صفحه اصليدرباره ماتماس با مابازگشتوب سرويس

 

تعداد بازديد: 8915                                               
چالش‌هاي فراروي کارآفريني زنان ايراني
مقاله منبع
چالش‌هاي فراروي کارآفريني زنان ايراني عنوان
سيد نبي‌اله حسيني نويسنده
1386/10/15 تاريخ

تحولات جديد جهاني و تغيير رويکردها و نگرش هاي حاصل از آن باعث شد تا دنيا از حالت در انحصار محض مردان به دنيايي تبديل شود که در آن زنان جايگاه مطلوب و واقعي خود را پيدا کنند.

خلاصه
مقالات ارسالي به سايت مرجع

    چاپ   ارسال براي دوستان

اگر کارآفريني را يک الزام حياتي براي جوامع عصرحاضر بدانيم بايد به اساسي ترين عامل آن يعني توانا سازي اعتقاد را سخي داشته باشيم .

تحولات جديد جهاني و تغيير رويکردها و نگرش هاي حاصل از آن باعث شد تا دنيا از حالت در انحصار محض مردان به دنيايي تبديل شود که در آن زنان جايگاه مطلوب و واقعي خود را پيداکنند و رفته رفته به اين حقيقت نايل آيد که از يکي ديگر از عناصر تاثير گذار و با ارزش خود در صحنه معادلات جهاني يعني نيروي خلاق ، مستعد ، پر ارزش و انگيزشي بانوان بهره جويد.

زنان به جهت اينکه از کرامت و لياقت و ويژگي هاي عالي انساني برخوردارند و حتي در پاره اي از جنبه ها و زمينه ها ايفا کننده نقشهاي اساسي تر و به مراتب حساس تر از جنس مخالف خود ميباشنداز حقوق عاليه انساني بايد برخوردار باشند لذا يکي از مولفه هاي مهم حقوقي براي زنان به نحوه گزينش و انتخاب شيوه زيستن آنان توسط خودشان بر مي گردد که بايد مورد احترام و حمايت همه اقشار جامعه قرار گيرد بنابراين اگر کارآفريني را انتخاب فلسفه نوين زندگي در عرصه هاي اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي بدانيم بايد اين حق را براي آنان قايل گشت تا با تمام قوا و به دور از هر گونه تبعيض ، ناعدالتي ، قالب هاي سنتي و باورهاي مذموم و تنها در سايه شايستگي ها و در چارچوب ارزش هاي متعالي جامعه در اين عرصه اجتماعي حضور يابند.

مع الاسف چيز اعجاب برانگيز است آن است که از کمک ها و مساعدتهاي اين قشر سرشار از ارزش و متعهد در راه هموار ساختن مسير دشوار توسعه و تحقق اهداف آن استفاده بهينه نمي گردد و از نقش متعالي اين سرمايه هاي انساني غفلت مي شود و شگفت تر اينکه حتي برخي از ذهنيت هاي متحجر در اين بين از او بعنوان مانع و سدراه توسعه نام مي برند به گونه اي که اين عده برخود اجازه مي دهند پديده « سقف شيشه اي را براي محروم نگهداشتن زنان از تصدي و احراز پست هاي مهم و کليدي مديريتي القا نمايند.

بي گمان کارآفرينان بعنوان عاملان تغيير و به مدد برخورداري از قابليت ها ، توانمنديها و ويژگي هاي متعالي شخصيتي خود و با کمک و همت والا و تلاش مستمر خود و نيز بهره مندي از خلاقيت و نوآوري افرادي هستند که داراي نقش محوري بوده و خالق استراتژي کارآفريني هستند.

