صفحه اصليدرباره ماتماس با مابازگشتوب سرويس

 

تعداد بازديد: 4740                                               
مصاحبه با موسس شركت افرانت
گفت و گو منبع
مصاحبه با موسس شركت افرانت عنوان
گفتگو با آقاي دکتر قاسم زاده نويسنده
1388/01/31 تاريخ

مصاحبه با آقاي دکتر قاسم زاده : عضو هيئت علمي دانشگاه صنعتي شريف و موسس و مديرعامل شرکت افرانت

خلاصه
وب‌سايت خانه كارآفرينان مرجع

    چاپ   ارسال براي دوستان

  •  آقاي دکتر لطفاً در مورد سوابق تحصيلي خود توضيح دهيد؟

من در يک دبيرستان دولتي به نام "دکتر نصيري" واقع در خيابان نواب تحصيل کردم ليسانس را در دانشگاه صنعتي شريف گرفتم، در تربيت مدرس فوق ليسانس را دريافت کردم به دليل اينکه دانشگاه صنعتي شريف ارائه نمي‌کرد و دکترا را از کانادا دريافت کردم و يک سال هم فوق دکتري همانجا بودم در اين بين تدريس هم مي‌کردم تا سال 77، سال 77 به ايران برگشتم و از همان اول دو کار را در برنامه‌ي اصلي کار خودم قرار دادم: يکي در واقع اين بود که مي‌خواستم يک شرکت مستقل بخش خصوصي ايجاد کنم به دليل اينکه اعتقاد داشته و دارم به اينکه بخش خصوصي پرچم‌دار توسعه در هر کشوري هست و اعتقاد داشتم من بيشتر عمرم را کار دولتي کردم تا قبل از ادامه تحصيل در مقطع دکتري در جاهاي مختلف در دولت بودم بعد تصميم گرفتم يک شرکت خصوصي را تأسيس بکنيم و از زماني که در کانادا بودم اين ايده در ذهن من بود زماني که آمدم ايران شرکت افرانت را تأسيس کردم و در سال 77 به ثبت رسيدتا به الان با موفقيت به کار خود ادامه داده يکي هم تدريس در دانشکده مديريت بود.

  • با توجه به استاندارد بين‌المللي کسي که در 3 دانشگاه تحصيل مي‌کند در واقع مزيتي محسوب مي‌شود که تأثيرات مثبتي را دارد و در فضاي مختلف بودن و اين خيلي مفيد است، نظر شما چيست؟

همين‌طور هم هست و در ادامه فرمايشات شما من يک نکته‌اي را عرض کنم و آن اين است که نه تنها تنوع جايي که درس خوانديد خوب است بلکه وجود فاصله بين مقاطع هم خيلي کمک مي‌کند يعني؛ در بين ليسانس و فوق‌ليسانس من 7 سال و بين فوق‌ليسانس و دکتري 3 سال و نيم فاصله افتاد و اين باعث شد بخصوص در رشته‌ا‌ي که ما هستيم در واقع اورتيشن ريسترش کمتر از اورينت اجرا و مديريت آن است و اين باعث مي‌شود که ما در دوره‌ي علمي، براي نوبت دوم گفتيم زير 5 سال سابقه اصلاً نگيريد علت آن اين است که حوضه‌ي مديريت ايران اوضاعي هست که نمي‌توانيم به شخصي که تجربه‌ي اجرايي ندارد مديريت آموزش دهيم.

  • آقاي دکتر فلسفه‌ي نام شرکت چيست؟ اين از ابتدا در ذهن شما بود و بعد از دکتري آمديد و اجرايش کرديد در ايران، با چه تيمي شروع کرديد؟

ايده‌ي "شرکت افرانت" در واقع زماني به ذهن من آمد که در کانادا بودم و اين شرکت را در کانادا به ثبت رسانده بودم و علت اينکه نام "افرانت" را انتخاب کردم اين بود که افرا يک درخت معصومي است در کانادا و عکس برگي هم که روي پرچم کانادا هست برگ افرا هست، فيور معنايش افرا است در شرکتي که آنجا ثبت کرده بودم يک کلمه ايرنتي را در واقع خوانده بوديم و ضمن اينکه تأکيد مي‌کردم کلمه‌اي که انتخاب مي‌شود داخلش کلماتي که خارجي‌ها قادر به تلفظش نيستند مثل "گ، ق" خ…" اينها نباشد، کوتاه باشد و رسا باشد و اين دليل اول بود و دليل دوم اين بود که در واقع شبکه‌ي اينترنتي دنيا "آرپانت" بود متعلق به مرکز تحقيقات پيشرفته پنتاگون و اسم آن آرپا بود و اولين شبکه‌ي اينترنتي "آرپانت" بود ثبت کنند متوجه شدم که يک سازماني به نام "افرانت" منتها "افرانت اوت" در سال 74 ثبت شده بود يعني؛ 10 سال قبل بود بعد ديدم که آن سازماني است به نام "آن تي خاشيست وي تي انتي تيوشن" يک سازمان صندفاشيست بود و اين در واقع فلسفه‌ي نام "افرانت" هست و مأموريتش هم کار اينترنت است و اينکه "افرانت" اولين کاري که انجام داد کمک کرد به اينکه اصلاً اينترنت در ايران شناخته بشود، بسياري از آي‌سي‌تي‌ها و حتي آي‌سي‌پي‌‌هاي بزرگ که معروف هم هستند اينها کارشان را از ما شروع کردند.

