صفحه اصليدرباره ماتماس با مابازگشتوب سرويس

 

تعداد بازديد: 6856                                               
مقدمه اي بر تئوريهاي کسب و کار خانوادگي
مقاله منبع
مقدمه اي بر تئوريهاي کسب و کار خانوادگي عنوان
اميرحسين ملکي نويسنده
1386/06/03 تاريخ

در مقدمه اي که در اين نشريه -Journal of Business Venturing- براي کسب و کار خانوادگي آمده است، ابتدا بر روي چگونگي رابطه تحقيقات کسب و کار خانوادگي و تحقيقات کارآفريني بحث مي کنيم. سپس ما پيش زمينه اي را که منجر به توسعه اين موضوع خاص مي گردد را مي آوريم. بعد از آن يک زمينه تئوريک براي مطالعه کسب و کار خانوادگي و يک مقدمه مختصر از مقالات و تفاسير پيرامون اين موضوع را عرضه مي کنيم.

خلاصه
سايت خانه كارآفرينان ايراني مرجع

    چاپ   ارسال براي دوستان
1 2

مقدمه اي بر تئوريهاي کسب و کار خانوادگي

مترجم: اميرحسين ملکي

اين مساله به خوبي درک شده است که شرکتهاي خانوادگي توجه کمي را در خلال ادبيات گسترده مديريت، خصوصا نسبت به توسعه تئوريهاي شرکت به خود معطوف ساخته اند. اين کم توجهي جاي تاسف دارد چراکه به عنوان سهم و خصوصا تعداد، کسب و کار خانوادگي نقش برجسته اي به عنوان يک سازمان اقتصادي در سراسر جهان دارد. (Beckhard and Dyer, 1983; Shanker and Astrachan, 1996). شکست تحقيقات در تشخيص، در بر گرفتن و وارد کردن کسب و کار خانوادگي به مسير اصلي تئوريهاي کارآفريني و مديريت ممکن است به نديده گرفتن فاکتورهايي منجر شود که از سوي ديگر باعث شوند تا آن تئوريها باارزش تر و محکم تر شوند. به علاوه ، اين مسامحه ممکن است به معناي آن باشد که تئوريهايي که عرضه شدند، براي طيف وسيعي از سازمانهايي که در جهان  وجود دارند يا در آينده به وجود خواهند آمد، کاربرد نداشته باشد. در نهايت، کسب وکار خانوادگي ممکن است  به ويژه موارد جذابي براي مطالعه پديده هاي سازماني را عرضه کند. اميد است اين موضوع خاص بتواند به پر کردن اين خلاء کمک کند.

در مقدمه اي که در اين نشريه -Journal of Business Venturing- براي کسب و کار خانوادگي آمده است، ابتدا بر روي چگونگي رابطه تحقيقات کسب و کار خانوادگي و تحقيقات کارآفريني بحث مي کنيم. سپس ما پيش زمينه اي را که منجر به توسعه اين موضوع خاص مي گردد را مي آوريم. بعد از آن يک زمينه تئوريک براي مطالعه کسب و کار خانوادگي و يک مقدمه مختصر از مقالات و تفاسير پيرامون اين موضوع را عرضه مي کنيم.

1. رابطه بين تحقيقات کسب و کار خانوادگي و تحقيقات کارآفريني

در يکي از مقالات اخير Gartner (2001) سوال مي کند که آيا راه تئوريکي براي وجود رابطه بين تحقيقات کارآفريني و کسب و کار خانوادگي وجود دارد. ما اعتقاد داريم که وجود دارد. اول، بسياري از بنگاه هاي جديد با حضور خانواده ايجاد مي شوند و با سرمايه گذاري و نيروي انساني آنها شکل مي گيرد. مطالعه اخير بنگاه هاي جديد که از مرکز توسعه کسب و کار توسط Chrisman  و ديگران (2002) گرفته شده است، پيشنهاد مي کنند تقريبا 80 درصد اين بنگاه ها ويژگيهاي شرکتهاي خانوادگي را نشان مي دهند که توسط Chua  و ديگران  (1999) تعريف شده است. ما گمان مي کينم اين نسبت ممکن است در ديگر بخشهاي جهان حتي بالاتر هم باشد. دلايلي براي حضور گسترده خانواده در تاسيس بنگاه جديد بايد وجود داشته باشد. باالطبع، اگر تئوريهاي کارآفريني حضور خانواده را ناديده بگيرد، آنها ممکن است عوامل مهم رابطه خانواده با کارآفريني را از دست بدهند. مشکل مي توان يک تئوري کارآفريني را توسعه داد اگر به گوناگوني سازمانها نگاه نکنيم (Aldrich, 1999, p.1) . ما تصديق مي کنيم که تحقيقات موجود در کارآفريني، کلا شرکتهاي خانوادگي را ناديده نمي گيرند. به هر حال، ما گمان مي کنيم يک نگاه فوق العاده گزينشي وجود دارد که بعد خانواده را ناديده مي گيرد.

