صفحه اصليدرباره ماتماس با مابازگشتوب سرويس

 

تعداد بازديد: 4345                                               
خلاقيت
مقاله منبع
خلاقيت عنوان
سلمان نظري كردكلائي نويسنده
1388/01/24 تاريخ

نگاه کردن متفاوت به مساله و رسيدن به يک راه حل جديد، همان چيزي است که عموماً از آن به خلاقيت تعبير مي شود. خلاقيت در حقيقت، فرآيندي است که در ذهن فرد خلاق اتفاق ميافتد و حاصل آن شکل گرفتن يک ايده ي جديد با يک راه حل ابتکاري است.

خلاصه
بانك مقالات علمي مرجع

    چاپ   ارسال براي دوستان

  • مقدمه

نگاه کردن متفاوت به مساله و رسيدن به يک راه حل جديد، همان چيزي است که عموماً از آن به خلاقيت تعبير مي شود. اما خلاقيت مفهومي نيست که بتوان آن را در يک جمله و حتي يک کتاب مفصل هم توضيح داد. خلاقيت در حقيقت، فرآيندي است که در ذهن فرد خلاق اتفاق ميافتد و حاصل آن شکل گرفتن يک ايده ي جديد با يک راه حل ابتکاري است.

اين که خلاقيت ذاتي است يا اکتسابي، موضوعي نيست که اين روزها ضرورت بحث بر سر آن در ميان باشد. دنياي امروز تلاش ميکند خلاقيت و مباحث مرتبط با آن را، چه در زمينههاي روان شناسي و علوم تربيتي و چه در زمينههاي مديريت و کسب و کار، به درستي بشناسد و ابعاد مختلف آن را توسعه دهد.

کتابهاي فراواني که دربارهي تکنيکهاي افزايش خلاقيت در افراد و در سازمانها نوشته شدهاند، گوياي اين حقيقت ميباشند که توجه به خلاقيت و توسعهي ان در سازمان، نه تنها باعث ميشود که افراد از کار خود احساس رضايت بيشري کنند، بلکه در پيش برد سازمان و افزايش بهرهوري و رسيدن به موفقيت هاي بزرگ سهم عمدهاي دارد

که بترتيب نيازهاي اولي نيازهاي رده پايين و نيازهاي آخري نيازهاي رده بالا به حساب آمده و نياز به خوديابي حد بالاي نيازهاست.

برآورده شدن مناسب نيازها شرط لازم براي بوجود آمدن آمال و آرزوهاست. به عنوان مثال يک فرد گرسنه و آواره هرگز به فکر پرواز بر فراز کوهها نخواهد افتاد. بسياري نيز معتقدند که خلاقيت در نياز متولد مي‌شود همانگونه که بسياري از اختراعات بزرگ نه محصول تعريف مشکلي خاص بلکه براي برآورن نيازي خاص به وجود آمده‌اند.

  • اصول اوليه خلاقيت

به طور کلي خلاقيت فرايندي است که طي زمان ادامه داشته و ابتکار، انطباق‌پذيري و تحقق از خصوصيات بارز آن به شمار مي‌آيند و مي‌تواند جوابگويي براي مشکلات باشد. برخي از محققان اصولي براي مشخص شدن مرزهاي خلاقيت تعريف نموده‌اند: اول اينکه خلاقيت متضمن پاسخ يا مفهومي نو باشد يا آنکه احتمال وقوع آن بسيار کم باشد. اما بايد توجه داشت که نو بودن و اصالت با آنکه شرط لازم خلاقيت است اما کافي نيست.

زماني يک پاسخ را مي‌توان بخشي از يک فرايند خلاقيت به شمار آورد که تا اندازه‌اي با واقعيت مطابقت داشته يا اصولاً واقعي باشد. دوم خلاقيت بايد گره‌اي را بگشايد يا با وضعيتي تناسب داشته و يا مقصود معيني را برآورد. سوم، خلاقيت واقعي مشروط به دوام آن بينش ابتکاري، ارزيابي و تفسير و رشد آن باشد.

در جمله‌اي کوتاه مي‌توان اينگونه بيان کرد «خيلي‌ها ايده‌هاي خوب دارند اما عده کمي آنها را عملي مي‌کنند». همچنين يکي از عواملي که معمولاً با خلاقيت مربوط مي‌دانند موضوع هوش است.

  • وجوه هوش

يک مبناي طبقه‌بندي، نوع فرايند و يا نحوه عملکرد خاصي است که انجام مي‌گيرد. اين نوع طبقه‌بندي شامل 5 گروه اصلي از توانشهاي هوشي مي‌باشد که عبارتند از عوامل شناخت حافظه تفکر همگرا تفکر واگرا و ارزشيابي شناخت، کشف و يا کشف دوباره و بازشناسي است. حافظه عبارت از حفظ آن چيزي است که درک شده است.

در تفکر واگرا ما در جهات متفاوت تفکر مي‌کنيم، گاهي به تفحص مي‌پردازيم و گاهي در جستجوي تنوع هستيم در حالي که در تفکر همگرا اطلاعات به يک جواب درست و يا به بهترين جواب شناخته شده و قراردادي منتج مي‌گردد.

واضح است که يکي از توانشهاي تفکر واگرا گوناگوني پاسخهايي است که توليد مي‌شود. اين نوع توليد تماماً زاده اطلاعات ارايه شده نيست. در اينجاست که مبحث انعطاف‌پذيري در تفکر پيش مي‌آيد که از مباحث اصلي خلاقيت به شمار مي‌آيد.

با اين حال در بررسي افراد خلاق اين نتيجه به دست آمده است که اگر چه داشتن حد معيني از هوش لازم است ولي شرط کافي نيست و لزوماً افراد با هوش خلاق نبوده‌اند در حالي که افراد با هوش متوسط مي‌توانند افراد خلاق برجسته‌اي باشند. در واقع امور خلاقيت شايد بيشتر اکتسابي باشد تا فطري و مي‌توان با آموزشهايي اين توانايي را در خود افزايش داد.

  • خصوصيات افراد بسيار خلاق

از مطالعه افراد بسيار خلاق موارد زير نتيجه شده است. البته اين خصوصيات شخصيتي آنهاست نه اينکه با اينگونه رفتارها، انسان بتواند به خلاقيت برسد:

  • تمايل به تعريف و تمجيد از خود دارند

اشخاص خلاق مخصوصاً خواهان قبول پيچيدگي و حتي بي‌نظمي در دريافتهاي خود هستند بدون آنکه نگران آشفتگي ناشي از اين امر باشند. اين بدان معني نيست که آنان في نفسه بي‌نظمي را دوست دارند بلکه پرمايگي موجود در بي‌نظمي را به کم مايگي نظم ترجيح مي‌دهند. تمايل دارند نزد ديگران به داشتن نظرات تند و احمقانه شهرت داشته باشند.

کارهاي آنها با اظهار نظر اينکه از موضوع پرت هستند مشخص مي‌شود. شوخ‌طبعي و بذله‌گويي از صفات بارز اين افراد است. بايد به اين افراد کمک کرد که بدون اينکه کينه‌توز و پرخاشگر باشند جسارت خود را حفظ کنند.