  • آيا اين رقابتي مي‌شود و يک سرويس‌دهي مانند اين ايده‌ي موفق؟

ما احساس مي‌کنيم دليل اينکه شرکت‌هاي آي تي موفق نيستند اين هست که يک عده مهندس رفتند و يک شرکت ايجاد کردند آگاهي از اصول مديريت و اصول سازمان نداشتند در حالي که اينها بايد متوجه شوند که علاوه بر مسائل فني و مهمتر از مسائل فني درک بيزنز پلن است، شما ممکن است دوچرخه بسازيد ، مارکتينگ، حقوقي و مالي درست بايد داشته باشيد و بيزنز مادل خوبي داشته باشيد امروز در دنيا جنگ بين بيزنز مادل است، بنابراين بينز مادل جوهره‌ي يک بيزنز است، بيزنزلند همان بيان کمي بيزنز مادل است.

  • ايده‌اي در مرکز کارآفريني داريم تحت عنوان "تأسيس شرکت‌هاي دانشجويي" که گروه‌هاي فني را موازي با تحصيل رشته‌هاي خودشان با اين مسائل آشنا کنيم نظر شما در مورد آن چيست؟

در کشورهاي خارجي مي‌گويند: کارآفرين سرمايه‌ي ملي است و ما بايد از سرمايه ملي حفاظت کنيم و سرمايه ملي فقط نرم‌افزارهاي آن نيست، نفت آن نيست مهمترين سرمايه‌ي ملي انسان‌هاي آن است و مهمترين انسان‌ها در يک جامعه کارآفرينان آن جامعه هستند بنابراين تحت حمايت دولت قانوناً نه شعاري در روزنامه‌ها و غيره بايد قرار بگيرند بنابراين 2 تا 3 سال تحت پوشش حمايت قرار گيرند که از دو حالت خارج نيست شما بايد بلافاصله ريستر استراچريکني از نظر مالي که تحت پوشش دولت قرار گرفتيد و طلبکارها ديگر کاري به شما ندارند بعد بايد اگر لازم است همه‌‌ي پرسنل را بيرون کنيد، استراکچر ماکتي، سازمان هزينه‌ها را کاهش مي‌دهي،  ري استراکچر ماکتي به تو فرصت مي‌دهد اگر موفق شدي و بازگشتي در اين محيط که با موفقيت ادامه مي‌دهي، اگر بازنگشتي چفت‌تراند مي‌شود چفت‌تر شدن يعني؛ اينکه شرکت شما را به حراج مي‌گذارد دولت، خود دولت اينجا پيش‌قدم مي‌شود تو ديگر ارزه‌ي آن را نداري تو معلوم است که کارآفرين نيستي اگر بودي که به تو فرصت داديم چفت‌تر الز کردن به موجب چفت‌تر الر مي آيد. و اموال آن شرکت را به حراج مي‌گذارد.

  • آيا پس از موفقيت به حمايت دولت نياز ندارد؟

دولت حمايت مادي نمي‌کند، حمايت معنوي مي‌کند.

  • طلبکارها را که دولت پول آنها را داد بعد از آن چه اتفاقي مي‌افتد؟

در بيزنز کار را بايد تقسيم کنيد همه بايد کارکنند شما فکر کنيد و بقيه انجام بدهند مديريت يعني اين يعني؛ هنر کار ياد دادن به ديگران مدير بايد بيرون بايستد و ديگران بايد کار کنند و او (مدير) بايد آنها راهدايت کند.

  • آيا سهامدارهاي شما از اعضاي شرکت هستند؟

ما در ابتدا شرکت را به صورت سهامي خاص ايجاد کرديم، از کسانيکه در واقع در ايجاد شرکت مؤثر بودند و براي اينکه قوام سازماني به شرکت بدهيم به دنبال اين رفتيم که سرمايه‌گذار خارجي پيدا کنيم. بانک توسعه‌ي اسلامي صندوقي دارد به نام "اينجازات" با ما وارد مذاکره شد و افرانت را قيمت‌گذاري کرد. اولين حسن وارد بورس شدن اين است توان درک سرمايه‌ي شما زياد مي‌شود.

