صفحه اصليدرباره ماتماس با مابازگشتوب سرويس

 

تعداد بازديد: 3684                                               
مقاله منبع
بررسي جايگاه فارغ التحصيلان دانشگاهي در بازار کار: تقابل دانشگاه و صنعت عنوان
نويسنده
1385/12/23 تاريخ

يک بررسي ساده در مورد دانش آموختگان دوره هاي عالي، گوياي آن است که بيشتر فارغ التحصيلان، علاقه مندند به عنوان عضو هيات علمي و مدرس در دانشگاه ها و مراکز علمي کشور به تدريس بپردازند. آنها براين باورند که حضور در دانشگاه مفيدتر است. در اين ميان بخش محدودي تمايل به استخدام تمام وقت در سازمان ها دارند و اين درحالي است که بيشتر علاقه مند به کارهاي پروژه اي يا همکـــــاري پاره وقت با موسسه هاي مختلف هستند.

خلاصه
كارگزاران 08/12 - ف. تدبير مرجع

    چاپ   ارسال براي دوستان
1 2 3

بررسي جايگاه فارغ التحصيلان دانشگاهي در بازار کار
تقابل دانشگاه و صنعت


يک بررسي ساده در مورد دانش آموختگان دوره هاي عالي، گوياي آن است که بيشتر فارغ التحصيلان، علاقه مندند به عنوان عضو هيات علمي و مدرس در دانشگاه ها و مراکز علمي کشور به تدريس بپردازند. آنها براين باورند که حضور در دانشگاه مفيدتر است. در اين ميان بخش محدودي تمايل به استخدام تمام وقت در سازمان ها دارند و اين درحالي است که بيشتر علاقه مند به کارهاي پروژه اي يا همکـــــاري پاره وقت با موسسه هاي مختلف هستند.

گروه قابل توجهي از اين افراد انديشمند، با بنگاه هاي صنعتي و موسسات اجرايي همکاري داشته و به کار تدريس، تحقيق و مشاوره انفرادي براي آنها مشغول مي شوند.

بخش قابل توجهي از اين قشر در حالي که هنوز دوره تحصيلي خود را به پايان نبرده اند، بجز دانشگاه در يک، دو و بعضا چند مکان ديگر به ارائه خدمت اشتغال دارند.

مستقل از مناسب بودن يا نبودن اين شرايط، اين سوال عمده مطرح مي شود که آيا نياز و تقاضا براي آموزش و تحقيق از سوي اشخاص حقوقي و حقيقي، بيش از ظرفيت نيروها و امکانات کشور است و در واقع نبودن توازن عرضه و تقاضا چنين شرايطي را موجب شده است؟

البته به نظر نمي رسد تنها عرضه و تقاضا در نحوه اشتغال نيروهاي فکري دخيل باشد. در واقع آنچه مهم است و تحليل آن ضروري است، مباني و زيرساخت هاي اساسي است که بروز چنين شرايطي را موجب شده است.

شايد در درجه اول تعريف ما از دانشگاه و مرکز علمي بايد بازخواني شود. از قرن ها پيش که در اروپا بحث و نقش دانشگاه مطرح شد. همه بر اين عقيده بودند که مسووليت دانشگاه صرف علم آموزي نيست (که البته اين بخش هم جايگاه مهمي دارد) و از دانشگاه انتظاري فراتر توقع مي شود. با تعريفي متناسب و نسبتا جامع، دانشگاه مرکزي است که دانشجو با درک محيط، به شخصيتي علمي، ممتاز و فرهيخته تبديل مي شود. اگر اين تعريف درست باشد، اين مهم به دست چه کساني و در چه زمان هايي بايد تحقق يابد؟ آيا مي توان انتظار داشت که با وجود استادان و مدرساني که تعهدات چندگانه اي داشته و به ناچار متعهد حضور در مکان هاي ديگري نيز هستند، دانشگاه بتواند به رسالت خود جامه عمل بپوشاند؟ آيا نبايد استاد و دانشجو در مکاني مطلوب و در شأن و منزلت محيط علمي در کنار هم رشد کنند و دانشجو حتي رفتار و فرهنگ شغلي و کاري و برخورد با زندگي را از استاد بياموزد.

1 2 3


حركت به چپ
حركت به راست


بازديد کننده گرامي: با توجه به وظيفه پورتال اشتغال در خصوص اطلاع‌رساني جامع در حوزه‌هاي مختلف مرتبط با اشتغال، مسئولين اين پايگاه اطلاع‌رساني آمادگي دريافت مطالب شما شامل؛ مقالات، گزارش‌ها، کتب،و آدرس ساير پايگاه‌هاي اطلاع‌رساني مرتبط جهت ارزيابي و ارائه آن با حفظ حقوق مالکيت معنوي مربوطه بر روي سايت پورتال اشتغال را دارند. در صورت تمايل اطلاعات خود را ارسال نماييد.


 

 

پايگاه اطلاع‌رساني اشتغال كارجو، كارفرما

صفحه اصلي    تماس با ما     ارسال اطلاعات    درباره ما    پرسش و پاسخ

كليه حقوق مادي و معنوي اين پايگاه متعلق به سازمان تجاری سازی فناوری و اشتغال دانش‌‌آموختگان مي باشد

استفاده از اطلاعات با ذكر منبع بلامانع است