  • عوامل باز دارنده خلاقيت
  • تلاشهاي قبل از بلوغ براي حذف خيالبافي
  • محدوديتهاي بازدارنده قوه تدبير و کنجکاوي کودکان

تکيه بيش از حد به نقش جنسيت؛ تفکر خلاق مستلزم حساسيتي بيش از حد (خصوصيتي کاملاً زنانه) و وابستگي به غير و اتکاي به خود (خصلتي کاملاً مردانه) است. از همين رو يک پسر بسيار خلاق نسبت به ساير همجنسان همسال خود بيشتر داراي صفات زنانه به نظر مي‌رسد.

تاکيد زياد بر پيشگيري (نحوه پاسخگويي کودکان به مسايلي که مستلزم چاره‌انديشي فرد هنگام قرار گرفتن در وضعيتي بن‌بست است نشان مي‌دهد که تأکيد بر پيشگيري قوه تصور بسياري از کودکان را از رشد باز داشته است.

  • القاي ترس و کمرويي
  • اکيد بر مهارتهاي کلامي

خطري که استعداد خلاق فرد را تهديد مي‌کند، قضاوت يا ارزيابي تجربه فرد نيست بلکه پيشداوري است که به تبع آن تجارب بسياري در حوزه دريافت را نمي‌يابند. خطري که آموزشهاي معمول چه در خانه و چه در مراکز آموزشي در بردارند اين است که نظرات نو و احتمال وقوع اعمال جديد خيلي زود و بيش از اندازه مورد انتقاد قرار مي‌گيرند.

  • عوامل تشديدکننده خلاقيت و نوآوري

حس دروني تفکر، انسان را قادر مي‌سازد شرايطي را که وجود خارجي ندارند، ‌در درون ذهن شبيه‌سازي نمايد و‌ به وي اين امکان را مي‌دهد تا در امکانات يکسان با سايرين براي خود فرصتهاي بهتري بيافريند. در واقع امور خلاقيت شايد بيشتر اکتسابي باشد تا فطري و مي‌توان با آموزشهايي اين توانايي را در خود افزايش داد.

مجموعه عواملي که باعث تشديد و ترغيب فرد به نوآوري مي‌گردند به عوامل تشديدکننده تعبير مي‌گردند که خود به دو بخش کلي انگيزه‌ها و ابزارها تقسيم مي‌شوند که در اينجا توضيح داده مي‌شوند.

  • انگيزه‌ها

انگيزه‌هاي ترغيب کننده به نوآوري، مي‌توانند به خصوصيات و زندگي خصوصي افراد مربوط باشد و يا اينکه به اجتماع محل سکونت فرد بستگي داشته باشد که ما در اينجا دلايل بروز هر يک را بررسي مي‌کنيم.

  • انگيزه‌هاي بيروني

به همه انگيزه‌هايي که از جامعه به فرد القاء مي‌گردند گفته مي‌شود که خود بر اثر موارد زير ناشي مي‌گردند:

  • بحران‌هاي جامعه:

مي‌دانيم سرچشمه خلاقيت نياز است. اغلب مواقع اگر نيازي در زندگي بشر مشاهده نشود، الزامي به خلاقيت وجود نخواهد داشت. نيازهاي بشر معمولاً به طور يکنواخت بروز مي‌يابند مگر در شرايطي استثنايي مانند بحران‌هاي مختلف از جمله بحرانهاي طبيعي چون سيل و زلزله و آتشفشان و طوفان و همچنين بلايايي که خود انسان مسب آنهاست که بارزترين آنها جنگ است.

نوع و دليل بروز يک بحران در اينجا مد نظر نيست و آنچه حائز اهميت است هجوم سيل عظيمي از نيازها پس از وقوع بحران است که مي‌تواند در جامعه سبب يک انقلاب فکري در نزد افراد گوناگون گرديده و به شکل نوآوري و خلاقيت بروز نمايد.

  • سطح توقعات جامعه:

جامعه‌اي که در آن سير صعودي پيشرفت حاکم باشد، هر روز از طرف تک تک اعضاي خود شاهد خلاقيت و نوآوري است. در اين جامعه نوآوري به قشر متفکر و انديشمند محدود نگرديده و همه مردم را شامل مي‌شود بطوريکه حتي تبهکاران نيز در اين جامعه هر روز به فکر خلق روشي نو در روند کاري خود مي‌باشند.

  • انگيزه‌هاي دروني

انگيزه‌هايي که از درون شخص، منشاء مي‌گيرند را انگيزه‌هاي دروني مي‌نامند که شامل موارد زير مي‌باشند:

  • استعداد ذاتي فرد:

اين امر حتي بدون وجود هر گونه محرک خارجي ممکن است آگاهانه يا ناآگاهانه صورت گيرد و با داشتن هوشي متوسط و آموختن راه‌هاي افزايش تفکر خلاق، کاملاً قابل دسترسي براي همه نيازهاي زندگي مي‌باشد.

  • نيازهاي دروني:

گاهي اوقات افراد در خود نيرويي احساس مي‌کنند که همواره آنان را وا مي‌دارد که در جهت کمک به ديگران و ارتقاي سطح زندگي در جامعه، دست به نوآوري بزنند. اين افراد از هر جنس و سن و شغلي مي‌توانند باشند. به عنوان مثال خانمي در آمريکا که از آگهي هاي تجاري تلويزيون ناراضي بود آنها را مطابق با ذوق خود مجدداً مي‌نوشت.

  • بحران‌هاي شخصي‌:

بحران‌هاي شخصي نيز مانند بحران‌هاي جامعه، مي‌توانند محرک بسيار قوي در امر نوآوري براي شخص باشند.

  • ابزار ها

برخي فاکتورهاي تعيين‌کننده براي دستيابي به تفکر خلاق و جود دارند که مي‌توان از آنها به عنوان ابزارهاي نوآوري ياد کرد. اين ابزارها عبارتند از:

  • اراده
  • اعتماد به نفس
  • کميت
  • شبيه سازي
  • استمداد از ديگران
  • مجاورت / تشابه / تباين
  • تغيير دادن
  • فعاليتهاي جنبي و . . .

اين عوامل راهکارهايي براي آموزش نوآوري و تفکر خلاق ارائه مي‌دهند. در آينده نزديک اين عوامل شرح داده مي‌شوند.

بعد از اين ها وقت آن است که اين روش ها را امتحان کنيم؛ روش هاي فردي. مي توانيم ذهن را درگير حل يک مساله ي جديد کنيم، يا اينکه سعي کنيم مسائل دور و برمان را به روش هايي که متخصصان اين رشته پيش نهاد داده اند حل کنيم.

الف - تقويت عناصر انگيزشي خلاقيت

پرورش عنصر انگيزشي خلاقيت بايد اساساً در بستر خانواده صورت گيرد، زيرا مستعدترين محيط براي شکل دهي آن محيط کلامي و نظام تربيتي و رفتاري خانواده است.

کودک و نوجوان اوقات زيادي را در خانواده سپري مي کنند، بنابراين اين طبيعي است که بيشترين تاثير را نيز از آن بپذيرد. بيان اين نکته از آن روست که بگوييم هر چند مي توان در محيطي غير از خانواده (آموزشگاه يا جايي ديگر) به تقويت عناصر انگيزشي خلاقيت مبادرت ورزيد، اما تاثير اين عوامل با اندازه و اهميت عامل نخستين نيست.

