صفحه اصليدرباره ماتماس با مابازگشتوب سرويس

 

تعداد بازديد: 6173                                               
تهاجم لباس‌هاي تاناكورا بهداشت و فرصت هاي شغلي را با هم نابود مي‌كند
گزارش منبع
تهاجم لباس‌هاي تاناكورا بهداشت و فرصت هاي شغلي را با هم نابود مي‌كند عنوان
كوروش شرف‌ شاهي نويسنده
1386/08/20 تاريخ

گزارشي از مغازه‌هايي را كه لباس دست دوم خارجي مي‌فروشند

خلاصه
بازار كار مرجع

    چاپ   ارسال براي دوستان

بيش از 500 هزار شغل در سراسر جهان وجود دارد و همه روزه بر اثر تغييراتي همچون ذائقه افراد، مد و تكنولوژي حدود يك هزار شغل جديد تعريف و همزمان 300 شغل به دليل كهنگي و ناتواني در تامين نيازهاي روزانه از بين مي‌رود، اين در حالي است كه در كشور ما بيش از 10 هزار شغل وجود ندارد .

كوچكترين حركت انسان در چرخه زندگي نيازهايي را ايجاد مي‌كند كه بر اساس آن‌ها بايد مشاغلي به وجود آيد و در اين راستا افراد يا حكومت‌هايي موفق‌ترند كه سريع‌تر و گسترده‌تر از اين مشاغل بهره‌مند شوند.

از زماني كه تصميم به استخراج ماده اوليه مي‌گيريم تا زماني كه از چينش و تلفيق اين مواد اوليه محصولي نهايي توليد مي‌شود هزاران نفر شاغل مي‌شوند، درست به همين دليل است كه اقتصاددانان اعتقاد دارند با ورود هر كالاي خارجي صدها شغل از بين مي‌رود اما درد  ما اين نيست كه تنها كالاي نو وارد كشور مي‌شود بلكه كالاهاي كهنه و فرسوده ساير كشورها كه مي‌بايست به عنوان كالاي مستعمل معدوم شود را نيز گروهي  وارد مي‌كنند. گستردگي كهنه‌گرايي اتوبوس‌هاي شركت واحد، خودروهاي سواري برخي لوازم خانگي مستعمل را دربر مي‌گرفت اما مدتي است كهنه‌فروشي و كهنه‌‌پوشي گسترش يافته است و در حالي كه گروهي خود را براي خريد يك لباس خارجي در بين انواع لباس‌هاي دست دوم غرق مي‌كنند حاضر به پوشيدن پيراهن برادرشان نيستند.

مغازه‌هايي را كه لباس دست دوم خارجي مي‌فروشند "تاناكورا" مي‌گويند، نامي كه از يك سريال ژاپني به نام اوشين گرفته شده است و ظاهراً  مركز ورود لباس‌ها شهرستان مهاباد و مركز توزيع آن در تهران چهار راه مولوي است، ما هم سري به آنجا زديم و اينك شرح ماجرا...

ساعت 10 صبح است كه در چهار راه مولوي از يك مغازه فروش سيگارهاي خارجي (قاچاق) آدرس عمده‌فروشان تاناكورايي را مي‌پرسم چنين آدرس مي‌دهد «بازار حضرتي، بازار چهل تن، سه راه نجارها، باغچه».

راه رفتن توي بازار به نوعي است كه بايد تجربه داشته باشي در غير اين صورت از چپ و راست ضربه مي‌خوري. به هر حال وارد باغچه مي‌شوم لباس‌هاي دست دوم و بوي عجيبي كه در فضا پيچيده، حكايت از آن دارد كه باغچه با همه قسمت‌هاي بازار فرق دارد. به سمت مغازه‌اي مي‌روم كه چند «عدل»  مقابل آن است و مي‌گويم: قصد دارم مغازه تاناكورا راه بيندازم عدل‌ها چگونه و چه قيمت است كه مغازه‌دار پاسخ مي‌دهد: عدل‌ها بستگي به وزن و نوع لباسش دارد، كاپشن يك قيمت دارد، پيراهن هم يك قيمت دارد، اما در كل وزن اين عدل‌ها از 45 تا 85 كيلو است و قيمت‌ها هم حدود 300 هزار تومان است اما بايد پولش را نقد بدهي.

