صفحه اصليدرباره ماتماس با مابازگشتوب سرويس

 

تعداد بازديد: 6009                                               
لزوم ايجاد مزيت رقابتي در مديريت بنگاه‌هاي مدرن
پژوهش منبع
لزوم ايجاد مزيت رقابتي در مديريت بنگاه‌هاي مدرن عنوان
حسن عباس‌زاده نويسنده
1388/07/07 تاريخ

رقابت، اصلي‌ترين مبناي دنياي جديد است كه به لحاظ مفهومي در مقابل انحصار قرار دارد. در واقع هر جا صحبت از رقابت باشد رابطه يك واحد يا عامل اقتصادي (مانند بنگاه) نسبت به يك واحد يا عامل ديگر در نظر گرفته مي‌شود.

خلاصه
روزنامه دنياي اقتصاد شماره 1907 مرجع

    چاپ   ارسال براي دوستان

رقابت، اصلي‌ترين مبناي دنياي جديد است كه به لحاظ مفهومي در مقابل انحصار قرار دارد. در واقع هر جا صحبت از رقابت باشد رابطه يك واحد يا عامل اقتصادي(مانند بنگاه) نسبت به يك واحد يا عامل ديگر در نظر گرفته مي‌شود.

در حالت انحصار، تنها يك يا چند عامل معدود مشغول فعاليت هستند و بنابراين در چنين فضايي امكان هر گونه تباني مي‌تواند وجود داشته باشد. بر عكس در حالت رقابت، عاملان اقتصادي با اطلاعاتي كه نسبت به همديگر دارند در مقابل يكديگر واكنش نشان مي‌دهند.

بدين ترتيب، مي‌توان اذعان كرد كه بحث از مزيت رقابتي و رقابت‌پذيري اساسا در يك فضاي رقابتي به وجود مي‌آيد و در شرايط انحصاري معنا ندارد. از سوي ديگر، ايجاد فضاي رقابتي در جامعه و ارتقاي سطح رقابت‌پذيري در سطوح مختلف، زمينه‌هاي لازم جهت ورود به فرآيند جهاني شدن را فراهم مي‌نمايد.

رقابت‌پذيري بنگاه، بخش يا اقتصاد ملي كيفيتي است كه از طريق حاكميت بازار و شكل‌گيري فعاليت‌ها بر پايه مزيت نسبي و رقابتي محقق مي‌شود، هر چقدر رقابت‌پذيري كشوري در سطح جهان بالاتر باشد، آن كشور از ادغام در اقتصاد جهاني به واسطه دسترسي سهل‌تر به بازارهاي خارجي بيشتر منتفع خواهد شد.

بر عكس كشوري كه از قدرت رقابت‌پذيري پايين‌تري برخوردار باشد نه تنها از ادغام در اقتصاد جهاني منتفع نمي‌گردد، بلكه ممكن است متضرر نيز گردد.

فرآيند ادغام اقتصادي كشورها با جامعه جهاني (يعني گسترش ارتباط متقابل با بازارهاي جهاني) از چند دهه گذشته آغاز گشته و در اين مسير حضور كشورهاي در حال توسعه نيز چشمگير بوده است. به همين جهت، نياز است اذعان گردد كه رقابت‌پذيري در موفقيت كشور براي حضور در فرآيند جهاني شدن نقشي اساسي دارد.

  • مزيت رقابتي

تجارت بين‌الملل در چند دهه اخير تغييرات شگرفي داشته است؛ نظريات تجارت به دو قسمت اصلي تقسيم مي‌شوند: نظريات سنتي و نظريات مدرن.

نظريات سنتي نظرياتي همچون نظريه مزيت نسبي و مدل هكشر- اوهلين را در بر مي‌گرفت. بر اساس آزمون‌هاي مكرري كه درباره فروض و كاركردهاي نطريات سنتي انجام شد، نظريه‌هاي مدرن به تدريج جايگزين آنها گرديد.

