانشگاهي وبستر «كارآفرين كسي است كه متعهد مي‌شود مخاطره‌هاي يك فعاليت اقتصادي را سازماندهي، اداره و تقبل كند.

» «ژوزف شومپيتر» استاد دانشگاه هاروارد اظهار مي‌دارد كه : «كارآفرين نيروي محركه اصلي در توسعه اقتصادي است و نقش وي عبارت است از نوآوري يا ايجاد تركيب‌هاي تازه از مواد» از ديدگاه شومپيتر «نوآوري ملاك كارآفريني است» (بصير، 1381، ص 12) . كارآفرين واقعي تنها از پيگيري فردي حاصل نمي‌شود، بلكه حاصل رفتاري با تشريك مساعي است، كه در هر سازمان و ملتي و در هر اندازه‌اي بسيار مهم است. كارآفريني از خلق ارزشها توسط مردم و سازمانهايي كه با يكديگر كار مي‌كنند، از طريق بكارگيري خلاقيت، سخت‌كوشي و تمايل به خطرپذيري حاصل مي‌گردد (فرخ، 1380، ص 98).

از آنجا كه كارآفريني واژه‌اي از واژه‌هاي مطرح در علوم انساني است و مفاهيم علوم انساني بر خلاف مفاهيم علوم تجربي، از قطعيت بالايي برخوردار نمي‌باشند امكان ارائه تعريفي واحد براي مفهوم كارآفريني وجود ندارد و براي آن در محافل مختلف علمي نيز، تعريف متفاوتي از آن ارائه شده است اما با توجه به نظرات و ديدگاههاي مختلف به تعريف ذيل اشاره مي‌شود: كارآفريني فرايندي است كه طي آن فرد كارآفرين با ايده‌هاي نو و خلاق ، شناسايي فرصتهاي جديد و با بسيج منابع، مبادرت به ايجاد كسب و شركتهاي نو، سازمانهاي جديد و نوآور و رشد يابنده نموده كه توأم با پذيرش مخاطره و ريسك است و منجر به معرفي محصول يا خدمت جديدي به جامعه مي‌گردد.

در دهه‌هاي اخير دو واژه كارآفريني درون سازماني و كارآفريني شركتي نيز در ادبيات كارآفريني به كار مي‌روند. علت فراگير شدن اين مفاهيم هماهنگي با تغييرات محيط اجتماعي و اقتصادي بوده است از جمله اهميت نوآوري براي بقا در رقابت نفس‌گير جهاني، سر بر آوردن رقباي كوچك ولي سريع و ايجاد تمايل در نيروهاي كليدي براي ماندن در سازمان به جاي كار فردي و مستقل (دهقانپور فرشاه، 1381، ص 4) . به منظور درك بهتر و دقيق‌تر سازمانهاي خلاق و كارآفرين از دو لحاظ بعد ساختاري و محتوايي بايد اضافه نمود كه: بعد ساختاري سازمان ، ويژگي و مشخصه‌هاي دروني سازمان را نشان مي‌دهد.

بعد محتوايي هم معرف موقعيت و جايگاه سازمان است و بر بعد ساختاري اثر مي‌گذارد و نشان‌دهنده محيطي است كه سازمان و بعد ساختاري در آن قرار گرفته است. دو بعد ساختاري و محتوايي با يكديگر رابطه متقابل و متعامل دارند و تحقق اهداف سازماني هر يك از اين ابعاد خود را با ديگري وفق مي‌دهند (دفت، 1380) زنان كارآفريندر حال حاضر سير تحولات جهاني، كارآفرينان را در خط مقدم توسعه فناوري و اقتصادي قرار داده است.

تجربه موفقيت‌آميز اغلب كشورهاي پيشرفته و نيز برخي از كشورهاي در حال توسعه در عبور از بحرانهاي اقتصادي بواسطه توسعه كارآفريني در آن كشورها، موجب گرديده تا ساير كشورها نيز براي كارآفريني، كارآفرينان و شكل‌گيري كسب و كارهاي نوآورانه اهميت خاصي قائل گردند (وزارت علوم، تحقيقات و فناوري، 1382)آموزش ، يكي از جنبه‌هاي مهم در گسترش كارآفريني است كه مورد توجه ويژه‌اي واقع شده است.

با توجه به مطالعات مختلفي كه صورت گرفته ثابت شده كه ويژگيهاي كارآفرينان اغلب اكتسابي است و نه توراثي و از اين رو در حال حاضر آموزش كارآفريني به يكي از مهمترين و گسترده‌ترين فعاليتهاي دانشگاهها تبديل شده است (وزارت علوم، تحقيقات و فناوري، 1382) چرا كه تغيير فراگير روشها و نگرشها طي دو دهه اخير، توجه بسياري را به آموزش و پرورش و همچنين جذب و به كارگيري مديران كارآفرين سوق داده است. تحقيقات موجود در اين زمينه بيانگر نقش كليدي كارآفرينان مي باشد( به ويژه در ايجاد واحدهاي اقتصادي كوچك و متوسط كه منجر به اشتغالزايي زياد مي‌شود).