مي‌پرسم از كجا معلوم است كه توي اين عدل‌ها چيست؟ شايد ضرر كنم و او پاسخ مي‌دهد: آقاجون، هر كدوم از اين عدل‌ها را بردي سود مي‌كني سودش مال تو، ضررش مال من.

مي‌پرسم نمي‌شود عدل‌ها را باز كرد و بعد خريد؟ پاسخ مي‌دهد: ببين آقاجون، روي اين عدل‌ها نام شركت‌ها را نوشته‌اند: «موا» مال كره جنوبي، «پاكو» نروژ و دانمارك «الفي» آلمان «جي.ان.جي» و آسيا و ده‌ها شركت در سراسر جهان لباس دست دوم را به كشورهاي جهان سوم صادر مي‌كنند و اگر وارد سايت اينترنتي آن‌ها بشوي مشخصات عدل‌ها را به طور كامل نوشته‌اند.

مي‌پرسم نمي‌توانيم خودمان وارد كنيم؟ جواب مي‌دهد: تو شهرستان مهاباد شهرك تاناكورا داريم اما نمي‌تواني يك عدل از آنجا خارج كني. اما كساني نفر هستند كه بدون هيچ مشكلي با قطار و اتوبوس و كاميون عدل‌ها را مي‌آورند و كسي هم جلودارشون نيست، بنابراين بي‌خيال شو و فقط از همين مولوي خريد كن.

مي‌پرسم اگر عدل‌ها را بگيرند چه كار مي‌كنند و پاسخ مي‌دهد: گفتم كه از آدم‌هاي ضعيف مي‌گيرند و چون جنس خارجي است و قاچاق محسوب مي‌شود كيلويي 4 دلار جريمه مي‌خورد و عدل‌هايي را هم كه كسي دنبالش نمي‌رود حراج مي‌كنند، تا به حال بارها ديده‌اي كه ده‌ها تن مواد مخدر را سوزانده‌اند آيا تا به حال شاهد بوده‌اي كه لباس‌هاي تاناكورا را بسوزانند.

مي‌پرسم دوست داريد كه خبرنگارها مشكلات شما را مطرح كنند كه پاسخ مي‌دهد: تا به حال هر وقت از تاناكورا گزارش گرفته‌اند،‌ همه‌اش منفي بوده و ما هم كه اين را ديده‌ايم با ورود خبرنگار مخالفيم، همين 2 هفته قبل يك عكاس و خبرنگار را كتك زديم، راستي نكنه خبرنگار باشي!

به مغازه‌هاي تك فروشي مي‌روم و از جواني يك كاپشن به اندازه تنم مي‌خواهم. مغازه‌دار چند تا كاپشن را مي‌آورد كه از 5 هزار تا 15 هزار تومان است و مي‌خواهند كه بپوشم مي‌پرسم تا به حال از اين لباس‌ها نخريده‌ام، نكند مريضي داشته باشد و جوان در حالي كه كاپشن را به سر و صورتش مي‌مالد پاسخ مي‌دهد: از صبح تا شب تو اين فضا نفس مي‌كشيم و با همين دست‌ها غذا مي‌خوريم، لباس‌هاي خودم و خانواده‌ام را از همين جا مي‌برم هيچكدام هم مريض نشده‌ايم، اين‌ها همه‌اش براي اينه كه نان ما را آجر كنند، اگر نيم ساعت همينجا بشيني مشاهده مي‌كني كه چه آدم‌هاي كلاس بالايي از ما خريد مي‌كنند، تازه برو تجريش و ببين بالا شهري‌هاي پولدار چطور لباس دست دوم خارجي مي‌خرند.

مي‌گويم ديگه پولدارها كه از اين لباس‌ها نمي‌پوشند و جوان پاسخ مي‌دهد: توي اين عدل‌ها همه چيز هست. كت و شلوار با آرم خارجي درمي‌آيد كه مي‌برند توي مغازه‌هاي بالا شهر و به اسم تك سفارش 400 هزار تومان مي‌فروشند و از اين‌ها مهمتر آرشيو صدا و سيما هم لباس‌هايش را از تاناكورا مي‌خرد، همانطور كه گفتم اگر نيم ساعت صبر كني چيزهاي عجيب و غريب زياد مي‌بيني.