پس بهتر است که هدايت-ها و روش هاي اتخاذ شده محيط دوم يعني «محيط يادگيري» به محيط نخستين يعني خانواده نيز انتقال يابد و در آنجا هم مورد تمرين و تقويت قرار گيرد؛ اين انتقال زمينه هاي تثبيت و تحکيم انگيزش خلاقه را بيش از پيش فراهم آورد.

آمابيلي (1988) معتقد است، براي رسيدن به خلاقيت بهتر است که انگيزه و به ويژه انگيزه دروني پرورش پيدا کند و در جايي ديگر به نقش اهميت انگيزش بيروني اشاره مي کند. ما ضمن احترام به اين نظر توصيه-هايي در قالب انگيزه دروني و بيروني ارايه مي کنيم.

چون فعاليت انگيزشي خلاق عمدتاً ماهيتي کلامي دارد، يعني بايد به وسيله کلام و روابط کلامي وارد آن شد شايد درست نباشد که آن را محدود به فضاي خاص کرد. در کودکان انگيزه معمولاً حالتي کلي و عمومي دارد.

گاهي دروني مي شود و گاهي بيروني. براي آن که کودکان موفق شوند به انگيزه خود سازمان دهند و جهت ان را مشخص کنند (دروني سازند يا بيروني) طوري که برجستگي با يکي باشد برخورد کلامي ما يا به عبارت ساده تر برخورد شفاهي ما نقشي اساسي دارد. آنچه هسته و محور برخورد را مي سازد گرايش و جهتي است که در خود پاسخ يا کلام نهفته است؛ آيا کلام مشوق انگيزه دروني است يا بيروني. بنابراين، در اولين گام آموزش « انگيزه» بايد به جهت پاسخ ها و هدايت هاي کلامي فرد توجه کافي داشته باشيم.

براي مثال وقتي از کودک مي پرسيم چرا بازي نمي کني و او مي گويد حوصله ندارم و پاسخ ما را در جهت دادن به رفتار کودک ممکن است اين چنين باشد:

- اگر به او بگوييم خوب است که تو هم مثل بقيه بچه ها بازي کني به رفتار او جهتي بيروني مي دهيم
- اگر بازي را به ميل، تصميم و انتخاب او واگذاريم رفتارش را جهتي دروني مي بخشيم.

اکنون که اطمينان حاصل کرديم بايد مراقب سوال ها و پاسخ هاي خود باشيم. به سراغ روش هايي مي رويم که به انگيزه دروني کودکان دامن مي زند. نوع برخوردهاي کلامي مثبت که در اين رابطه مي توان داشت عبارتند از:

مثال: شرکت در بازي کاردستي

برخوردها:

- آيا اين بازي را دوست داري؟
- دوست داري اين بازي چگونه برگزار شود؟
- چه احساسي نسبت به ساختن کاردستي داري؟
- دوست داري چه چيزي را درست کني؟
- دوست داري چه وسايلي در اختيار شما باشد؟
- دوست داري ...

در اين مثال، خود کودک و احساسات و علاقمندياي او محور فعاليت است. به او امکان داده ميشود هر طور دوست دارد عمل کند نه آن طور که ما دوست داريم. ممکن است ما به ساختن گل علاقمند باشيم و او به ساختن خورشيد؛ چنانچه در اين فعاليت نظر و گرايش ما غالب باشد جهت انگيزه کودک بيروني خواهد شد. يعني او ياد ميگيرد که به چيزي غير از احساسات و علاقمنديهاي خود بينديشد. چيزي که ديگران و محيط به او ميدهند.

نابراين در اين نوع از فعاليت هدايت انگيزه به خود کودک واگذار ميشود. اما در عين حال ممکن است اين سوال پيش بيايد که شايد کودکان توقع زيادي داشته باشند و ما به دليل محدوديت نتوانيم ابزار يا امکانات دلخواه آنها را تامين کنيم، در اين مواقع توصيه نميشود که به تمام خواسته هاي کودک بپردازيم بلکه ميتوان رفتاري مشابه روش زير داشت:

- نبايد با تحکم به کودک فهماند که امکانات محدود است.
- بايد کودک را ترغيب کرد که امکانات را ببيند و بدون اظهار نظري اضافي در مورد کمبود وسايل و ... به او گفت ما اينها را در اختيار داريم تو دوست داري کدام را انتخاب کني؟
- حتي اگر کودک دست به انتخاب نزد، با ارتباطي متمايل به سوي انگيزه دروني ميتوان از او خواست يا وسايل دلخواه را از منزل بياورد يا به فعاليت دلخواه ديگري بپردازد.
- در هر حال مهم اين است که کودک با هدايت ما خود به تصميمي دلخواه و درست (از اين نظر که شکايتي نداشته و آن را دوست داشته باشد) برسد و مسئوليت آن را قبول کند.

گام دوم انگيزه دروني و بيروني را هم زمان استمرار ميبخشد، جدي گرفتن و بها دادن به آنها است. اگر ما به هدايت کودک به اين هدف که خود تصميم بگيرد، انتخاب کند، و بسازد ميپردازيم. بايد به مسئوليتها، تصميمها، انتخاب و آثار او نيز عميقاً توجه کنيم. در اين رابطه توصيه ميشود، رفتارهاي ابتکاري و سازنده کودک ولو کوچک و ناچيز مورد تشويق قرار گيرد. در اين مواقع بهتر است از تشويقها و دلگرميهايي که انگيزه دروني را قوت ميبخشد استفاده شود. عموم اين تشويقها ماهيتي کلامي دارند، نمونه هايي نظير آنچه در زير پيشنهاد ميشود از اين قبيل اند:

  • تصميم جالبي گرفتي، موفق باشي.
  • خانه قشنگي ساختي معلوم است برايش زحمت زيادي کشيدي.
  • پشتکارت قابل تحسين است.
  • فکرهاي خيلي خوبي داري، بايد آنها را جدي بگيري.
  • بالاخره آنچه را دوست داشتي، ساختي.
  • انتخاب شما هم خوب است.

براي تداوم انگيزه دروني هم زمان ميتوان از مشوقهاي غير کلامي نيز استفاده کرد. نسبت بين اين که آيا بايد هميشه تشويقها کلامي باشد يا چيز ديگر اين است که گرايش غالب، معمولاً به طرف تشويق هاي کلامي (و با جهتي دروني) است، اما در پارهاي موارد شکلهاي ديگري از تشويق موثرتر است.

بايد به رفتارهاي ابتکاري، خلاقه و سازنده کودک جايزه نيز داد و کودک را مستحق دريافت هديه اي خوشحال کننده دانست. در چنين شرايطي دامنه تشويق و هديه ميتواند از شرکت دادن اثر کودک در يک نمايشگاه کوچک تا دريافت وسيله مورد آرزو نوسان پيدا کند.

به طور کلي، اگر چه نظام تشويق و ترغيب در افراد خلاق «دروني» است اما آنها نيز گاهي به محبت و دلگرمي که از قاعده و روشي عادلانه پيروي کند و بدون چشم داشت در اختيار آنها قرار گيرد.