در اين ميان نقش بسيار موثر و حياتي کارآفرينان زن بعنوان بخش عظيمي از جمعيت انساني جامعه بسيار چشمگير و حائز اهميت است به گونه اي که مي توان ادعا نمود که در آغاز هزاره سوم) آنان با شناسايي توانمنديهاي خود و يافتن جايگاه واقعي خود در عرصه هاي متنوع و مختلف اجتماعي پيش قراولان حرکت و خيزش عظيم کارآفريني جهاني قلمداد گرديده و مي روند تا آفريدگار شگفتي هاي نوين در عرصه جهاني گردند امروزه جامعه جهاني با بازشناسي قدر و منزلت و عظمت يکي از موثرترين عناصر خود و از طريق قايل شدن حق حضور آنان در عرصه هاي مختلف مي رود تا در مناسبات و معادلات خود تجديد نظر نمايد چرا که روند گسترده پر وسه توسعه به پيش نخواهد رفت مادام که جامعه جهاني در اين راه و مسير طولاني بخشي از همراهان و نيروهاي کارآمد و پويا خود را با خود همراه نسازد .

در اين بين در کشورهاي در حال توسعه موضوع کارآفريني زنان از حساسيت و الويت بخصوصي برخوردار مي باشد چرا که روند توسعه و ترقي در اين کشور ها مسيري بس دشوار و طاقت فرسايي را در پيش روي دارد و اين کشورها بابرخورداري از همه ي ظرفيت هاي موجود انساني خود و به جاي اينکه به قول خانم ملو ( وزير زنان کامبوج ) : "تنها نبايد از زنان به عنوان استفاده کنندگان از برنامه هاي توسعه ياد کرد بلکه بايد آنان را در اجراي برنامه هاي توسعه مشارکت داد.

  • زنان، به عنوان يکي از عاملان توسعه پايدار:

توسعه بعنوان پروسه اي است که دستيابي به شاخص هاي ارزنده آن هدف غايي اکثر جوامع و کشورها مي باشد و از آن به عنوان يک روند خلاق و نوآوري ياد مي گردد که در جهت تغييرات زيربنايي در سيستم اجتماعي مي باشد امروزه قرار گرفتن در روند توسعه و تسريع آن مسئله ملت هاست پس در شرايط دشوار پيچيده آن و به منظور تحقق همه اهداف آن ضرورت دارد تا جوامع از همه ي ظرفيت هاي انساني خود بهره جسته و با بکارگيري همه منابع و توانمنديهاي انساني خود به حرکت خود در اين مسير شتاب بيشتري ببخشد بنابراين بايد استراتژي اصلي جوامع اين باشد که در تعيين و تدوين اولويت ها و اهداف توسعه مشارکت دادن زنان را بعنوان يکي از عوامل موثر و کارآمد توسعه لحاظ نمايند چرا که در عصري که به عصر کارآفريني لقب يافته است و استراتژي و اقتصاد کارآفريني جايگزيني شايسته استراتژيهاي موجود مي باشد ، زنان کارآفرين عامل بسيار حياتي و توان بخشي در اين راه قلمداد مي گردند.

  • عدالت جنسيتي گامي در جهت تسريع روند کلي توسعه :

هدف اصلي عدالت جنسيتي رسيدن به عدالت ميان زنان و مردان به منظور تضمين دستيابي به توسعه پايدار است با ورود به هزاره سوم و در مواجهه با امواج تغييرات شتابناک ، جامعه جهاني خود را ملزم به خلق فضايي مي داند که در آن زندگي بهتر با حذف بي عدالتي بر پايه جنسيت شکل گيرد .

دستيابي به اين مهم تنها از طريق ارتقاي مشارکت زنان در فرايندهاي تصميم گيري مربوط به توسعه ميسر نمي گردد ، بلکه آن از طريق کمک به زنان و دختران در تشخيص حقوق اساسي و انساني خود ، کاهش تبعيض هاي جنسيتي در دسترسي به منابع و کنترل برآن و بهره گيري از مزاياي توسعه است

از ميان تعاريف متعدد ساده ترين تعريف موجود آن است که عدالت جنسيتي را به معناي بيشتر شدن فرصت هاي در دسترس بر اي زنان و مردان جامعه دانست و زنان و مردان جامعه در کنار هم و با هم براي تغيير در نگرش ها ، باورها ، رفتارها ، نقش ها و مسئوليت ها در محيط کار ، خانواده ، جامعه و بازار جهاني تلاش کنند تا شأن والاي انساني آنان حفظ و اعتلا يابد

  • ريشه محدوديت ها و تبعيض هاي پيش روي کار آفريني زنان :