بنابراين از ابتداي دهه 60 توجه بيشتري به كارآفرينان مبذول شد. توجه به كارآفريني و ايجاد توسعه آن، علي‌رغم وجود بعضي انگيزه‌هاي مشخص، گام مثبتي در ايجاد فضاي مناسب جهت توسعه، افزايش منابع ملي و كاهش نرخ بيكاري، برداشته است (پرخوان رازليقي، 1380، ص 24). از طرف ديگر، با ورود جامعه‌شناسان و روانشناسان به عرصه مطالعات و تحقيقات پيرامون كارآفريني و كارآفرينان و نتايجي كه از اين تحقيقات حاصل شده است ، ضرورت كارآفريني و توسعه آن (به ويژه آموزش كارآفريني) بيش از پيش مشهود گرديد و همين امر موجب افزايش تلاشها براي توسعه كارآفريني و آموزش آن در دو دهه گذشته شده است (وزارت علوم، تحقيقات و فناوري، 1382).

بعنوان مثال كارآفريني از سوي روانشناسان با درك نقش كارآفرينان در اقتصاد و به منظور شناسايي ويژگيها و الگوهاي رفتاري آنها مورد توجه قرار گرفت و دانشمندان مديريت نيز به كارآفريني، تشريح مديريت كارآفريني و ايجاد جو محيط كارآفرينانه در سازمانها پرداختند. جامعه‌شناسان، كارآفريني را بعنوان يك پديده اجتماعي در نظر گرفته و به بررسي رابطه متقابل بين كارآفرينان و ساير قسمتها و گروههاي جامعه مي‌پردازند (وزارت علوم، تحقيقات و فناوري، 1382) ، چرا كه كارآفرينان از عوامل ضروري تغيير در يك اقتصاد مبتني بر بازارند، آنها امكان استفاده مؤثر و فزاينده از منابع را فراهم مي‌آورند و داد و ستد بين بخش‌هاي مختلف با امكانات و اولويتهاي متفاوت را تسهيل مي‌سازند.

 همچنين رفتار كارآفرينانه، عامل شتاب‌دهنده توليد، انتشار و كاربرد ايده‌هاي نوآورانه است و در جوامع دستخوش تغييرات سريع اقتصادي نيز، كارآفريني تأثيرات زيانبار اجتماعي را از طريق ايجاد فرصتهاي شغلي تعديل مي‌بخشد. به طور كلي، كاركرد كارآفرينانه بر روي نرخ رشد بنگاههاي جديد تأثير دارد و شانس بقاء و رشد بنگاههاي موجود را افزايش مي‌دهد (جدي، 1380، ص 71).كارآفرين شخصي است اهل عمل و با انگيزه قوي كه براي دست يافتن به هدف ريسك مي‌كند. به طور كلي، تا به حال ويژگيهاي زيادي در خصوص كارآفرينان در تحقيقات مختلف معرفي شده است.

 در اين رابطه روانشناسان سعي مي‌كنند دريابند كه چه چيزي در يك كارآفرين وجود دارد كه اين اعمال از او سر مي‌زند. برخي خودگير و مغرورند، برخي خونگرم و صميمي و برخي ديگر گوشه‌گير و خجول اما اگر روي هم رفته صفات شخصي و مهارتهاي آنان را بسنجيم روشن مي‌شود كه كارآفرين‌ها «به عنوان يك گروه» با غير كارآفرينها تفاوت اساسي دارند. امكان ندارد كارآفريني را ببينيد كه در همه صفات ارائه شده نمره بالا بگيرد، اما بسيار احتمال دارد كارآفريني كه شما به او برمي‌خوريد در بيشتر آنها مخصوصاً در اعتماد به نفس، توانايي ريسك‌پذيري، نرم‌خويي، نياز شديد به كاميابي و استقلال جويي مفرط نمره بالا بياورد (پرخوان رازليقي، 1380، ص 26).

 از طرف ديگر، كارآفرين سرمايه‌دار نيست ولي قادر است از سرمايه‌هاي راكد به خوبي استفاده كند. همچنين او ممكن است مخترع، عالم، متخصص و هنرمند نباشد، ولي توان بهره‌برداري مناسب از علم، تخصص و هنر ديگران را دارد. به طور كلي، تعاريفي كه از كارآفريني ارائه شده، مبين آن است كه، كارآفرين منتظر سرمايه‌گذاري و ايجاد شغل از طرف دولت و ديگران نيست. او خود با شناخت صحيح از فرصتها و استفاده از سرمايه‌هاي راكد، امكاناتي را فراهم نموده و با سازماندهي و مديريت مناسب منابع، ايده خويش را عملي مي‌نمايد. او تنها خودش شاغل نمي‌شود، بلكه بدون اتكاء به دولت، در بخش غير دولتي براي تعداد ديگري نيز شغل مي‌آفريند و علاوه براين نقش مهمي در توليد و «اشتغال مولد» دارد.

