صفحه اصليدرباره ماتماس با مابازگشتوب سرويس

 

تعداد بازديد: 2378                                               
متقاضيان كار؛ باسواد اما بى مهارت
گزارش منبع
متقاضيان كار؛ باسواد اما بى مهارت عنوان
گزارش از دانشگاه هايى كه كارآفرين نيستند نويسنده
1387/10/22 تاريخ

متناسب نبودن رشته هاى تحصيلى با نياز بازار كار جامعه از جمله مسائل مهمى است كه اين روزها ذهن بسيارى از مسئولان آموزشى كشور را به خود مشغول كرده است

خلاصه
روزنامه ايران شماره 4118 مرجع

    چاپ   ارسال براي دوستان

متناسب نبودن رشته هاى تحصيلى با نياز بازار كار جامعه از جمله مسائل مهمى است كه اين روزها ذهن بسيارى از مسئولان آموزشى كشور را به خود مشغول كرده است به طورى كه چندى پيش وزير كار و امور اجتماعى اعلام كرد 30 درصد فارغ التحصيلان كشور بعد از اتمام دوران تحصيل هيچ گونه مهارتى را نمى شناسند و بسيارى از فارغ التحصيلان نيز شغلى متفاوت از رشته تحصيلى خود دارند.

به اعتقاد كارشناسان بخشى از فارغ التحصيلان كشور بعد از اتمام دوره 16 ساله درس و تحصيل و پشت سر گذاشتن روزهاى پراسترس امتحان و كنكور در حال حاضر يا بيكارند و يا كارهايى انجام مى دهند كه هيچ سنخيتى با رشته تحصيلى آنان ندارد.

اين مسئله موجب شده است تا هم اكنون مسئولان وزارت علوم به فكر چاره انديشى براى رشته هاى تحصيلى مرتبط با بازار كار جامعه باشند.

صاحبنظران نبود تعامل ميان صنعت و دانشگاه را علت عمده بيكارى فارغ التحصيلان مى دانند و معتقدند كه دستگاه هاى اجرايى دولتى و بخش صنعت هيچ گونه تعاملى با دانشگاهيان ندارند.

با اين همه بايد گفت فارغ التحصيلى كه 16 سال از عمر خود را صرف كسب مدرك كارشناسى كرده است، پس از پايان تحصيل از يك سو با تناسب نداشتن رشته تحصيلى خود با نياز بازار كار روبه روست و از سويى ديگر از آنجا كه در طول اين دوران فعاليت كاربردى و عملى نداشته با هيچ گونه مهارتى نيز آشنا نيست.

طيبه صفايى، نايب رئيس كميسيون آموزشى مجلس شوراى اسلامى در اين باره به خبرنگار «ايران» مى گويد: نظام آموزشى كشور از مقطع ابتدايى تا سطوح عالى آموزشى مشكلات بسيارى دارد ‎/ در كشور همواره معمول شده كه خروجى آموزش و پرورش بايد به عنوان ورودى آموزش عالى باشد. اين در حالى است كه خروجى آموزش عالى به عنوان ورودى بازار كار تلقى نمى شود.

اين بدان معناست كه در برنامه هاى كلان آموزشى تاكنون نظام مندى لازم وجود نداشته است. در حقيقت آموزش و پرورش در اين سيستم نمى تواند مهارت هاى لازم را به داوطلبان آموزش دهد.

صفايى با بيان اينكه سيستم آموزش و پرورش كشور بيمار است ، مى افزايد : اين وزارتخانه بايد دانش، مهارت و نگرش آموزشى خود را تغيير دهد، ورودى داوطلبان در نظام آموزش عالى بايد متناسب با اهداف آموزش و پرورش تعيين شود، اگر آموزش و پرورش مهارت هاى لازم را به دانش آموز بدهد و دانشجو رشته هاى متناسب با نياز بازار كار را انتخاب كند ‎/ در اين صورت ديگر كارشناس و كارشناس ارشد بيكار در جامعه نخواهيم داشت، اما متأسفانه ما هنوز نتوانستيم نياز بين عرضه و تقاضا را در دانشگاه و بازار كار مشخص كنيم ‎/ اين مسئله موجب مى شود كه در آينده نزديك با فارغ التحصيلانى مواجه شويم كه نه تنها هيچ گونه شغل و حرفه اى را نمى شناسند كه بازار كار لازم نيز براى آنها وجود ندارد.