ريشه اين تبعيض به رفتارهاي فرهنگي حاکم بر جوامع بر مي گردد مانند:

  • الف ) مخالفت مردان با فعاليت همسرانشان در بنگاههاي اقتصادي و ايجاد يک حرفه يا شغل
  • ب ) به دليل محدوديت هاي فرهنگي از زنان انتظار مي رود تااوقات زندگي شان را در يک محيط حفاظت شده سپري کنند تا آنها را از رويا رويي با افرادي قويتر حفظ کرده و دور نگه دارد
  • ج ) همچنين از زنان انتظار مي رود تا فعاليت هاي شان را به خانه داري و مراقبت از فرزندان محدود کنند .

محدوديت عمده براي زنان کا رآفرين به شرح زير مي باشد :

  • الف ) پر رنگ بودن نقش آنان درخانواده و همچنين نياز رو به تزايد مردان به حضور دائمي آنان در خانواده
  • ب ) وجود افکار و باورهاي منفي در مورد نقش زنان در کسب و کار
  • ج ) سطوح آموزشي نسبتا پايين تر براي زنان به دليل دسترسي محدود به فرصت هاي آموزشي شغلي در اکثر کشورها

  • د ) فرصت هاي محدودتر در بخش دولتي براي توسعه مهارتهاي زنان
  • ه ) دسترسي ناکافي زنان کارآفرين به تکنولوژي ، خدمات حمايتي و اطلاع رساني
  • و ) دسترسي کمتر زنان به اعتبارات مالي بدليل ضعف مسائل مربوط به ضمانت و مقادير کم اعتبارات و همچنين وجود نگرش منفي در خصوص توان بازپس دهي پائين زنان کارآفرين

 

  • وضعيت اشتغال و کارآفريني زنان در ايران :

عليرغم اينکه از اوايل هزاره جديد جهان با يک پديده اجتماعي و اقتصادي روبه رشد يعني مشارکت فراگير اقتصادي زنان در مشاغل خارج از منزل رو برو شدولي به لحاظ وجود برخي از مشکلات ساختاري وضعيت اشتغال زنان در ايران چندان مطلوب به نظر نمي آيد مع الاسف همواره فرصت هاي شغلي کمتري به اين قشر اختصاص داده شده است و آنان غالبا در بخش هاي غير رسمي با اندک دستمزد مشغول بکار مي گردند .

امروزه در جامعه ايراني بيشترين شاغلين زن در گروه حقوق بگيران قرار دارند ( 60% ) . و حدود 1/26% از جمعيت زنان فعال مناطق شهري بيکارند و نرخ بيکاري زنان تحصيل کرده خصوصا در سال هاي اخير مرتبا روبه تزديد است. همچنين نرخ کار آفريني در زنان کمتر از مردان است .

  • حقايقي در مورد کار آفريني زنان :

درنگاه اجمالي به علل و انگيزه هاي زنان بعنوان نقاط شروع کسب و کار مي توان به اين حقيقت واقف گرديد که اين انگيزه ها در پاره اي از موارد در آنان متعالي ترو مترقي تر ازانگيزه هاي شروع کسب و کار در مردان مي باشد و با توجه به توانايي و ظرافت هاي هنري و دقت نظري که در زنان وجود دارد آنان همچنين در انجام فعاليت هاي اقتصادي خود از دقت و ژرف انديشي و هنرمندي خاصي بهره جسته.

و از ديگر موارد اينکه آنان به دليل برخورداري از ويژگي هاي خاص عاطفي و انساني لايق خدمات در عرصه هاي حساس تر اجتماعي نظير آموزش و پرورش ، بهداشت و مشاوره هستند . بنابراين کار آفريني زنان را نه تنها نمي توان درتقابل و تضاد با کار آفريني مردان پنداشت بلکه بايد آن را مکمل و متمم کارآفريني مردان قلمداد نمود

از حقايق ديگر کار آفريني زنان اين است که به پشتوانه پژوهش هاي بعمل آمده آنان تمايل بيشتري به استفاده بهينه از فرصت ها داشته و همچنين براي سلامت اجتماعي جامعه مفيد هستند .