ب – تقويت عناصر شخصيتي خلاقيت

در بين مولفه هاي شخصيتي خلاقيت چند عنصر را به سادگي نميتوان پرورش داد. به عبارت دقيقتر، اين گونه عناصر بيش از همه نيازمند تقويت در بستر خانواده و به ويژه مدرسه هستند. علت نيز اين است که چند ساعت آموزش تاثير شگرف و محسوسي بر آنها نميگذارد: اعتماد به نفس، اراده مستقل و پذيرش خطر نمونه هايي اين گروه به شمار مي روند.

اين عناصر معمولاً در طول زمان و تحت تعليمات ساده و پيچيده والدين، معلمان و مربيان شکل مي گيرند. بنابراين اين ساده انگاري است اگر تصور کنيم در مدت کوتاهي مي-توانيم اين ويژگي هاي مهم را در افراد پرورش دهيم. ما با رعايت اين ملاحظات به شيوه هاي پرورش عناصر شخصيتي خلاقيت اشاره مي کنيم که قادر به زمينه سازي تقويت اين عناصر هستند:

  • اعتماد به نفس و اراده مستقل

هر چند اعتماد به نفس و اراده مستقل از نظر مفهومي جدا از يکديگر فرض ميشوند ولي دو روي يک سکه-اند. اراده مستقل در کنار اعتماد به نفس تحقق مييابد و اعتماد به نفس نيز با ياري اراده مستقل بروز و ظهور پيدا ميکند. به اين دليل ما آنها را در ارتباط با هم مطرح مي کنيم.

فعاليت اعتماد - اراده : براي پرورش اين دو عنصر مهم در کودکان سه گام در قالب راههايي که به ايجاد اتماد به نفس و اراده منتهي مي شوند پيشنهاد ميشوند.

گام اول – شناخت توانايي ها و قابليت خويش

اولين گام در پرورش اعتماد به نفس و اراده مستقل اين است که کودک بداند چه تواناييها، قابليتها و مهارت هايي دارد. چنانچه اين تصور بريا کودک فراهم ايد که به چه چيزهايي علاقمند است و چگونه بايد به آنها بپردازد قدم مهمي در راه کشف خويشتن برداشته است.

يکي از فعاليتهاي پيشنهادي ميتواند اين باشد که به کودک کمک کنيم به برداشت و تصوير درستي از تواناييها و علاقمندي هاي خود برسد؛ يعني کشف چيزهايي که بيشترين رغبت و تمايل را براي آنها دارد. اين کشف از طريق مکالمه با کودک، بازي با او، نظر خواهي از والدين، گرايشهايي که به اسباب بازيها يا فعاليتها نشان ميدهد، چيزهايي که ميسازد يا درست ميکند و ... محقق ميشود. معمولاً کودکان (خلاق) به يک يا چند موضوع علاقه زيادي دارند.

اين وظيفه مربي يا دوستداران کودک است که علاقمندي او را کشف و براي پرورش آنها برنامه ريزي کند. اگر کودک به موقعيتهاي کوچک و بزرگي در اين زمينه دست يابد قطعاً در باور و اعتماد به خوشتن به پيشرفتهاي زيادي نايل خواهد شد. در دوران کودکي بهتر است کودک را با چنين اقدامهايي به خودباوري رساند و در دوران نوجواني سطحي وسيعتر را مدنظر قرارداد.

در اين رابطه ضرورت دارد بدون آن که به مجموعه اوقات فراغت کودکان لطمهاي وارد شود، هر کودک برنامه اي ويژه شناخت قابليتهاي خود داشته باشد. در اين برنامه نيز تاکيد ميشود کودک بايد به سوي انگيزه دروني هدايت شود، طوري که خود کودک بتواند نقش يک ارزيابي کننده و کاشف را براي خويشتن بازي کند.

گام دوم – راههاي مقابله با مسائل

گام دوم که از مهمترين گامهاي محسوب ميشود اين است که کودک را تمرين دهيم تا بهتر به حل مسائلش بپردازد و به دنبال راه حل بگردد. کودک بايد ياد بگيرد که هر مسأله و مشکلي راه حلي دارد؛ حتي چيزهايي که خيلي سخت و مشکل به نظر مي رسند.

گام سوم – حق انتخاب و تصميم گيري

حق انتخاب از جمله رفتارهايي است بيش از همه به اراده مستقل نياز دارد. اما براي آن که انتخابي صحيح داشت بايد به باوري درست از محدوده تواناييها و قدرت تصميم گيري رسيد؛ اين اعتماد به نفس. در تکميل گامهاي پيشين براي تقويت اراده و اعتماد به نفس بايد گام سوم يعني «حق انتخاب و تصميم گيري» را برداشت. به عبارتي ديگر، کودک بايد به سمت و سويي هدايت شود که بتواند دست به انتخاب بزند و تصميم بگيرد.

فعاليت انتخاب و تصميم گيري: در اين فعاليت نيازي نيست گروه خاصي را تدارک ببنيم. بلکه پيشنهاد مي شود اين فعاليت در عملکردهاي گوناگون کودک نظير فکر کردن، بازي، خريد، فعاليتهاي آموزشگاهي و ... به کار گرفته شود.

مفهوم بنياني اين فعاليت را ارتباط کلامي تشکيل ميدهد؛ يعني از طريق صحبت و گفتگو زمينه هاي انتخاب براي کودک فراهم مي آيد و ذهن او با کلمات به سوي تصميم گيري مناسب هدايت ميشود. بنابراين، مکالمه با کودک يک تمرين مهم محسوب ميشود و بهتر است به نحوي باشد که حق انتخاب را به او بسپارد و مداخله گرانه نباشد. براي پيگيري اين فعاليت پيشنهادهايي زير توصيه مي شود:

1- در فعاليتهايي که کودک در آن مشارکت فعالي دارد نظير بازي، کاردستي، تئاتر، نقاشي، انجام تکاليف و طوري پيش برويم که کودک هم آزادي اظهار نظر داشته باشد و احساس خويش را بيان کند، هم بتواند در صورت دلخواه از کار جدا شده فعاليت ديگري را دنبال کند.

2- در آغاز يک فعاليت، کودک را براي انتخاب بازي و سرگرمي آزاد بگذاريد. يعني شرايطي را فراهم آوريد که با طيب خاطر فعاليت دلخواهش را انتخاب کند.

3- موقعيتهايي فراهم کنيد که کودک بتواند از بين چند حالت يکي را انتخاب کند. بهتر است عناصر اصلي اين موقعيتها را بازي، سرگرمي، معما، داستان، و نظاير اين ها تشکيل دهد تا کودک با علاقه هم آنها را ببيند و گوش دهد و هم وادار به تصميم گيري شود.

4- سوالهاي ذهني را در قالب داستان براي کودک مطرح سازيد و از او براي انتخاب و تصميم گيري مناسب دعوت کنيد.

