صفحه اصليدرباره ماتماس با مابازگشتوب سرويس

 

تعداد بازديد: 8550                                               
كارآفريني در آموزش و پرورش
مقاله منبع
كارآفريني در آموزش و پرورش عنوان
محمد مردافكن نويسنده
1386/10/02 تاريخ

حرفه و فن يكي از اركان مهم رشد و توسعه مي باشد، چون دانستن فن يا حرفه، باعث ايجاد اشتغال، بالا رفتن توليد ناخالص ملي و سرانه ملي وپس انداز و سرمايه گذاري بيشتر و سرانجام استقلال اقتصادي كه منشاء استقلال سياسي است مي شود

خلاصه
وب‌سايت خانه كارآفرينان مرجع

    چاپ   ارسال براي دوستان

حرفه و فن يكي از اركان مهم رشد و توسعه مي باشد،چون دانستن فن يا حرفه، باعث ايجاد اشتغال ، بالا رفتن توليد ناخالص ملي و سرانه ملي وپس انداز و سرمايه گذاري بيشتر و سر انجام استقلال اقتصادي كه منشاء استقلال سياسي است مي شود.و باعث كشتن ديو فقر و رونق گرفتن ارزشها و جلوگيري از ازدياد انواع بزهكاري ها و ناهنجاري ها وتشكيل خانواده و جامعه اي سالم خواهد شد.

با علم به اين مهم مدارس كاردانش متولد شده وهنوز هم سياست آموزش و پرورش بر رشد و توسعه آنها تاكيد دارد. مدارسي با تنوع رشته ها و تمركز برنامه ريزي و عدم تمركز در اجراي رشته هاي مورد نياز.

درميان دروس كاردانش درسي تكميلي به نام كار آفريني وجود دارد كه در باب اهميت آن مي توان گفت:تمامي امكانات و هزينه هاي صرف شده براي آموزش هنرجويان در شاخه ي كاردانش ، به خاطر تحقق ايجاد شغل است كه در اين درس در مورد چگونگي ايجاد شغل توضيح داده شده است .

كارآفريني امروزه آنقدر اهميت پيدا كرده است كه حتي دانشگاههاي كشور اقدام به تشكيل نهاد كارآفريني نموده اند. اما اينكه آموزش و پرورش سالها قبل از آموزش عالي به اين نكته پي برده و آن را اجرا كرده ، نشان از جلو تر بودن آموزش و پرورش از آموزش عالي از نظر زماني در اجراي اين مقوله دارد.

داشتن هزينه سرانه دانش آموزي به اندازه ي حدودا ده برابر مدارس نظري وحتي وجود امكانات چند ده ميليوني براي آموزش هنرجويان ،گواه بر مورد توجه قرار گرفتن آنهاست. اما افسوس كه در شيوه هاي اجرا،گاهي وقت به اشتباه رفته ايم كه از جمله مي توان ، در آخر قرار دادن شاخه ي كاردانش در توصيه نامه تحصيلي و نا هماهنگي در اجراي بعضي از رشته ها ي ارائه شده با واقعيات وپتانسيل هاي جامعه اشاره كرد كه اين دو مطلب در مجال اين نوشته نيستند.

اما اشتباه سوم را كه مي توان بزرگترين اشتباه در طي چند سال گذشته دانست ، شيوه ي تدريس درس تكميلي كارآفريني در مدارس كار دانش است كه به جرات مي توان گفت كه مهمترين درس در شاخه كاردانش است چون بر اساس اهداف كاردانش كه همانا تربيت نيروي متخصص جهت ورود مستقيم به بازار كار است و تمام امكانات و ابزار جهت رسيدن به اين هدف، كه خود نيز وسيله اي براي رسيدن به اهداف بالاتراست، فراهم مي شود و ثمره ي باغ كاردانش همانا اشتغال فارغ التحصيلان آن است و براي دست يابي به شغل بايد ،شخص با تركيب تخصص خود و با شناخت و آگاهي بازار كار آن رشته و دانستن فنون كارآفريني ،اقدام به ايجاد شغل مورد نظر خود نمايد تا به آرمان هاي متعالي كاردانش جامه ي عمل بپوشاند.