بنابراين بايد به اين حقيقت صحه نهاد که زنان بعنوان سنگ بناي حيات اجتماعي بشر و بعنوان پيش قراولان عرصه پرورش ابناي آدمي از جايگاهي بس والا و از توان کارآفريني بسيار بالايي بالاخص در نهادينه شدن فرهنگ کارآفريني برخوردارند. پس چگونه است که انساني که از همه ارزش ها ، توانايي ها و انگيزه هاي متعالي برخوردار است . به زعم برخي لياقت و شايستگي ندارد و بايد خانه نشين باشد .

  • عوامل موفقيت کارآفريني زنان :

هلن فيشر ، انسان شناس دانشگاه را تجز آنان را به شرح زير بر مي شمارد :

الف ) وجود مهارتهاي ارتباطي :

  • بسياري از زنان در بيان خود بهتر از همتاي مرد خود عمل مي کنند .

ب ) وجود مهارتهاي مردمي :

  • بسياري از بانوان درخواندن احساسات از چهره ديگران و کشف رمز از اداها و ژست هاي آنها و در نتيجه در تعامل با ديگران بسيار ماهر هستند

ج ) استفاده از تفکر شبکه اي :

  • يعني توانايي جمع آوري داده ها از محيط و ايجاد ارتباط ميان قطعات داده هاي مختلف

د ) برقراري توافق :

  • زنان کار آفرين موفق غالبا خوب مي توانند بحث کنند . آنها مي توانند شرايطي ايجاد کنند که با طرفهاي وارد در بحث روابط هماهنگ برقرار کنند .

ه ) توانايي در ايجاد و گسترش روابط حسنه :

  • حفظ روابط دراز مدت با مشتري در تجارت.

چالش هاي فراروي زنان کارآفرين در آينده :

امروزه نياز به کارآفريني زنان بيش از هر زمان مورد توجه قرار گرفته است . و از طرفي با توجه به ميزان بيشتر خروجي زنان دانش آموخته از دانشگاه ها و موسسات آموزش عالي که از توانمنديهاي علمي وتخصصي بر خوردارند اين روند بيشتردر صنايع خدماتي مشهود تر است به اين دليل که صنايع خدماتي کمتر از صنايع ديگر به سرمايه نياز دارد از اين رو موانع مالي کمتري بر سر راه آنان وجود دارد همه الزامات و ضرورتهايي که براي کارآفريني زنان بالاخص زنان دانش آموخته در جامعه ايراني وجود دارد و با توجه به وضعيت اشتغال زنان در ايران و آمارها و ارقام موجود که نشان دهنده توجه جدي و تلاش وافر دست اندر کاران و سياستگذاران به امر اشتغال و کارآفريني زنان مي باشد

  1. بعنوان اولين چالش مي توان به چالش مربوط به نقش خانه / محل کار اشاره نمود که تنشي به شکل تضاد نقش را بوجود مي آورد.

  2. رفع شکاف سرمايه : مانعي که بر سر راه بسياري از زنان کارآفرين قرار دارد امنيت بخشيدن به سرمايه اوليه است. شکاف سرمايه عبارت است از اختلاف ميان ميزان سرمايه مطلوب در دسترس براي همه شرکت هاي متعلق به زنان و ميزان سرمايه واقعي.

  3. بخش خدمات : با رشد اقتصاد بخش خدمات فرصت هاي بيشتري براي شرکت هاي جديد فراهم مي آورد از اين رو صنايع خدماتي به هدف اصلي براي کار آفرينان آتي تبديل شده است در حال حاضر حدود 60%از کليه زنان کار آفرين در اين بخش مشغول به کار هستند واين بخش کماکان مهم ترين فرصت بر آنان است .

  4. آمادگي براي تغييرات :بطور معمول تعداد محدودي از زنان کارآفرين،آموزش رسمي لازم براي کارهاي تجاري را ديده اند

بررسي ها حاکي از اين است که 3 دسته عمده موانع در مقابل زنان کارآفرين قرار دارد :

  • الف) دسته اول موانعي هستند که بطور عمده براي کليه کارآفرينان ( زن يا مرد ) وجود دارد.
  • ب ) دسته دوم موانعي است که به علت شرايط خانوادگي و اجتماعي و حقوقي در مورد زنان کارآفرين شديدتر از مردان است.
  • ج) دسته سوم موانعي است که منحصرا" در ارتباط با زنان کارآفرين مي باشد .