5- به انتخاب و تصميم کودک هر چند غلط و نادرست احترام بگذاريد و به گونه اي مناسب توجه کودک را به معايب انتخاب و تصميمش معطوف سازيد. از او دعوت کنيد که ساير تصميمات (راجع به آن موضوع) را بشنود و سعي کند کاستيهاي نظراتش را خود بيان کند. بر عکس، انتخاب و تصميمات درست کودک را تشويق و مورد تکريم قرار دهيد و مزيتهاي آن را براي کودک برشمريد تا بيش از پيش آگاه شود.

6- به رفتارهاي آزاد و مستقل کودک که از جمع پيروي نميکند، يعني مانند رفتارهاي ساير کودکان نيست بي توجه نباشيد. سعي نکنيد آنها را با فشارهاي کلامي (تهديد و فشار) يا رفتارهاي انضباطي به پيروي از جمع دعوت کنيدو رفتار مستقل براي کودک يک جور انتخاب است که بايد به آن احترام گذاشت ولي براي پرهيز از هرز رفتن بايد آن را در مسير مناسب هدايت کرد. اين رفتار گاهي ميتواند يک انديشه يا نظر آزاد باشد و گاهي يک تصميم گيري براي انجام يک عمل.

  • پذيرش خطر و کسب تجربه

هدف از ورود به اين فعاليت آن نيست که کودک را مجبور به پذيرش خطر کنيم يا به انجام خطر واداريم، بلکه تلاش مي شود کودک توانايي جسارت پيدا کند و از خجالت و کمرويي فاصله بگيرد. با اين توضيح هدف از اين فعاليت اطمينان بخشي به کودک است تا او برخورد شجاعانه اي با تجربيات، تکاليف، سوالها و مسابقه ها و ... داشته باشد و قدرت و توان خود را محک بزند.

کودک به وسيله اين مهارتها شهامت پيدا مي کند که با ناديده گرفتن ترس از ديگران با موقعيت ها، علايق، نظرات و احساسات خود را شجاعت تمام بيان کند. پذيرش خطر به اين معنا با پذيرا بودن تجربه نسبت مستقيمي دارد.

زيرا گاهي کسب تجربه هاي جديد و روياروي با آنها مستلزم شهامت و جسارت براي ورود به آنهاست. بنابراين بين پذيرش خطر و کسب تجربه ميتوان قرابتي فرض کرد.

فعاليت پذيرش خطر و کسب تجربه : براي پرورش پذيرش خطر و کسب تجربه بهتر است به فکر تدارک بازي گروه هاي چند نفره (هر گروه سه نفر) يا تنها يک گروه که اعضاء در آن شرکت کنند در نظر گرفت. موضوع بازي نيز بسيار مهم است زيرا بايد بتواند حالت هاي زير را در کودکان تقويت کند:

  1. قدرت جسارت و ابراز وجود
  2. ميل ريسک کردن
  3. ميل به تجربه موقعيت ها و شرايط

با ملاحظه اين شرايط بايد به سراغ بازي هايي برويم که حالات فوق را دامن زده و تقويت کند. در صورتي که توانستيم بازي مورد نظر را شناسايي کنيم مي توان به سبک زير عمل کرد:

پيشنهاد ميشود بازي به صورت چند گروه مجزا برگزار شود. چون هم موجب حس همبستگي در کودکان مي-شود هم آنها را وارد به تحرک و ميل به ريسک مي کند. وقتي گروه بازي تشکيل شد ميتوان گروهها را به رقابت با يکديگر وا داشت يا بين افراد گروه رقابت و علاقمندي ايجاد کرد. بازي هاي زيادي را براي اين فعاليت ميتوان در نظر گرفت:

  1. هر نوع بازي ورزشي غير معمول(يعني بازيهاي غير از فوتبال، واليبال و نظاير اينها.
  2. هر نوع بازي فکري غير معمول. يعني بازيهاي غير از پازل ها، مکعب ها، هزار سازه ها، چيستانها و نظاير اينها.
  3. هر نوع ساختن هاي غير معمول. يعني کاردستيهاي غير از ساختن ماشين، خانه و نظاير اينها.
  4. هر نوع کنجکاوي غير معمول. يعني کنجکاويهايي که به جاها يا مکانهاي کمتر شناخته شده سرک ميکشيد يا به دنبال هيجان است.

اکنون ما از بازي هاي ورزشي غير معمول يک بازي را انتخاب و کودکان را براي بازي دعوت ميکنيم. بازي مورد نظر ما «قلاب شانس» نام دارد. در اين بازي مي توان فضاي کوچکي را براي چيدن وسايل پيش بيني کرد. بعد ميتوان کف آن را با وسايل رنگي دلخواه پوشانيد. سپس مکانهاي خاصي از اين فضا را براي پنهان کردن شمارههايي که هر کدام ميتواند جوايز يا پيامدهاي خاصي را به دنبال داشته باشد در نظر گرفت.

مثلاً ميتوان به يک شماره «تجربه کردن آب» را اختصاص داد و به يک شماره جايزه گرفتن يک بادکنک و به همين ترتيب. نقش قلاب شانس آن است که کودک را به شمارههايي که زير پوششها قرار دارد ميرساند. در اين حالت کودک به وسيله قلاب، شانس خود را براي انتخاب عددها آزمايش ميکند ( دست به ريسک مي زند) و سپس خود را براي جوايز يا پيامدها (تجربه کردن) آماده مي سازد.

در واقع هدف از اين نوع بازي به وجود آوردن موقعيتي است که کودک بتواند بر اساس رفتارهاي خود پيامد رفتارهايش را تجربه کند. اگر او شماره «تجربه آب» را به دست آورد. بايد بپذيرد که بر سر او يک ليوان آب ريخته شود و از آن نهراسد و به همين ترتيب. اين نوع بازي ها را مي توان بنا به ذوق، سليقه و امکانات در حد قابل توجهي طراحي کرد و کودکان را به بازي با آنها مشغول ساخت.

کتاب برگزيده ماه خلاقيت در کودکان

کودکان امروز، بزرگان خلاق و مبتکران آينده هستند چرا که جهان به سرعت در حال تغيير و دگرگوني است و آنان نياز دارند براي رويارويي با مشکلات و فائق آمدن بر آنها خلاقانه فکر و عمل کردن را بياموزند. براي خلاق بودن نياز به داشتن هوش و ذکاوت بالا نيست. به عبارت ديگر، يک فرد خلاق الزاماً فردي باهوش نيست، بلکه تنها با استفاده از تجربه، آزمايش و البته کنجکاوي و بررسي درباره پديده هاي محيطي اش، قوه خلاقيت و ابتکار خود را متجلي مي کند.کودکان تخيلات، ايده ها و افکار خود را با به کار گرفتن روش هاي گوناگون و خاص خود بيان مي کنند، آنها نقاشي مي کشند، داستان مي نويسند، نقش بازي مي کنند، يک قطعه موسيقي مي سازند، کاردستي درست مي کنند، مساله حل مي کنند و ...

کودکان براي ارائه کارهاي خلاقانه خود نيازمند ايده ها و اطلاعات خاصي هستند که با ترکيب کردن آنها بتوانند قوه ابتکار، خلاقيت و نوآوري خود را نمايان سازند. زماني که بچه ها ياد مي گيرند که براي حل مساله يي تنها به يک راه حل فکر نکنند و به دنبال راه حل هاي جديدتر و متنوع تر باشند در حقيقت مهارت، تفکر و خلاقيت را در ذهن خود پرورش مي دهند .