مي‌پرسم به نظر تو اين لباس‌هاي دست دوم باعث بيكاري و نابودي فرصت‌هاي شغلي نمي‌شود و جوان مي‌گويد: يك هفته قبل كاپشن دخترانه نو را براي بچه‌ام 17 هزار تومان خريدم 5 روز بعد زيپ كاپشن خراب شد پيش فروشنده بردم كه يارو مي‌گويد زيپ چيني است و زود خراب مي‌شود، حالا بيا زيپ اين كاپشن‌هاي دست دوم را هزار بار عقب جلو بكش، اگر خراب شد.

از اين مغازه هم خارج مي‌شوم اما از ترس كتك خوردن جرات ندارم كه بگويم خبرنگار هستم. بقيه هم همين حرف‌ها را مي‌زنند.

به خيابان امامزاده حسن مي‌آييم اينجا چند مغازه تاناكورايي هست، وارد مي‌شوم. اينجا قيمت‌ها بالاتر است اما مشتري بيشتر است، همه جور آدم مي‌آيد از مانتوپوشان كلاس بالا تا فقرايي كه از دور فقرشان را احساس مي‌كني، به مغازه‌دار مي‌گويم خبرنگار هستم و مي‌خواهم گزارش بگيرم. البته اطمينان دارم كه اينجا از كتك زدن خبرنگار خبري نيست. نگاهي به من مي‌اندازد و مي‌گويد مي‌خواهي منفي بنويسي و من قول مي‌دهم كه هر چه بگويد بنويسيم.

اين مغازه‌دار تاناكورايي خيابان امامزاده حسن از شغل خودش رضايت دارد و اولين جمله‌اي كه مي‌گويد اين است «آقا، مريضي بهانه است، يك و سال نيم است كه لباس تاناكورايي مي‌فروشم اگر قرار به مريضي بود الان بايد مرده باشم.»

مي‌پرسم آيا توي عدل‌ها لباس كثيف نمي‌آيد و اين مغازه‌دار پاسخ مي‌دهد: لباس‌ها را خشك‌شويي و اتو مي‌كنيم تازه كجاي دنيا لباس كثيف را از بين مي‌برند، تو خودت چند بار لباست‌هايت را شسته‌اي يا نكند به محض آنكه لباست كثيف شد آتش مي‌زني؟

مي‌پرسم لباس‌هاي بنجل هم داريد و مغازه‌دار مي‌گويد: لباس دست دوم نمي‌ماند، حراج مي‌كنيم و نهايت اين كه به قيمت خريد مي‌فروشيم.

مي‌پرسم فروش لباس تاناكورا صرف دارد و مغازه‌دار پاسخ مي‌دهد: اجاره اين مغازه 400 هزار تومان است خرج 2 خانواده را هم مي‌دهيم اگر صرف نداشت كه ادامه نمي‌داديم.

مي‌پرسم اشتغال و بيكاري جوانان در صنف خياطي در حال نابودي است و تاناكورا نقش مهمي دارد نظرت راجع به جمع كردن آن چيست و جوان مغازه‌دار مي‌گويد: مي‌داني چند نفر از تاناكورا نان مي‌خورند، مگر اين شغل نيست، يك شغل كم شده يك شغل هم اضافه شده است.

به مغازه پوشاك كنار مغازه تاناكورا مي‌روم و از تهيه گزارش خبر مي‌دهم و مغازه‌دار از حضور من استقبال مي‌كند و مي‌گويد: خدا را شكر كه بالاخره يك نفر پيدا شد از اين تاناكوراها بنويسد.

مي‌پرسم كاسبي در جوار تاناكورا چگونه است و مغازه‌دار مي‌گويد: 30 درصد مشتري‌هايمان را از دست داده‌ايم، ببينيد اينجا جنوب شهر تهران است و وضع مالي مردم جالب نيست آنوقت همين آدم كه براي خريد مي‌آيد كاپشن 70 هزار توماني را 15 هزار تومان از تاناكورا مي‌خرد در اين شرايط كه دستمزدها پايين و تورم بالاست چاره ديگري براي مردم باقي نمي‌ماند. مغازه‌دار از من مي‌خواهد نيم ساعت مشتري تاناكورا و ساير مغاز‌ه‌ها را بشمارم و مي‌گويد: مشتري‌هايمان اول به تاناكورا مي‌روند و اگر موفق نشوند بعد سري هم به مغازه‌هاي ما مي‌زنند.