نظريه مزيت رقابتي يكي از نظريات مدرن است كه در سال 1990 توسط مايكل پورتر مطرح گرديد. بر اين اساس، نه نظريه مزيت نسبي و نه مدل هكشر- اوهلين نمي‌تواند چگونگي استفاده از نوآوري و خلاقيت در توليد كالاها و خدمات و نيز نحوه توليد اين كالاها در يك فضاي بين‌المللي با استفاده از منابع داخلي را توضيح دهد.

به نظر پورتر(1990)، «نظريه مزيت رقابتي ملل» كه متكي بر ظرفيت نوآوري، خلاقيت و ابتكار كشورها است مي‌تواند شرايط كنوني را توضيح دهد.

سابقه اين نظريه در اصل به دهه 1950 در دانشگاه‌هاروارد بر مي‌گردد و بر اساس نام همين دانشگاه به مكتب‌هاروارد معروف است.

در ادامه، اين نظريه را تشريح مي‌كنيم. تعاريف متعددي از سوي صاحبنظران مختلف براي مزيت رقابتي عنوان شده است؛ مزيت رقابتي شامل مجموعه عوامل يا توانمندي‌هايي است كه همواره شركت را به نشان دادن عملكردي بهتر از رقبا قادر مي‌سازد (بورگيس و همكاران، 1995: 56). بنا به تعريف ديگر، مزيت رقابتي عامل يا تركيبي از عواملي است كه در يك محيط رقابتي سازمان را بسيار موفق‌تر از ساير سازمان‌ها مي‌نمايد و رقبا نمي‌توانند به‌راحتي از آن تقليد كنند (فيورر، 1995: 15).

براي دستيابي به مزيت رقابتي، يك سازمان هم بايد به موقعيت خارجي خود توجه كند (پورتر، 1985) و هم توانمندي‌هاي داخلي را مورد توجه قرار دهد(بارني، 1992). سازمان بايد به قابليت‌هاي داخلي و موقعيت رقابتي در بازار نه به صورت جدا از هم، بلكه به طور متقابل به عنوان منابع دستيابي به مزيت رقابتي و تدوين استراتژي بازاريابي فكر كند (هولي و همكاران،2003). مزيت رقابتي حاصل يك فرآيند پويا و مستمري است كه با در نظر داشتن موقعيت خارجي و داخلي سازمان از منابع سازمان نشات مي‌گيرد و به واسطه توانايي به‌كارگيري درست اين منابع، قابليت‌هايي به وجود مي‌آيند كه بهره‌گيري از اين قابليت‌ها مزيت‌هاي رقابتي را براي سازمان به ارمغان مي‌آورند (فيورر، 1995: 15).

در مسير ايجاد مزيت رقابتي دو نكته قابل طرح است: اول اينكه، اين مسير فرآيند دنباله‌داري است كه به عملكرد بهتر سازمان منجر مي‌شود.

در صورتي كه سازمان بتواند به واسطه شايستگي‌هاي خود، مزيت رقابتي پايداري خلق نمايد كه براي مشتريان ارزشمند بوده و همواره برتر از رقبا باشد، در واقع عملكردي شايسته از خود بر جاي گذاشته و رقابت‌پذيري را به ارمغان آورده است (فاهي و اسميت، 1999؛ مك‌ناوتون و همكاران، 2002؛ ليو و همكاران، 2003؛ شورچولو، 2002؛ لي و همكاران، 2004؛ اسميت، 1995؛ آكيموا، 2000).

دوم اينكه، به‌خاطر افزايش پيچيدگي‌هاي محيطي و شدت رقابت، مزيت رقابتي يا به راحتي توسط رقبا تقليد مي‌شود يا از نظر مشتريان به زودي رنگ مي‌بازند و بايستي با مزيت‌هاي جديدي جايگزين شوند (سالونر و همكاران، 2001؛ پورتر، 1996؛ بارني، 1992). بر اين اساس سازمان بايد به فكر پايدار نمودن مزيت‌هاي رقابتي خود باشد (فاهي و اسميت، 1999؛ سيرواستاوا و همكاران، 2003؛ ويراواردنا و اوكاس، 2003؛ شاركي، 2003). ايجاد و حفظ پايداري مزيت رقابتي، مستلزم شايستگي‌هايي است كه با تكيه بر قابليت‌هاي سازمان، براي مشتريان ارزش ايجاد مي‌كند (برازل و همكاران، 1997، 2).