  • راه هاي پرورش خلاقيت در کودکان

يکي از شيوه هايي که موجب رشد و ارتقاي سطح قوه ادراک بچه ها مي شود اين است که آنها را تشويق کنيم تا به پديده هاي طبيعي پيرامون شان عميق تر بنگرند، از هر موضوعي به سادگي رد نشوند، در صدد حل مشکلات و بازبيني اشتباهات خود برآيند، ميل به دانستن را در خود پرورش دهند و فکر کنند در آينده با چه مواردي مواجه خواهند شد.هيچ گاه براي تدريس و آموزش کودکان، استفاده از يک روش، کافي نيست، چون بچه ها داراي تفاوت هاي فردي بي شماري هستند و هرکدام، مساله را با شيوه خاص خود تجزيه و تحليل مي کنند.براي ايجاد روحيه کنجکاوي و کاوش در کودکان، آنها را تشويق کنيد تا نظرها و ايده هاي بديع خود را مطرح کنند و انتظار نداشته باشيد که گفته ها و عملکردهاي بچه ها مثل هم باشند زيرا هر کودک يا نوجواني با توجه به فرصت ها و امکاناتي که در اختيار دارد، انديشه ها و تصورات ذهني اش را در معرض نمايش قرار مي دهد. براي پرورش نيروي خلاقيت و ابتکار در کودکان و نوجوانان بايد به سه اصل مهم در اين زمينه توجه داشت؛

تهيه امکانات و وسايل کار هرچند که ساده و غيرحرفه يي باشند؛ ايجاد انگيزه و حرکت در آنها؛ حمايت و تشويق بدون قيد و شرط کودکان و نوجوانان توسط پدر و مادر و اطرافيان .

در نظر داشته باشيد که براي پيشرفت در کار، کودک در بدو امر بايد بخواهد موفقيت هاي زيادي را به دست آورد. بهترين راه براي آماده سازي فکري او نيز طرح مسائل و موضوعات ساده يي است که موجب انگيزه تحرک و پويايي در بچه ها مي شود.

ارائه معماها و چيستان هاي ساده هم موجب شادي و سرگرمي کودکان مي شود و هم روحيه کنجکاوي و تفحص را در آنان بيدار مي کند.در کنار امکانات، وسايل و محرکاتي که براي رشد قوه خلاقيت بچه ها فراهم مي کنيد، حمايت هاي عاطفي- معنوي خود را از ارائه ايده هاي خلاق و مبتکرانه بچه ها دريغ نکنيد. از اهم مواردي که موجب پرورش روحيه کنجکاوي و خلاقيت در کودکان مي شود، مي توان به نکات زير اشاره کرد؛

1- انتخاب؛ بچه هايي که شانس انتخاب بيشتري دارند نسبت به ساير بچه هايي که از چنين شانسي برخوردار نيستند، با فکر و عمل خلاقانه تري رفتار مي کنند .
2- انگيزه و تحرک؛ محيط هاي پرتحرک و پويا همواره موجب ايجاد انگيزه در بچه ها براي حرکت، ساختن و به کارگيري استعدادهاي دروني آنها مي شود .
3- امکان بازي و سرگرمي؛ انجام بازي هاي گوناگون و متنوع، پيش زمينه هاي ذهني و امکاناتي را براي بچه ها فراهم مي آورند که آنها بتوانند در آينده با فرآيند چگونگي حل سائل متفاوت پيراموني خود آشنا شده و بر آنها فائق آيند .
4-استقلال؛ والدين و مربيان مي توانند با تشويق بچه ها به مستقلانه فکر و عمل کردن (در محدوده خاص)، به آنها اجازه تصميم گيري در امور مربوط به خودشان را بدهند .
5- معرفي انجمن هاي پويا؛ با ايجاد فرصت هايي براي آشنا شدن کودکان با ساير گروه ها و انجمن هاي علمي- فرهنگي، آنان را در تحقق اين امر مي توان ياري کرد .
6- جلسات تبادل افکار؛ براي حل مسائل و مشکلات فردي کودکان مي توان آنها را به صورت گروهي به بحث و تبادل نظر دعوت کرد .
7- به کارگيري نيروي تخيل؛ والدين بايد بتوانند دو موضوع کاملاً نامربوط را براي کودک مطرح کنند و از او بخواهند ارتباط بين آنها را پيدا کند. اين گونه فعاليت هاي مغزي موجب رشد قوه تخيل و ابتکار در کودک مي شود .
8- تشويق؛ زماني که بچه ها استعدادها و ميل ذاتي خاصي مثل نويسندگي (توانايي بسط و شرح موضوعات)، توانايي هاي هنري و ساير استعدادهاي معمول را از خود نشان مي دهند خوب است والدين و مربيان آنها را تشويق کنند تا ساير استعدادهايشان را شکوفا سازند .
9- انتقادهاي سازنده؛ يکي از شيوه هايي که مي تواند در کودکان احساس مثبت نسبت به خودشان به وجود آورد تحليل و ارزشيابي اثر و کار فکري آنهاست. هنگام انتقاد ابتدا بايد به نکات برتر، ويژگي هاي مثبت و نقاط قوت کار کودک اشاره شود و سپس با استدلال هاي منطقي، ضعف ها و اشتباهات او مورد بررسي قرار گيرد .
10- اهميت اشتباه کردن؛ براي تقويت حس کنجکاوي و اعتماد به نفس بايد به آنان فرصت اشتباه کردن داد و سپس با احترام گذاشتن به ايده و نظر آنها درصدد تصحيح خطايشان برآمد .
11- محيط هاي پرورش غني؛ والدين و مربياني که شيفته کارهاي کودکان و نوجوانان هستند امکاناتي را براي آنان فراهم کنند که موجب دستيابي به روش هاي بهتر و جديدتر در حل مسائل به وجود آمده در کودکان شود .

  • ساير روشهاي پرورش خلاقيت

در حقيقت پس از پرورش شخصيت خلاق بايد فرد را به سوي آمادگي براي پذيرش نقشهاي تخصصي در قالب هاي گوناگون نظير نقاشي، طراحي، نويسندگي، شاعري، موسيقي، کارگرداني و ... هدايت کرد. آنچه تحت عنوان ساير روش ها نام مي بريم فعاليت هايي اند که به پرورش خلاقيت تصويري، خلاقيت کلامي، خلاقيت حرکتي و خلاقيت مکانيکي ياري رسانند.

الف – خلاقيت تجسمي

مفهوم بنيادي در خلاقيت تجسمي توانايي ابراز خلاقيت در قالب اشکال و نمادهاي تجسمي و تصويري است. در اين نوع خلاقيت فکر يا ايده خلاق به صورت يک طرح يا تصوير نشان داده مي شود. در اشکال عالي خلاقيت تجسمي ايده هاي بسيار نو آورانه و حتي عجيب و پيچيده نمودار مي شود.