ايده ي كار آفريني به جاي كاريابي و چرخش تعريف شغل، از پشت ميز نشيني به كارگاه هاي فني و توليد مايحتاج كشور، انقلابي در آموزش و پرورش بود .

اگر هنرجويي پس از صرف دو سال آموزش با اموال و امكانات بيت المال و رساندن او به درجه اي متوسط يا بالا از تخصص فني اما بدون داشتن روحيه و يا عدم توانايي فنون و رموز كارآفريني به چه درد جامعه مي خورد؟ در واقع چنين فارغ التحصيلي تمام اهداف و برنامه هاي كار دانش را زير سوال مي برد.

و همين متخصص آموزش ديده ي ما به يك كارجو و كارياب تبديل مي شود و بعد از چند صباحي تخصصش را به علت داشتن ايده ي كاريابي فراموش مي كند و به جاي شركت در توليد ناخالص ملي كشور با روي آوردن به شغل هاي غير مرتبط و خدماتي و گاها كاذب ، عملا خط بطلاني به راهكارهاي ارائه شده مي كشد.

  • مدارس كاردانش بدون درس كار آفريني يعني هيچ.

بزرگترين مشكل كه از ناحيه ي برنامه ريزان و تصميم گيرندگان گريبان گير درس كارآفريني شده ،بخش نامه اي است مربوط به شركت هنرآموزان در دوره ضمن خدمت استاني وداشتن گواهي ضمن خدمت ، براي هنر آموزاني است كه قصد تدريس درس مورد نظر راداشته باشند،البته اين جاي بسي خوشحالي است و شايسته تقدير و تشكر .و اما هنگام برگزاري دوره هاي ضمن خدمت براي درس كارآفريني شرطي قائل شده اند ،كه تدريس آن درس در سال يا سالهاي گذشته توسط متقاضي است و اين يعني دور باطل تسلسل يا همان مثل معروف مرغ و تخم مرغ كه هنوز لاينحل باقي مانده است .

اين دور تسلسل باعث محدود شدن هنرآموزاني كه بايد كارآفريني راتدريس كنند مي شود و اين يعني آغاز فاجعه، فاجعه اي به عمق اقيانوس ، به قيمت هدر دادن زحمات هنرآموزان تلاشگر طي دو سال ، به اندازه هدر دادن تمامي هزينه هاي مالي ،زماني وعلمي و افزايش بيكاري ناشي از ندانستن كارآفريني توسط نيروي فعال جامعه است .

چون در آغاز پيدايش مدارس كاردانش،اهميت درس كارآفريني براي كارشناسان وقت فني حرفه اي و كاردانش ادارات و مناطق آموزش و پرورش توجيه نشده بود وآنها براي بالا بردن بهره وري كار خود ،اين درس و درس ايمني وبهداشت را به هنرآموزاني محول كردند كه از نظر علمي و فني داراي كمترين توان بودند تا به اين طريق آنها را از سر خود واكرده و سر اين دروس هم بي كلاه نماند و به اين قشم هنرآموزان هم ،كاري داده باشند.

و اين سرآغازي براي تدريس كارآفريني و شركت در دوره ضمن خدمت شد.ونتيجه كار چنين شد كه گاها تمامي ساعات درس كارآفريني يك هنرستان كاردانش به يك هنر آموز محول مي شد.در حاليكه چندين رشته مهارتي در آن كاردانش ارائه شده بود.بيشتر اوقات هم هنرجويان چند رشته را جهت تدريس كارآفريني ،باهم در يك كلاس جمع كرده تا باعث چندرقاز صرفه جويي نامعقول شده باشند كه اين بزرگترين خيانت به كاردانش و اهداف متعالي آن بود.چون يكي از راههاي تحقق اهداف كاردانش، آموزش صحيح درس كارآفريني توسط نخبه ترين هنرآموزان هر رشته است .

شيوه ي اجراي كار چنين بوده و هست كه هنرآموز رشته حسابداري براي رشته برق كارآفريني را تدريس مي كردو مي كند،هنرآموز رشته برق،كارآفريني رشته خياطي و هنرآموز رشته ساختمان ،كارآفريني رشته نقاشي و.....و نتيجه كار عملي هنرجويان اين بود كه هنرجوي رشته ساختمان طرح پرورش گاو شيرده ،هنرجوي رشته حسابداري طرح نهالستان باغ گردو،هنرجوي رشته مكانيك ،طرح آموزشگاه كامپيوترو هنرجوي رشته كامپيوتر،طرح شركت ساختماني و......ارائه مي داد.