منابع شركت شامل انواع دارايي‌ها، توانمندي‌ها، فرآيندهاي سازماني، اطلاعات، دانش و... است كه شركت آنها را طوري كنترل مي‌كند كه استراتژي‌هاي ارزش آفرين را توسعه داده و اجرا نمايد. اين منابع را در سه دسته‌بندي منابع محسوس، نامحسوس و توانمندي‌هاي سازماني مي‌توان جاي داد. (دس و لامپكين، 2003، 84).

قابليت‌هاي شركت، تركيبي است از مهارت‌ها، دانش و رفتارهايي كه در سرتاسر سازمان وجود دارد و در افراد،‌ سيستم‌ها، فرآيندها و ساختارها منعكس مي‌شود.

در يك تعريف ديگر، مهارت‌هايي كه شركت براي تبديل داده‌ها به ستانده‌ها به كار مي‌گيرد تا در قالب فرآيندهاي سازماني از تركيب منابع محسوس و نامحسوس براي به دست آوردن اهداف موردنظر مانند: خدمت به مشتري، توانمندي‌هاي توسعه محصولات برتر، نوآور بودن خدمات و كالاها استفاده نمايد(دس و لامپكين، 2003، 84).

شايستگي‌ها به عنوان تركيب كاملي از دارايي‌ها، منابع و فرآيندها است كه به شركت اجازه مي‌دهد به نيازهاي مشتري پاسخ دهد. آن دسته از شايستگي‌ها داراي ارزش استراتژيك مي‌باشند كه بتواند براي مشتريان ارزش‌آفريني كند (برازل و همكاران، 1997، 3).

هدف اصلي سازمان از ايجاد مزيت رقابتي با تكيه بر منابع و قابليت‌هايي كه در اختيار دارد، رقابت‌پذيري و دستيابي به موقعيتي ممتاز از لحاظ عملكردي در بازار است. به عقيده پورتر، هر بنگاهي در بلندمدت يك موقعيت قابل‌دفاع در صنعت براي خود ايجاد مي‌كند. اين موقعيت يك عامل تعيين‌كننده مهم در موفقيت بنگاه در قبال رقبا است.

او بيان مي‌كند كه استراتژي‌هاي عمومي كه هر بنگاه مي‌‌تواند براي ايجاد مزيت رقابتي و موقعيت قابل دفاع استفاده كند، عبارتند از: 

  1. رهبري هزينه 
  2. تمايز
  3. تمركز

پورتر بيان مي‌كند كه با اتخاذ درست و ماهرانه استراتژي‌هاي تمايز، تمركز و رهبري هزينه، كسب‌وكارها يك مزيت رقابتي دائم و مهم كسب مي‌كنند.  بسياري از محققين معتقدند كه مزيت رقابتي در صورتي كه پايدار نباشد نمي‌تواند عملكرد موفق بنگاه را در بلندمدت تضمين كند.

صرف وجود مزيت رقابتي در هر واحد كسب‌وكار، هرچند ممكن است در كوتاه‌مدت معيار موفقيت باشد، اما شركت‌هاي موفق شركت‌هايي هستند كه از نظر معيارهايي مانند سهم بازار و سودآوري، در يك افق زماني معين وضعيت خود را حفظ كنند. در ادامه به تعريف مزيت رقابتي پايدار و شرايط دستيابي به آن مي‌پردازيم.