او با اشاره به اينكه اجاره مغازه يكي از تاناكورا فورشي‌ها ماهيانه يك ميليون تومان است مي‌گويد: اجاره را از كجا مي‌آورد به غير از اينكه با فروش لباس دست دوم از مردم مي‌گيرد.

اين مغازه‌دار مي‌افزايد: ما هم ماليات مي‌دهيم آن‌ها هم ماليات مي‌دهند و شرايط براي هر دو يكسان است اما نمي‌توانيم مانع فعاليتشان بشويم مگر آنكه دولت اقدام كند.

وي از اعتراض‌هاي فروشندگان پوشاك به اتحاديه خبر مي‌دهد و مي‌گويد: بارها اعتراض‌هاي گسترده و حتي تجمع داشته‌ايم كه تاكنون نتيجه نداشته است اما رييس اتحاديه ادعا دارد كه قرار است به زودي از فعاليت تاناكورا فروشان جلوگيري شود كه هنوز منتظريم.

اين مغازه‌دار رسانه‌ها را به كم‌كاري متهم مي‌كند و مي‌گويد: دوزنده، بافنده و فروشنده ايراني بيچاره شده اما رسانه‌ها اطلاع‌رساني نمي‌كنند افزون به آنكه دست دوم‌پوش خارجي‌ها هم شده‌ايم.

وي مي‌افزايد: اگر اطلاع‌رساني دقيق باشد و بيماري‌هايي كه در اثر استفاده از لباس دست دوم انتقال مي‌يابد مردم را آگاه كنيم هيچكس حاضر نمي‌شود كه سلامتي‌اش را با قيمت ارزان لباس دست دوم خارجي عوض كند.

نكته جالب اين گزارش در آنجاست كه هيچ كس مايل نبود نامش را منعكس كنيم. مغازه‌دار تاناكورا فروش وحشت داشت كه از سوي ساير همكارانش مواخذه و بازخواست شود و مغازه‌اي كه لباس نو مي‌فروخت نيز اعتقاد داشت كه همسايه تاناكورا فروش را بايد حرمت نگه دارد و جاي تعجب اين است كه در كشوري كه همه مردمانش حرمت همديگر را نگه مي‌دارند چرا بايد ميليون‌ها فرصت شغلي هدف آماج واردات بي‌رويه و قاچاق كالا باشد و چرا بايد شاهد بي‌تفاوتي‌ها باشيم.

آيا تا بدين حد و درجه تنزل يافته‌ايم كه بايد لباس‌هاي كهنه بپوشيم، چرا كشور چين مي‌تواند براي بودجه افراد كم درآمد كشورمان كالاي نو توليد و بازارمان را از آن خود كند اما ايراني نمي‌تواند نياز ايراني را برآورده كند به راستي اشكال در كجاست؟




بازديد کننده گرامي: با توجه به وظيفه پورتال اشتغال در خصوص اطلاع‌رساني جامع در حوزه‌هاي مختلف مرتبط با اشتغال، مسئولين اين پايگاه اطلاع‌رساني آمادگي دريافت مطالب شما شامل؛ مقالات، گزارش‌ها، کتب،و آدرس ساير پايگاه‌هاي اطلاع‌رساني مرتبط جهت ارزيابي و ارائه آن با حفظ حقوق مالکيت معنوي مربوطه بر روي سايت پورتال اشتغال را دارند. در صورت تمايل اطلاعات خود را ارسال نماييد.


 

 

پايگاه اطلاع‌رساني اشتغال كارجو، كارفرما

صفحه اصلي    تماس با ما     ارسال اطلاعات    درباره ما    پرسش و پاسخ

كليه حقوق مادي و معنوي اين پايگاه متعلق به سازمان تجاری سازی فناوری و اشتغال دانش‌‌آموختگان مي باشد

استفاده از اطلاعات با ذكر منبع بلامانع است