وى با اشاره به اينكه هم اكنون در كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس منطقى نبودن رشته هاى تحصيلى با نياز بازار كار در دست بررسى است، مى گويد: كميسيون آموزشى مجلس هم اكنون در حال بررسى مسئله اشتغال فارغ التحصيلان دانشگاهى، محتواى درسى دروس دانشگاهى و هماهنگى رشته هاى تحصيلى دانشگاه ها با نياز بازار كار است.

البته اين مسائل در وهله نخست ارتباط تنگاتنگ ميان وزارت علوم و آموزش و پرورش و ديگر دستگاه هاى اجرايى را مى طلبد و به همين منظور مجلس در نظر دارد برنامه اى مدون كند تا دوره هاى فنى و حرفه اى به طور جدى تر در دانشگاه ها و دبيرستان ها نهادينه شود.

  • آشنايى دانشجويان با مبانى تئورى در دانشگاه ها

به اعتقاد بسيارى از صاحب نظران و كارشناسان، سيستم آموزشى كشور به شيوه اى طراحى شده است كه دانشجو و دانش آموز فقط با مبانى تئورى آشنا مى شود و به نوعى با مباحث علمى و كاربردى غريبه است، زيرا در پرداختن به مبانى علمى برنامه جامع و كاملى وجود ندارد.

همين عامل موجب شده است تا بسيارى از فارغ التحصيلان مهارت هاى لازم را بعد از اتمام تحصيل به دست نياورند.

دكتر غلامحسين رحيمى، معاون وزير علوم، تحقيقات و فناورى در اين باره مى گويد: در 60 سال گذشته نظام آموزشى كشور دوره هاى مختلفى را پشت سر گذاشته است.

كشور ما تا سال 50 به علت نياز بازار كار، فارغ التحصيلان ديپلمه و دانشگاهى را به راحتى جذب مى كرد در آن زمان يك فرصت شغلى مناسب براى تمام داوطلبان مقاطع مختلف تحصيلى وجود داشت، اما از سال 50 به بعد بويژه بعد از پيروزى انقلاب اسلامى مديران ارشد كشور توجه ويژه اى به تحصيلات افراد داشتند و خانواده ها را تشويق به ادامه تحصيل فرزندانشان مى كردند در آن زمان بسيارى از خانواده هاى سنتى نيز با خيالى آسوده فرزندان خود را به دانشگاه مى فرستادند.

كم كم فشار تقاضاى اجتماعى براى ورود به دانشگاه در جامعه بيشتر شد، به طورى كه به علت كمبود ظرفيت دانشگاه ها و بازارگرمى كه براى ورود به آموزش عالى در كشور ايجاد شده بود، از سال 75 به بعد مؤسسات غير دولتى نيز پا به عرصه ورود گذاشتند، در نتيجه ظرفيت با تقاضا برابر شد و اواخر دهه 80 به تدريج با پديده بيكارى فارغ التحصيلان مواجه شديم.

دكتر رحيمى تأكيد مى كند: در شش سال اخير يكى از سؤالات اساسى نظام آموزش كشور اين است كه آيا رشته هاى تحصيلى موجود در دانشگاه ها براى جامعه مفيد است يا خير ما معتقديم محتوا و برنامه درسى موجود در دانشگاه ها بسيار عالى است و هم اكنون فارغ التحصيلان كشور در رشته هاى مختلف دانشگاهى وقتى وارد دانشگاه هاى معتبر جهان مى شوند، از نظر سطح علمى هيچ كمبودى با ديگر دانشجويان آن دانشگاه ها ندارند.