اين موانع در دو مرحله دامن گير کارآفرين است اول در زمان شروع به کار که عمدتا" به شکل کمبود تجربه کاري و دشواري کسب سرمايه و بي تجربگي در برنامه ريزي مالي نمايان مي شود . ودر مرحله دوم مشکلات مربوط به ادامه کار است که در قالب کمي تجربه در برنامه ريزي مالي و هدايت سرمايه و دشواري در جلب مشتري خود را نشان مي دهند.

با توجه به مباحث مربوطه ، موانع و مشکلات فراروي کارآفريني زنان ، واقعيت ها و شاخص هاي موجود در جامعه ايراني از نظر شاخص هاي توسعه اي ، اقتصادي ، فرهنگي ، اجتماعي و تحصيلي در ايران مي توان عمده ترين چالش هاي فراروي کارآفريني زنان دانش آموخته در ايراني را به شرح ذيل برشمرد :

افزايش چشمگير زنان فارغ التحصيل از دانشگاه ها و موسسات آموزش عالي نسبت به مردان که با امکانات و زمينه هاي شغلي موجود براي زنان هماهنگ نمي باشد. امروزه در حدود %70 از وروديهاي دانشگاه هاي در برخي از رشته ها اختصاص به دختران و زنان دارد در حالي که به نسبت اين افزايش ورودي و خروجي از دانشگاهها کمتر به ايجاد بسترهاي شغلي مناسب براي بانوان در جامعه ايراني فکري شده است و نتيجه آن شده است که ميزان بيکاري زنان نسبت به مردان در جامعه همواره بيشتر از مردان است يعني توزيع فرصت ها ي شغلي و کارآفريني براي بانوان ايراني نسبت به مردان نا عادلانه مي باشد و اين خود باعث تشديد بيکار ، افزايش اشکالات و دامن زدن به سرخوردگي و احساس بي فايدگي در بين آنان گرديده که اين خود از موانع جدي در راه اشاعه و ترويج کارآفريني در بين زنان ايراني است و القا کننده نوعي دوگانگي و سر خوردگي است بنابراين جا دارد از اين چالش اساسي را به نحو مقتضي برخورد گردد و بدينگونه که همگام با افزايش تقاضا و نياز بانوان به تحصيلات آکادميک بسترهاي مناسب جهت به کارگيري از اين پتانسيل ها فراهم آمده است و سهم مناسبي جهت اشتغال کارآفرينان زن در در نظر گرفت .

توزيع نامناسب تحصيل کرده هاي دانشگاهي يکي ديگر از چالش هاي عمده ي در بين زنان دانش آموخته مي باشد . اگر ظرفيت هاي دانشگاهي بدون توجه به نيازهاي کسب و کارهاي موجود در جامعه در نظر گرفته شده است به گونه اي که در بسياري از بخش ها با تراکم فارغ التحصيل روبرو گرديده حال آنکه در بعضي از زمينه ها و رشته ها اصلا" خروجي مناسب و پاسخگويي براي اشتغال در نظر گرفته نشده است و همچنين توجه کمتر آموزش ها ي فني و علمي کاربردي وجود چالش هاي فرهنگي و مشکلات مربوطه به باورها و اعتقادات و سنن اجتماعي و قائل شدن تفاوت هاي غير منطقي بين زنان و مردان در جامعه که منجر به اين مي شود که عليرغم همه توانمندي هاي بانوان و نيز بر خلاف الزامات و ضرورت هاي موجود نسبت به جذب دانش آموختگان زن دچار متغيرهاي نا خواسته و نارواي جنسيتي شويم .