  • مزيت رقابتي پايدار

مزيت رقابتي پايدار به آن دسته از مزيت‌هاي رقابتي اطلاق مي‌شود كه به واسطه بهره‌گيري از شايستگي‌هاي سازمان، براي مشتريان ارزشمند بوده، توسط رقبا به راحتي قابل تقليد و كپي‌برداري نبوده و براي سازمان عملكرد شايسته و رقابت‌پذيري را به ارمغان آورد (فاهي و اسميت، 1999؛ مك‌ناوتن و همكاران، 2002؛ ليو و همكاران، 2003). سوال مهم اين است كه چگونه يك سازمان مي‌تواند مزيت‌هاي رقابتي را به گونه‌اي پايدار نمايد كه رقابت‌پذير گردد؟

برخي معتقدند كه مزيت رقابتي برتر با تاكيد مجدد بر تحويل خدمات و محصولات با كيفيت برتر به مشتريان ايجاد خواهد شد (Parasuraman et al 1985 – Doy & Wensley 1988 – Bitner 1992).

محققان ديگري معتقدند سازمان‌ها بايستي رويكرد واقع‌بينانه‌اي را با در نظر گرفتن ارتباط بين محيط بيروني و فعاليت‌هاي استراتژيك با جست‌وجوي بهترين عمل اتخاذ نمايند (Mckee, et al. 1989, Venkatraman & Precott 1990- Narver et al 1992). 

در گذشته، مزيت رقابتي مبتني بر ويژگي‌هاي ساختاري همچون قدرت بازار، صرفه‌جويي ناشي از مقياس يا خطوط وسيع توليد بوده است، اما امروزه تاكيد بيشتر بر توانمندي‌هايي است كه كسب‌وكار را قادر مي‌سازد تا ارزش برتر را بدون تناقض براي مشتريان ايجاد نمايد (Narver & Slatrer 2000).

دستيابي به اين امر مستلزم آن است كه فروشنده، زنجيره كامل ارزش خريداران را درك نمايد. از همه مهم‌تر، مزيت رقابتي بستگي به توانمندي شركت در تغيير قوانين بنيادين دارد.

محققان عموما بين دو منبع موجود در مزيت رقابتي تفاوت قائل مي‌شوند:

  1. دارايي‌ها يا منابع منحصر به فرد
  2. توانمندي‌‌ها يا مهارت‌هاي متمايز سازمان

بارني(1991)، چهار الزام اساسي را براي منابع/مهارت‌هايي كه مي‌تواند منبع اصلي مزيت رقابتي پايدار باشد، برمي‌شمارد كه اين الزامات عبارتند از:

  1. منابع با ارزش
  2. منابع كمياب در بين رقباي بالقوه و جاري شركت
  3. منابع قابل تقليد به طور ناقص
  4. منابع يا مهارت‌هاي منحصر به فردي كه هيچ‌گونه جايگزيني براي آنها وجود ندارد.

بر اساس نظر پورتر(1985)، مزيت رقابتي پايدار زماني ايجاد مي‌شود كه  مزيت در مقابل فرسايش (تهديد) ايجادشده توسط رقبا مقاومت كند.




بازديد کننده گرامي: با توجه به وظيفه پورتال اشتغال در خصوص اطلاع‌رساني جامع در حوزه‌هاي مختلف مرتبط با اشتغال، مسئولين اين پايگاه اطلاع‌رساني آمادگي دريافت مطالب شما شامل؛ مقالات، گزارش‌ها، کتب،و آدرس ساير پايگاه‌هاي اطلاع‌رساني مرتبط جهت ارزيابي و ارائه آن با حفظ حقوق مالکيت معنوي مربوطه بر روي سايت پورتال اشتغال را دارند. در صورت تمايل اطلاعات خود را ارسال نماييد.


 

 

پايگاه اطلاع‌رساني اشتغال كارجو، كارفرما

صفحه اصلي    تماس با ما     ارسال اطلاعات    درباره ما    پرسش و پاسخ

كليه حقوق مادي و معنوي اين پايگاه متعلق به سازمان تجاری سازی فناوری و اشتغال دانش‌‌آموختگان مي باشد

استفاده از اطلاعات با ذكر منبع بلامانع است