با اين همه مسئولان بايد پاسخگوى اين سؤال هم باشند كه همين برنامه خوب آموزشى چقدر پاسخگوى نياز بازار كار جامعه است. با اين توصيف نبايد دانشگاه ها را متهم كنيم، زيرا دانشگاه ها 70 درصد برنامه هاى درسى خود را بر اساس نيازهاى شغلى آن رشته تدوين مى كنند.

اين ضعف دانشگاه نيست، بلكه مشكل از سوى دستگاه هاى اجرايى است كه نياز خود را به دانشگاه ها منتقل نمى كنند. بنابراين مراكز خدماتى و مراكز دولتى بزرگ بايد ارتباط تنگاتنگى با دانشگاه ها داشته باشند.

وى تأكيد مى كند: بر همين اساس وزارت علوم هم اكنون مراكز كارآفرينى را در دانشگاه ها تأسيس كرده است، همچنين تأسيس مراكز رشد و پارك هاى علم و فناورى نيز مى تواند اقدامى بزرگ براى حل بيكارى فارغ التحصيلان باشد ‎/ البته برطرف كردن معضل بيكارى فارغ التحصيلان نيازمند برنامه اى مدون و طولانى مدت است.

  • فارغ التحصيلان بيكار

اگرچه كارشناسان تا حدى به اين سؤال پاسخ گفتند، اما با اين همه هنوز بايد پرسيد چرا بخش زيادى از فارغ التحصيلان ما بعد از پايان دوران دانشگاه يا بيكارند و يا به مشاغلى روى مى آورند كه هيچ گونه سنخيتى با رشته تحصيلى آنان ندارد.

دكتر حسن مسلمى نائينى مديركل امور دانشجويان داخل در پاسخ به اين سؤال مى گويد: در كشور ما ارتباط قوى و منسجمى ميان صنعت و دانشگاه وجود ندارد و بخش كارآموزى در دانشگاه ها نيز بسيار ضعيف است.

وقتى تبادل اطلاعات ميان صنعت و دانشگاه انجام نشود، مراكز اجرايى نيز توجه لازم را به رشته هاى دانشگاهى نخواهند داشت و در اين شرايط دانشجو نمى داند كه بعد از پايان دوره تحصيل آينده شغلى اش چه خواهد شد.

مسلمى نائينى مى افزايد: شركت هاى دولتى و مراكز اجرايى بايد دانشجويان را هنگام تحصيل به طور كارآموزى جذب مراكز خود كنند و اين مراكز نيز مهارت هاى لازم را به صورت حرفه اى و عملى به دانشجويان آموزش دهند. مشكل اصلى اينجاست كه ما هم اكنون با كمبود اين مراكز در سطح جامعه روبه رو هستيم.




بازديد کننده گرامي: با توجه به وظيفه پورتال اشتغال در خصوص اطلاع‌رساني جامع در حوزه‌هاي مختلف مرتبط با اشتغال، مسئولين اين پايگاه اطلاع‌رساني آمادگي دريافت مطالب شما شامل؛ مقالات، گزارش‌ها، کتب،و آدرس ساير پايگاه‌هاي اطلاع‌رساني مرتبط جهت ارزيابي و ارائه آن با حفظ حقوق مالکيت معنوي مربوطه بر روي سايت پورتال اشتغال را دارند. در صورت تمايل اطلاعات خود را ارسال نماييد.


 

 

پايگاه اطلاع‌رساني اشتغال كارجو، كارفرما

صفحه اصلي    تماس با ما     ارسال اطلاعات    درباره ما    پرسش و پاسخ

كليه حقوق مادي و معنوي اين پايگاه متعلق به سازمان تجاری سازی فناوری و اشتغال دانش‌‌آموختگان مي باشد

استفاده از اطلاعات با ذكر منبع بلامانع است