  • چالش هاي مربوط به ساختارهاي حقوقي جامعه نظير باورهايي مثل احکام مربوط به ارث ، نفقه و يا منع کار زن در صورت عدم رضايت شوهر .
  • چالش هاي مربوط به ساختار کلان اقتصادي .
  • چالش هاي مربوط به ساختارهاي قانوني و سياسي .
  • چالش هاي آموزشي نظير در نحصار بودن برخي رشته ها براي مردان ، محدوديت اعزام به خارج از کشور براي ادامه تحصيل .
  • چالش هاي جهاني ، نظير جهاني سازي ، الحاق بهwto ، کارآفريني جهاني و الزامات سازمان ها ي مدافع حقوق زن

اينک که به اين حقيقت پي برديم که کار آفريني زنان نه تنها در تضاد ،تعارض و تناقض براي کار آفريني مردان نمي باشد بلکه بعنوان مکمل و متمم و يکي از دو بال پرواز هماي سعادت کاروان بشري مي تواند عامل بسياري از پيشرفت ها و موفقيت ها درعرصه هاي متعدد باشد و نيز به عنوان شالوده بنيادين اجتماع بشري حتي در نهادينه ساختن فرهنگ متعالي کار آفريني از طريق پرورش فرزندان متعهد و تلاش گر نقش بسيارمهمي را ايفا نمايند بايد به عنوان حسن ختام و پيشنهاد متذکر شد با درک واقعي چالشهاي فراوري دانش آموختگان زن کار آفرين در ايران که عموما" در حوزه ء مسائل فرهنگي مي باشد و ريشه در باورها و ذهنيت ها ي جامعه دارد تلاش هاي اساسي و زير بنايي را در جهت مرتفع ساختن و هموار نمودن راه پر فراز ونشيب ودور و دراز که آنان تا رسيدن به قله سعادت بشري در جامعه ايراني در پيش روي دارند دارد پيشنهاد ميگردد بالاخص در حوزهء فرهنگي ،رفتاري و آموزشي چالشهاي مهم را شناسايي نموده واز دل آنان فرصت هاي تعالي آفرين را براي زنان تحصيل کرده اين مرز وبوم که امروزه في الواقع نشان داده اند که با عزم راسخ و اميد به آينده پابه پاي مردان اين مرز پر گهر در جهت توسعه و ترقي اين ملت حاضرند از هر گونه تلاشي فرو گزار نباشند بوجود آورد.

بديهي است باتوجه به اقبال گسترده اي که ازسوي بانوان ايراني به تحصيلات دانشگاهي ميشودنقش دانشگاهها و مراکز آموزش عالي درآموزش کارآفرينان زن ايراني و نيز نهادينه ساختن فرهنگ کارآفريني در جامعه بي بديل و حياتي مي باشد و دانشگاه ميتواند بعنوان خاستگاه و پايگاه کارآفرينان زن در جامعه ايراني بسترهاي مهم پژوهش و مشاوره را براي زنان جامعه که به تحقيق در زمره انسانهاي متعالي و شايسته به کرات کفايت ولياقت خودرابه اثبات رساندندفراهم نمايدبااين توصيف دانشگاه جامع علمي-کاربردي ميتواندنقش پيشرووجلوداررادربرپايي اين نهضت عظيم ايفانمايد ژ




بازديد کننده گرامي: با توجه به وظيفه پورتال اشتغال در خصوص اطلاع‌رساني جامع در حوزه‌هاي مختلف مرتبط با اشتغال، مسئولين اين پايگاه اطلاع‌رساني آمادگي دريافت مطالب شما شامل؛ مقالات، گزارش‌ها، کتب،و آدرس ساير پايگاه‌هاي اطلاع‌رساني مرتبط جهت ارزيابي و ارائه آن با حفظ حقوق مالکيت معنوي مربوطه بر روي سايت پورتال اشتغال را دارند. در صورت تمايل اطلاعات خود را ارسال نماييد.


 

 

پايگاه اطلاع‌رساني اشتغال كارجو، كارفرما

صفحه اصلي    تماس با ما     ارسال اطلاعات    درباره ما    پرسش و پاسخ

كليه حقوق مادي و معنوي اين پايگاه متعلق به سازمان تجاری سازی فناوری و اشتغال دانش‌‌آموختگان مي باشد

استفاده از اطلاعات با ذكر منبع بلامانع است