افرادي که در اين نوع از خلاقيت تبحر دارند، توانايي تجسم فضايي قوي را از خود نشان مي دهند. آنان قادرند ايده ها و افکار خلاق خود را در قالب طرح هاي تصويري و تجسمي نشان دهند. بسياري از طراحان، مجسمه سازان، نقاشان، کارگردانان و معلمان بزرگ و برجسته از چنين خلاقيتي برخوردارند. در اينجا براي پرورش خلاقيت تصويري به مهم ترين فعاليت آن يعني «نقاشي» اشاره مي کنيم.

  • نقاشي

در ذهن اکثر کودکان نقاشي ضمن مفرح، جالب و لذت آور بودن کمي سخت و دشوار است. شايد به دو دليل؛ 1- ايده يابي يا پيدا کردن موضوع نقاشي گاهي وقت گير و حوصله بر است 2- معمولاً کشيدن و ترسيم کردن به نظر سخت مي آيد. به هر حال، کيفيت نقاشي تا حدودي به مهارت ترسيم افراد بستگي دارد. اين دو دليل در اکثر موارد کودکان را وارد مي کند که از فعاليت مفيد و خلاقه نقاشي دور شوند.

ب - خلاقيت کلامي

تقريباً بخش بزرگي از خلاقيت بشري را خلاقيت هاي کلامي تشکيل مي دهد. هسته اصلي اين نوع خلاقيت را ايده هايي با ماهيت کلامي، نوشتاري و نمادهاي زباني مي سازد. در اين رابطه فعاليت هاي متعددي نظير سخنوري، نويسندگي، شاعري، نظريه پردازي علمي، موسيقي و ... وجود دارد که فرهيختگان آنها قابليت فوق العاده اي را در خلاقيت کلامي از خود نشان مي دهند. ما در اين بخش از پرورش خلاقيت به فعاليت هاي اشاره مي کنيم که به تقويت خلاقيت کلامي مي انجامد؛ از جمله اين فعاليت ها مي توان به نويسندگي، قصه گويي، شعر و سرود اشاره کرد.

1- نويسندگي

نويسندگي از جمله فعاليت هاي است که زمينه مناسبي براي پرورش خلاقيت فراهم مي کند. با اين حال، توانايي نويسندگي در دوران کودکي با دوران بزرگسالي قابل قياس نيست و درست هم نيست که همانند فرض بشود. يقيناً، توانايي نويسندگي در دوران بزرگسالي مبتني بر سال ها تجربه و دانش اندوزي است، چيزي که کودکان بايد براي آن سال ها زحمت بکشند. به طور ويژه نويسندگي با چند مولفه اساسي در خلاقيت قرابتي دوستانه دارد. 1- سيالي، 2- انعطاف پذيري، 3- ابتکار، 4- هوش، 5- تخيل. بنابراين، نوشتن وابستگي زيادي به تفکر و قدرت تخيل دارد، در صورت مهارت و ورزيدگي آنها مي توان نظاره گر نوشتارهاي بسيار خلاقه بود.

2- قصه گويي

اگر نويسندگي به تقويت خلاقيت نوشتاري کمک مي کند، قصه گويي مستقيماً به پرورش خلاقيت کلامي (سخنوري) ياري مي رساند. از ديرباز قصه مورد توجه کودکان بوده است. بنابراين کمتر کودکي را مي توان سراغ گرفت که به شنيدن قصه علاقمند نباشد. به ويژه آن که قصه توسط فردي مهربان و خوش سخن گفته شود. ويژگي عمده قصه گويي خلاق يکي اين است که ذهن کودک را به تخيل و تصويرسازي مي کشاند؛ کودک هنگام شنيدن قصه خود را در زمان ها، مکان ها و حالات مختلف تجربه مي کند. و ويژگي ديگر قصه گويي اين است که به وسيله طرح تجربيات مختلف براي کودکان، ذهن آنها به سوي تحليل، تفکر، ابتکار و چگونگي سوق داده مي شود.

3- شعرخواني و سرود خواني

يکي ديگر از روش هاي پرورش خلاقيت کلامي توجه کردن به شعر و سرود در فعاليت هاي کودکان است. شعرخواني از جمله فعاليت هايي هستند که تقريباً در اکثر محيط هاي آموزشي کودکان مورد استفاده قرار مي-گيرند. زيرا کودکان به حفظ کردن اشعار و سرودهاي کودکانه علاقه وافري نشان مي دهند. شعر و سرود به دليل ريتم و آهنگي که دارند توجه کودکان را به خود جلب مي کند. آنچه باعث مي شود از اين دو فعاليت براي پرورش خلاقيت استفاده شود نقشي است که آنها در تقويت عنصر اعتماد به نفس، سيال سازي کلامي و تخيل دارند.

ج – خلاقيت موسيقيايي

موسيقي از جمله فعاليت هايي است که شايد به طور مستقيم توانايي کلامي در آن دخالتي نداشته باشد، اما به دليل آن که به نمادهاي زباني وابسته است با خلاقيت کلامي ارتباط پيدا مي کند. با اين توصيف، موسيقي نيز داراي زبان خاصي است که رتيم و آهنگ بر اساس آن توليد و ابداع مي شود. در دنياي خلاقيت اين قابليت کاملاً به ذهن خلاق وابسته است؛ اگر ذهن از قابليت توليد و ترکيب خلاقي برخوردار نباشد قادر به توليد ريتم، ملودي و هارموني در موسيقي نخواهد بود. پس همانند نقاشي، نويسندگي و شعر، موسيقي را بايد محصول خلاقه ذهن به شمار آورد.

د- خلاقيت حرکتي

هر چند پرورش خلاقيت حرکتي نسبت به دو نوع ديگر يعني تصويري و کلامي کمتر مورد توجه قرار گرفته، با اين حال آن را به عنوان يکي از انواع مهم خلاقيت بايد مورد توجه قرار داد. مفهوم اساسي خلاقيت حرکتي را تنوع و ابتکار در حرکات و نرمش هاي بندي و فيزيکي تشکيل مي دهد. همانطور که انديشه، زبان و تخيل خلاق مي شوند و نشانه هايي دال بر خلاقيت را از خود نشان مي دهند، حرکات و واکنش هاي فيزيکي بدن نيز مي تواند خلاق شود و نشانه هايي دال بر خلاقيت از خود نشان دهد.

1- بازي

بازي از سرگرمي هاي کودکان، نوجوانان و حتي بزرگسالان است. در يک تعريف ساده از بازي بايد آن را فرصتي براي تجربه کردن موقعيت ها، کلنجار رفتن و سرگرم شدن با آنها، کسب موفقيت، انديشه کردن درباره پديده هاي، يادگيري اي جديد، رفع موانع و مشکلات، آشنا شدن با ديگران، رقابت و حتي زورآزمايي فکري و جسمي با انسان ها و محيط دانست.

در مباحث مربوط به پرورش خلاقيت، بازي همواره به عنوان يکي از راهبردهاي کاملاً موثر مطرح بوده است. زيرا بازي فضا و شرايطي را خلق مي کند که فرصت هاي زيادي براي رشد و تحول خلاقيت افراد به وجود مي آيد.