يعني همان طرح هايي كه به واسطه آشنايي با كارشناس و يا بايگان اداره اي خاص در آن اداره يافت مي شد كه هنرجو فقط زحمت كپي كردن آن را تقبل مي نمود.و هنرآموز مربوطه نه تنها اشتباه بودن كار هنرجويان را گوشزد نمي كند بلكه اقدام به ثبت نمره عملي براي آنها مي كند.كه البته بايد به او حق داد چون هنرآموز رشته ساختمان يا برق از بازار كار روز رشته حسابداري يا نجاري چه مي داند؟ يا از فرصت ها و چالشهاي بازار كار نقاشي يا كامپيوتر چه مي داند؟او كاري جز تدريس تئوري كتاب مذكور و حضور و غياب چه كار ديگري مي تواند انجام دهد؟

براي هر رشته اي و در هر جامعه و منطقه اي بازار كار و بستري مناسب و خاص وجود دارد كه هنرآموزان رشته اي در آموزش و راهنمايي هنرجويان جهت كارآفريني توانا ترند كه خود تجربه بازار كار در آن رشته را داشته باشند و يا حداقل با بازار كار آن رشته در ارتباط مستمر باشند. و اولويت اول با آنهاست نه حتي هنرآموزان رشته مرتبط و بدون تجربه بازار كار.

كارآفريني يك مهارت عمومي است كه تقريبا تمام افراد جامعه در طول زندگي چند زماني را با خود جهت انتخاب شغل چه به صورت كاريابي و چه به صورت كارآفريني كلنجار مي روند و فكر خود را مشغول به انتخاب شغل مي كنند.

اما افراد ساكن و منفعل بيشتر دنبال كاريابي و افراد فعال بيشتر به دنبال كارآفريني براي خود مي روند و افراد نخبه نه تنها براي خود بلكه براي افراد زيادي از جامعه شغل ايجاد مي كنند.پس كارآفريني مختص قشر و گروه خاصي نيست و نبايد آن را محدود به افرادي با هر شرايط و تنها با داشتن چهل پنجاه ساعت آموزش ضمن خدمت دانست .

در اين برهه از زمان ضمن دعوت مسئولان به تحقيق بيشتر در مورد تناسب رشته هاي كاردانش با ضوابط و شرايط منطقه و تحقيق در مورد اشتغال هنرجويان فارغ التحصيل و نيز تناسب شغل آنها با رشته تحصيلي ،متذكر مي شوم كه كارآفريني يك مهارت ذاتي و يك هنر است كه با آموزش صحيح مي توان آن را شكوفا كرد .

باشد با ارائه صحيح راه كارها در مورد آموزش آن بتوانيم افراد فعال و نخبه را شناسايي كرده و هدايت نماييم. و با سپردن تدريس اين درس به هنرآموزان رشته هاي مهارتي و يا تركيبي از نيروهاي آموزش ديده با هنرآموزان رشته مربوطه ، اهداف كاردانش را تحقق بخشيم.




بازديد کننده گرامي: با توجه به وظيفه پورتال اشتغال در خصوص اطلاع‌رساني جامع در حوزه‌هاي مختلف مرتبط با اشتغال، مسئولين اين پايگاه اطلاع‌رساني آمادگي دريافت مطالب شما شامل؛ مقالات، گزارش‌ها، کتب،و آدرس ساير پايگاه‌هاي اطلاع‌رساني مرتبط جهت ارزيابي و ارائه آن با حفظ حقوق مالکيت معنوي مربوطه بر روي سايت پورتال اشتغال را دارند. در صورت تمايل اطلاعات خود را ارسال نماييد.


 

 

پايگاه اطلاع‌رساني اشتغال كارجو، كارفرما

صفحه اصلي    تماس با ما     ارسال اطلاعات    درباره ما    پرسش و پاسخ

كليه حقوق مادي و معنوي اين پايگاه متعلق به سازمان تجاری سازی فناوری و اشتغال دانش‌‌آموختگان مي باشد

استفاده از اطلاعات با ذكر منبع بلامانع است