دوم، همانطور که Chrisman  و ديگران  (1998) بحث مي کنند، کارآفريني يک موضوع ويژه در مديريت استراتژيک است که در آن تاسيس بنگاه، نوسازي سازماني و نوآوري (Sharma and Chrisman, 1999) ، فعاليتهاي استراتژي هستند که کار آنها هماهنگي بين فرصت و منابع مي باشد. تعداد کمي تصميمات استراتژيک فقط با توجه به زمينه اقتصادي آن گرفته مي شود، ارزشها و آرزوهاي مالکان و مديران عالي نقشي اساسي ايفا مي کنند  (Andrews, 1971). زماني که حساب و کتاب انسان براي تاسيس يک بنگاه جديد به طور اساسي به سوددهي و عواملي تعيين کنند توجه دارد، همچنين نيازهايي وجود دارد که به وسيله دلار و سنت حاصل نمي شود. بنابراين کسب وکارها براي تامين نيازهاي اساسي انسان براي ساختن و افزودن چيزي و اخذ ارزش براي انجام کار شروع مي شوند. کسب و کارهاي خانوادگي که واقعيت هاي زندگي سازماني اقتصادي و غير اقتصادي را به صورت واضحي با هم مي آورد، محلي ويژه را براي درک چگونگي اتصال ملاحضات اقتصادي و غيراقتصادي که بر تصميمات استراتژيک اثر مي گذاري، ارائه مي کند.

سوم، در مطالعه Selznick (1957) کارآفرينان کسب و کار خانوادگي در اينکه به دنبال ساختن کسب و کاري هستند که همچنين يک نهاد خانوادگي باشد، يگانه هستند. چگونگي رفتن تاسيس کنندگان کسب و کار خانوادگي به سمت تاسيس و توسعه سازمانها براي هدف خلق يک ميراث ماندگار خانوادگي و ارزش اقتصادي بايد مورد توجه بحث کارآفريني قرار گيرد. باثبات کردن اين ميراث نيازمند اين است که توسط جانشينان خانواده مديريت شود. اين به منزله آن است که در کنار الزام براي جايگزيني کارآفرينان موسس، خيلي اوقات مستلزم تغيير در استراتژي و ساختار نيز مي باشد. اين تغييرات ممکن است نياز به توانايي نو شدن (Stinchombe, 1965) چندباره با يک معني عميق براي بقا و رشد سازماني داشته باشد. بنابراين، در ديدگاه ما براي دفاع در مورد اينکه جانشيني در بسياري از اوقات يک مشکل کارآفرينانه است گستردگي زيادي وجود ندارد [1].

در نهايت Tan and Fock (2001)  نشان دادند که تعيين يک رهبر کارآفرينانه ممکن است کليد موفقيت در جانشيني شرکت خانوادگي باشد. بنابراين شرکتهاي خانوادگي ممکن است يک زمينه مناسب براي امتحان کردن تئوريها درباره مشخصات کارآفرينان و درک کردن چگونگي توسعه اين ويژگيها  باشند. بطور خلاصه، داده ها نشان مي دهند که سهم قابل توجهي از بنگاه هاي جديد، با حضور خانواده تاسيس مي گردند. خانواده ها فعاليتهاي کارآفرينانه را از طريق ارزشها و آرزوها تحت تاثير قرار مي دهند. آنها بايد کارآفريني محوري را در نسلها تقويت کنند تا به هدفشان، يعني خلق ميراث ماندگار خانوادگي دست يابند. از طرف ديگر، کارآفريني نياز دارد تا بفهمد منابع خانوادگي چگونه مي تواند بکار انداخته شود و حضور خانواده چگونه مي تواند بر نوع بنگاه تاسيسي اثر گذارد و چگونه عملکرد بنگاه آغاز مي شود.  بنابراين، ما پتانسيل براي يک ارتباط وابسته بين تحقيق کارآفريني و کسب و کار خانوادگي مي بينيم.