اين فضا و شرايط از سال هاي نخستين کودکي آغاز مي شود و کودکان در اين دوران تجربيات زيادي را اعم از آشنايي با اشياء، بازي و دستکاري آنها، کشف خود و بدن خويش، انجام حرکات بدني، کشف محيط، آشنايي با طبيعت و موجودات زنده و نظاير اين ها را به کمک بازي کسب مي کنند. ماهيت بازي هاي دوران کودکي معمولاً آزاد، شخصي و فارغ از قواعد است به خلاق تر شدن کودک کمک زيادي مي کند.

2- نمايش و تائتر
نمايش و تئاتر را از زمره هنرهايي مي دانند که ريشه هاي کهن و باستاني دارند. در اعصار گذشته نمايش و تئاتر هم فرصتي براي کسب خرسندي بود و هم فرصتي براي بيان ايده ها و پيام هاي اجتماعي که شايد اظهار صريح آنها ممکن نبود. در واقع عرصه نمايش به هنرمنداني نياز داشت که با چيرگي و تبحر خاص خويش به طرح شادي و نياز بپردازند.

ه – خلاقيت مکانيکي

خلاقيت مکانيکي از تفکرات و مهارت هاي عالي بشر به شمار مي رود که در آفرينش و خلق اشياء تغيير محيط و ابداع وسايل و فن آوري ها تبلور مي يابد. در دنياي بشري ردپاي اين نوع خلاقيت مشهود است. اختراع اتومبيل، کامپيوتر، موبايل و ... نمونه هايي هستند که خلاقيت مکانيکي در آنها نقش اساسي دارد. در انواع قبلي خلاقيت محور ابتکار و نوآوري تجسم، زبان و حرکات بود در حالي که در اين نوع، محور ابتکار اشياء و دنياي فيزيکي است.

1- کاردستي

کاردستي از فعاليت هاي مورد علاقه و دوست داشتني کودکان است. به همين علت، خيلي از مکان ها يا موسسه هايي که با کودکان سر و کار دارند در برنامه هاي خود اين فعاليت مفيد و خلاقه را پيش بيني مي کنند. آنها ممکن است وسايل را به صورت خام در اختيار کودکان قرار دهند يا به صورت مدل يا الگو (يعني تقريباً آماده) درسازمانها:

  • عدم اعتماد به نفس وترس از تمسخر ديگران

اين امر سازمان رااز دو نعمت اساسي محروم ميسازد:يا پينهاد موجب برانگيخته شدن فکري در شخص ديگري مي گرديد.

  • محافظه کاري

ديريت باري به هر جهت وعدم استقبال از تغيير موجب رکورد و رخوت در سيستم و کارکنان و در نتيجه زوال خلاقيت مي گرديد.

  • نداشتن تعهد

اصل اوليه و ضروري سازمانها جهت قدم نهادن در عرصه تعهد مديران و کارکنان ميباشد بدون اين تعهد همة فعاليتها در زمينة ارتقا و بهبود فعاليتها عليرغم اساسي و مهم بودن , روزي شكست را تجربه کرده و ره به جايي نخواهند برد .

  • وابستگي و جمود فکري

نبودن تفکر و انديشه جديد و وابستگي به غير و تبعيت بي چون و چرا از آنان مانعي عمده در سر راه تفکر خلاق و بروز نو آوري است.

  • نداشتن دانش و مهارت کافي

همانگونه که اشاره شد خلاقيت براي شعله ور شدن نيازمند تمرين و ممارست و گسترش دامنه دانش و مهارت است سازمانهايي که در آنها آموزش همگاني رايج نبوده و ارتقاي دانش و مهارت را ارزش تلقي نمي کنند , جوشش خلاقيت را تجربه نخواهند کرد.

  • نداشتن صبر و حوصله

تعجيل در دستيابي به اهداف و نداشتن برنامه بلند مدت براي رسيدن به سازماني خلاق و پويا مانعي عمده در راه بروز خلاقيت است.

  • عدم تمرکز ذهني

پريدن از موضوعي به موضوع ديگر , نداشتن ماموريت و رسالت سازماني روشن , بر گزيدن اهداف متعدد و غير مرتبط و عدم تمرکز بر موضوعي ويژه مانع ظهور خلاقيت است.

  • تفکر خط تراموايي

اين تفکر مانع عمده در مقابل تغيير خلاقيت هاست چرا که طريق از قبل پيموده شده را توصيه مي کند و آنها را تنها راه انجام فعاليتها مي پندارد

  • عدم انعطاف پذيري

بتدريج مشارکت کارکنان را به حداقل رسانده و آنها را از ارائه انديشه اي نو دلسرد مي کند در نتيجه افکار و عقايدي جديد زمينه ظهور را نمييابند.

  • قضاوت و ارزيابي فوري

نظرات جديد بدون داشتن فرصت ارزيابي با موضع گيري مديران راهي سطل اشغال مي شوند.

از آنچه گذشت چنين استنباط مي شود که با شيوة سنتي ورايج فعلي سازمانها قابل اداره کردن نيستند , ((عالمي ديگر ببايد ساخت و ز نو آدمي)) بايد از چارچوبهاي ساخته شده که حاصلي جز محدوديت و محصور کردن کارکنان نداشته و ندارند خارج شد, بايد به گونه اي ديگر انديشيد بايد به گونه اي ديگر حرکت کرد امروزه تغييرات به قدري شديد و پيشرفتها به قدري سريع هستند که پيشبيني آينده اي در هالة ابهام , بسيار مشکل شده است.

چنين به نظر مي رسد که در اين آشفته بازار با تکيه بر فلسفه مديريتي جامع مي توان از فضاي ابهام آلود حاضر فرصتي براي تغيير فراهم ساخت تا راه به سوي قله هاي فتح و پيروزي گشوده گردد,اين امر با همت مديران ارشد و با شناخت موانع خلاقيت , از بين بردن موانع و ايجاد آمادگي سازماني جهت بروز خلاقيت ها و ابتکارات , باشناخت دقيق فرايندهاي سازمان و ارتقاي مستمر فراگير آنها در جهت جلب رضايت مشتريها امکان پذير است به شرطي که زمينة تلاش, همياري و مشارکت همه جانبه کارکنان صاحب دانش و مهارت فراهم گرديده باشد.




بازديد کننده گرامي: با توجه به وظيفه پورتال اشتغال در خصوص اطلاع‌رساني جامع در حوزه‌هاي مختلف مرتبط با اشتغال، مسئولين اين پايگاه اطلاع‌رساني آمادگي دريافت مطالب شما شامل؛ مقالات، گزارش‌ها، کتب،و آدرس ساير پايگاه‌هاي اطلاع‌رساني مرتبط جهت ارزيابي و ارائه آن با حفظ حقوق مالکيت معنوي مربوطه بر روي سايت پورتال اشتغال را دارند. در صورت تمايل اطلاعات خود را ارسال نماييد.


 

 

پايگاه اطلاع‌رساني اشتغال كارجو، كارفرما

صفحه اصلي    تماس با ما     ارسال اطلاعات    درباره ما    پرسش و پاسخ

كليه حقوق مادي و معنوي اين پايگاه متعلق به سازمان تجاری سازی فناوری و اشتغال دانش‌‌آموختگان مي باشد

استفاده از اطلاعات با ذكر منبع بلامانع است