 اين امر سبب كاهش نرخ بيكاري بدون نياز به سرمايه‌گذاري دولت براي ايجاد اشتغال مي‌گردد. البته دولت مي‌تواند با ارائه تسهيلات و پيگيري سياستهاي مناسب، حركات كارآفرينان را شدت و شتاب بخشد (وزارت علوم، تحقيقات و فناوري، 1382). اثرات اجتماعي و اقتصادي كارآفريني

:1- عامل اشتغالزايي: زماني كه كارآفرينان يك شغل جديد را شروع مي‌كنند بالطبع حداقل به يك يا چند نيروي استخدامي نياز دارند تا كارهاي خود را سامان بخشند.

2- عامل بهبود كيفيت زندگي، بهره‌برداري از منابع و فعال شدن آنها براي بهره‌وري ملي: كارآفرينان پيوسته در حال ابداع و توسعه كالاها و خدمات مورد رضايت و نياز مردم هستند، لذا با ابداع اقلام و ارتقاء محصولات جديد و خدمات مورد نياز و با استفاده بهينه از منابع مالي مردم در سرمايه‌گذاريها، ضمن بهبود كيفيت ، راه را براي ارتقاء بهره‌وري ملي هموار مي‌كنند.

3- عامل رفع خلل، شكافها و تنگناهاي بازار و اجتماع: كارآفرينان به بهره‌گيري از نيروي خلاق، ريسك‌پذير و تحميل ابهام قادر هستند . به زيركي و ظرافت و به سرعت هر چه تمام‌تر تهديدات و تنگناهاي محيطي را تبديل به فرصت كرده و در شرايط سخت نظير تورم، كمبود ارز، جنگ و ... فرصتهاي جديدي را كشف و مورد بهره‌برداري قرار دهند

.4- عامل تعادل در اقتصاد پويا و ترغيب و تشويق در سرمايه‌گذاري همراه با سود اجتماعي

5- عامل تحول و تجديد حيات ملي و محلي

 6- عامل كاهش بوروكراسي اداري

 7- عامل نوآوري و روان‌كننده تغيير8

- عامل تحريك و تشويق حسن رقابت

9- عامل يكپارچگي و ارتباطا بازارها

10-عامل ايجاد ثروت و توزيع درآمد (پردخوان رازليقي، 1380، ص 26)

زنان كارآفرين در مقايسه با مردان گرايش بيشتري به كار گروهي داشته و خودمحوري در آنان ضعيف‌تر است. نفسانيات فردي براي آنان در قياس با موفقيت سازمان يا تفكر تجاري كه دنبال مي‌كنند كم‌اهميت‌تر است. با اين حال، در ويژگيهايي همچون تمايل به موفقيت، خودمختاري، جسارت، استقال و خيرخواهي هيچ تفاوتي ميان زنان و مردان كارآفرين وجود ندارد، علاوه بر آن هيچ تفاوتي در رغبت به مخاطره‌جويي ميان زنان و مردان كارآفرين ديده نشده است (هيسريچ[3]، 1984).

يكي از موضوعات عمده كه زنان فعال و كارآفرين براي كسب موفقيت در انجام فعاليت حرفه‌اي و خوداشتغالي به آن نياز دارند، ايجاد توانمندي در خويش است ، زيرا موانع بسياري در جريان هر فعاليت روياروي آن مي‌باشد و به دليل وجود همين موانع، زنان براي مبادرت به فعاليتهاي اشتغالزا نياز به انگيزه عميق‌تر و همچنين استعمار و قاطعيت در عمل براي كسب موفقيت در اقدامهاي خود دارند. برخي انگيزه‌هاي كارآفريني بدون در نظر گرفتن ميزان تأثير آنها عبارتند از:

1- انگيزه‌هاي مادي و تشكيل سرمايه شامل:

- انگيزه‌هاي مادي براي امرار معاش

 - انگيزه‌هاي مادي براي كسب ثروت و تقويت بنيه مالي

2- انگيزه‌هاي اجتماعي شامل:

- كسب مقام و موقعيت اجتماعي- جلب احترام اجتماعي

- الگو و سرمشق ديگران شدن در جامعه

3- انگيزه‌هاي خدماتي شامل:

- انگيزه‌هاي خدماتي براي ايجاد اشتغال و بكار گماردن ديگران

- انگيزه‌هاي خدماتي براي كمك به اقتصاد جامعه

4- انگيزه‌هاي خانوادگي شامل:

- رفاه آتي خانواده- خشنودي والدين

- جلب رضايت همسر

5- انگيزه‌هاي شخصي شامل:

- استقلال فردي

- دستيابي به اهداف مورد نظر از طريق فعاليتهاي تجاري

- افزايش صلاحيت و تواناييهاي شخصي با بالاترين ميزانبه طور كلي كارآفريني، رفتارها و فعاليتهاي ريسك‌پذير و خلاق و استفاده از فرصتهاست و كارآفرينان نيز افرادي‌اند كه ضمن ريسك‌پذيري، فرصتها را غنيمت مي‌شمرند و با اتكا به ايده‌ها و تجربه‌هاي خود راههاي نويني را براي سودآوري جستجو مي‌كنند (جهانگيري، 1380 ، ص63).

كارآفريني و اشتغال در تعامل با يكديگر بوده و منجر به توسعه اقتصادي و اجتماعي در هر جامعه‌اي مي‌گردد. نقشي كه عمدتاً با هدف:

 1- ايجاد فرصت شغلي

 2- گسترش رفاه اجتماعي

 3- ريشه‌كني فقر (خصوصاً در رابطه با زنان) مورد توجه مسؤولان كشور قرار گرفته است

1 2


حركت به چپ
حركت به راست


بيكاري فارغ التحصيلان، چرا؟

 

لزوم اشتغال به كار جوانان قبل از فارغ التحصيل شدن

 

چالشهاي اشتغال فارغ التحصيلان دانشگاهها

 

بررسي تحولات اشتغال فارغ‌التحصيلان نظام آموزش عالي در بخش‌هاي عمده اقتصادي با استفاده از تحليل انتقال سهم

 

آسيب‌شناسي چالشهاي اشتغال فارغ‌التحصيلان نظام آموزش عالي كشور

 

بررسي تطبيقي سياست‌هاي اشتغالزايي فارغ‌التحصيلان در كشورهاي مختلف با كشور ايران

 

ارائه الگو و مكانيسم‌هاي نوين و زودبازده اشتغال فارغ‌التحصيلان دانشگاهي

 

چالشهاي اشتغال فارغ‌التحصيلان دانشگاهها

 

كارآفريني و اشتغال فارغ‌التحصيلان دانشگاهي

 

سيستم اطلاع‌رساني بازاركار يكي از عوامل هماهنگ‌كننده بين اشتغال و نظام عالي كشور

 

تحليل موانع و مشكلات اشتغال فارغ‌التحصيلان كشاورزي از ديدگاه آموزشگران

 

بررسي نقش مراكز كاربابي در زمينه اشتغال فارغ‌التحصيلان دانشگاهي

 

اشتغال نوين راهي بسوي كاهش بيكاري فارغ‌التحصيلان دانشگاهي

 

بررسي پتانسيل انباشت سرمايه در فعاليتهاي اقتصادي فارغ‌التحصيلان دانشگاهي از منظر كارآفريني اجتماعي

 

آسيب شناسي ناكارآمدي ارتباط و تعامل دانشگاهها و مراكز آموزش عالي با بازاركار

 

شركت تعاوني 1609 دانشجويي: رهيافتي نو در خوداشتغالي دانش‌آموختگان كشاورزي

 

دانشگاه آزاد اسلامي و نقش آن در اشتغال

 

بررسي وضعيت اشتغال فارغ‌التحصيلان آموزشهاي علمي-كاربردي و توانمنديهاي اين آموزشها در ايجاد فرصتهاي شغلي

 

نقش كارآفريني در اشتغال زنان فارغ‌التحصيل

 

چالش‌هاي اشتغال فارغ التحصيلان دانشگاهها

 

خلاقيت

 
http://www.creativity.ir/content/blogcategory/26/4
 


بازديد کننده گرامي: با توجه به وظيفه پورتال اشتغال در خصوص اطلاع‌رساني جامع در حوزه‌هاي مختلف مرتبط با اشتغال، مسئولين اين پايگاه اطلاع‌رساني آمادگي دريافت مطالب شما شامل؛ مقالات، گزارش‌ها، کتب،و آدرس ساير پايگاه‌هاي اطلاع‌رساني مرتبط جهت ارزيابي و ارائه آن با حفظ حقوق مالکيت معنوي مربوطه بر روي سايت پورتال اشتغال را دارند. در صورت تمايل اطلاعات خود را ارسال نماييد.


 

 

پايگاه اطلاع‌رساني اشتغال كارجو، كارفرما

صفحه اصلي    تماس با ما     ارسال اطلاعات    درباره ما    پرسش و پاسخ

كليه حقوق مادي و معنوي اين پايگاه متعلق به سازمان تجاری سازی فناوری و اشتغال دانش‌‌آموختگان مي باشد

استفاده از اطلاعات با ذكر منبع بلامانع است