2. پيش زمينه موضوع ويژه

اين موضوع ويژه بخشي از کنفرانسي است که در 28 و 29 سبتامر 2001 در دانشگاه آلبرتاي ادمونتون برگزار شد را بيان مي کند. اين همايش که توسط دانشگاه آلبرتا، دانشگاه کلگيري و دانشکده وارتون دانشگاه پنسيلوانيا حمايت مي شود، اولين دوره اي بود که قرار است هر سال برگزار گردد. اين کنفرانس تعداد محدودي از دانش پژوهان از تمامي رشته ها مانند مديريت استراتژيک، اقتصاد، مردم شناسي، تئوري سازمان، مالي، کارآفريني و ... و همچنين چند تن از صاحب نظران در زمينه مديريت کسب و کار خانوادگي را گرد هم آورد. هدف تشويق کاربرد تئوريهاي اصلي سازمانها براي مطالعه کسب و کار خانوادگي بود. ما اعتقاد داشتيم اين امر موجب پيشرفت تئوريهاي شرکت و هم درک بهتر ترکيب بيشتر سازمانها در جهان گردد. براي اجراي آن، ما از صاحب نظران مختلف دعوت کرديم تا با توجه به ديدگاه تخصصي خود، مقاله اي درباره کسب و کار خانوادگي ارائه دهند.
مطالبي که در اين موضوع ويژه وجود دارد، مجموعه اي از مقالات و تفاسير که در همايش ارائه شد را نشان مي دهد. همه اين مقالات از يک فرايند بازبيني که توسط ويراستاران مهمان انجام شد، گذشته اند. بيشتر مقالات و تفاسيري که در اينجا آمده است براي چاپ پذيرفته شده اند و انتخاب نهايي که از ميان مقالات پذيرفته شده توسط ويراستاران مهمان انجام شد، بر اساس شايستگي بود. ادامه اين مقدمه به خلاصه اي از مطالبي که در اين مقالات و تفاسير آمده است اختصاص يافته.

3. مطالب و مفاهيم موضوع ويژه

حضور خانواده براي بررسي در تحقيقات بر روي کسب و کارهاي جديد و موجود با ارزش است اگر اين حضور منجر به رفتارها و برون دادهاي متفاوتي نسبت به زماني که خانواده حضور ندارد شود. به عنوان نتيجه، در ديدگاه ما، تحقيقات تئوريک در کسب و کار خانوادگي اين يگانگي را بايد بيان کند. چگونگي اين يگانگي بايد با توجه به سوالات زير مطرح گردد:

1. آيا شرکتهاي خانوادگي از نظر منابع شان، رفتارها و تصميمات، با شرکتهاي غير خانوادگي متفاوت هستند؟ اگر متفاوت است، اين تفاوت چرا و چگونه است؟

2. آيا اين تفاوت منجر به مزيت رقابتي يا عدم مزيت رقابتي که بر رسيدن به اهداف سازماني اثر مي گذارد، مي شود؟

مقالات و تفاسير که در اين موضوع ويژه درج شده به هر دو سوال پاسخ داده است. مقالات Habbershon  و ديگران (2003)  به بررسي جنبه مثبت حضور خانواده بوسيله ترکيب کردن ديدگاه منبع محور (RBV) شرکت با تئوري سيستم  مي پردازد. آنها يک کسب و کار خانوادگي را به عنوان يک سيستم تعاملي متشکل از، افراد، يک خانواده و يک شرکت تعريف مي کنند. آنها پيشنهاد يک نقش تعريفي براي شرکت خانوادگي را مي کنند و به استدلال هم افزايي هاي سيستمي خلق شده بوسيله خويشاوندي و چگونگي منجر شدن آنها به مزيت رقابتي و خلق ثروت مي پردازند. ما اعتقاد داريم اين معيارها –يگانگي، تجزيه ناپذيري و همکاري – تا قبل از اين در کنار هم  نيامده اند. آنها استانداردي را تعيين کرده اند که کاربردهاي آينده  ديدگاه منبع محور (RBV) در تحقيقات کسب و کار خانوادگي ممکن است به آن برسد: آن منابعي که به قول معروف براي تشخيص شرکتهاي خانوادگي از غير خانوادگي هستند بايد يگانه، جدانشدني و هم افزا باشند. همينطور، آنها يک بستر تئوريک براي توضيح چگونگي تفاوت شرکتهاي خانوادگي با غير خانوادگي و اينکه چگونه اين تفاوت ممکن است خود را در مزيتهاي رقابتي پايدار نشان دهد، فراهم مي کنند.

1 2



بازديد کننده گرامي: با توجه به وظيفه پورتال اشتغال در خصوص اطلاع‌رساني جامع در حوزه‌هاي مختلف مرتبط با اشتغال، مسئولين اين پايگاه اطلاع‌رساني آمادگي دريافت مطالب شما شامل؛ مقالات، گزارش‌ها، کتب،و آدرس ساير پايگاه‌هاي اطلاع‌رساني مرتبط جهت ارزيابي و ارائه آن با حفظ حقوق مالکيت معنوي مربوطه بر روي سايت پورتال اشتغال را دارند. در صورت تمايل اطلاعات خود را ارسال نماييد.


 

 

پايگاه اطلاع‌رساني اشتغال كارجو، كارفرما

صفحه اصلي    تماس با ما     ارسال اطلاعات    درباره ما    پرسش و پاسخ

كليه حقوق مادي و معنوي اين پايگاه متعلق به سازمان تجاری سازی فناوری و اشتغال دانش‌‌آموختگان مي باشد

استفاده از اطلاعات با ذكر منبع بلامانع است