  • کشلوت چه تأثيري مي‌گذارد؟

کشلوت روي اولي تأثير مي‌گذارد شما از بانک به جاي اينکه استقراض کني، در حال حاضر کشلوت مشکل دارد پس بنابراين پول مي‌گيري اين مال اول است، دومي دکونيستي، نقدينگي قابليت نقدينگي است و اين ربطي به کشلوت ندارد و به اين ربط دارد، وقتي که وارد بورس مي‌شويد زمينه‌ي خروج خود را فراهم کردي، ديگران مديريت مي‌کنند به دليل اينکه وقتي وارد بورس شدي ديگر شرکت قوام داري هستي، بودجه‌داري، صورت مالي روشن داري حالا ديگر شما مي‌توانيد از شرکت جدا شوي، اشتباهي که بسياري از کارآفرينان مي‌کنند  اصلاً درست نيست! شما وقتي يک کاروکسب را راه‌اندازي کرديد رمز موفقيت اين است که برنامه‌ي خروج را هم بايد معلوم کنيد.

  • venture capital

من اعتقاد خودم را خيلي شفاف و راحت بگويم: موتور محرک همه‌ي اين قضايا دانشگاه نيست وي‌سي است، وي‌سي هم نه به خاطر خدمت به علم و … او دنبال پول خود است وي‌سي وقتي مي‌آيد عدد 1 را با خودش مي‌آورد، ببينيد معمولاً در دانشگا‌ه‌ها کساني درس مي‌دهند که خودشان يک بيزنز موفق ندارند، اين از درسهاي دانشگاهي بيرون نمي‌آيد اين با تجربه‌ي عملي در مي‌آيد.

  • آقاي دکتر کل اين ايده را مثبت ارزيابي مي‌کنيد؟

من صددرصد مثبت ارزيابي مي‌کنم ولي اعتقاد دارم که لوکوموتيو اين قضيه وي‌سي است دانشگاه بار علمي آن را مي‌دهد ولي دانشگاه بيزنز نيست و انتظار هم نداريم که بيزنز باشد اما اگر وي‌سي درست در جايگاه خود قرار بگيرد او کمک مي‌کند که بفهميم دانشگاه چه نقشي دارد و او چه نقشي دارد. اما پرچم‌دار توسعه بخش خصوصي است، پرچم‌دار توسعه در بخش خصوصي کارآفرينان هستند.

  • آقاي دکتر ما مي‌توانيم از خود کارآفرينان موفق فارغ‌التحصيل دانشگاه شروع کنيم؟

خير. به اين دليل که وي‌سي بيزنز ديگري است ببينيد من آندر هستم و ممکن است يک روزي وي‌سي باشم ولي وي‌سي ادبيات خاص خودش را دارد.

  • در حال حاضر که نداريم چه کار بايد انجام دهيم؟

ما مي‌توانيم داشته باشيم، بيشترين سرمايه‌گذاري در هند اين است که به هندي آمريکايي مي‌دهد در ايران هم بسياري از ايرانيان خوب هستند و هر کسي که به خارج رفته مخالف ما نيست که آنجا راحت‌تر مي‌توانند کار کنند اينها پل خوبي هستند براي ارتباط ايران با خارج هستند.

  • آقاي دکتر حلقه‌ي وسط ما با آنها کارهاي موفق دانشگاه مي‌تواند باشد؟

حلقه‌ي موفق مي‌توانند باشند ولي وي‌سي نيستند اينها مي‌توانند وي‌سي را بياورند، وي‌سي خودش ادبيات خاص خودش را دارد. اگر ادبيات وي‌سي را بتوانيد پيدا کنيد اصلاً نيازي نيست که دعوت کنيد.

  • آقاي دکتر ويژگيهاي يک کارآفرين به نظر شما چيست؟

 مهم‌ترين ويژگي کارآفرين اين است که باهوش باشد بچه‌هاي ما معمولاً با هوش هستند و من هم هميشه سر کلاس مي‌گويم، ببينيد هوش معنايش: "سرعت درک مطلب" است، عقل: "قدرت به کارگيري آن است (هوش)." بچه‌هاي ما معمولاً بچه‌هاي باهوشي هستند آدمهاي با‌هوش بزرگترين مشکلي که دارند طبق يک ضرب‌المثل اين است خيلي از اين شاخه به آن شاخه مي‌پرند، خيلي تک‌رو هستند و ما هم تک‌رو تربيت مي‌کنيم ما در امتحان به او ياد مي‌دهيم که نگذار کسي از روي دست شما ببيند! در بيزنز ياد مي‌دهيم با هم اين مسئله را حل کنيد يعني؛ فرهنگ کار گروهي را ياد مي‌دهيم. دانشجويان بايستي متوجه باشند چند تا از المپياد رياضي مدال طلايي ما بيزنز موفقي بودند؟ چند تا از المپياد مدال طلاي ما مديران موفقي در جامعه‌ي ما هستند؟ اينها که خيلي باهوش هستند پس چطور مي‌شود افرادي خيلي کم هوشتر از اينها در مديريت و بيزنز موفق‌تر باشند؟ علت آن را گفتم: عقل باهوش فرق مي‌کند يکي ممکن است کندتر ياد بگيرد ولي خوب ياد بگيرد اگر مي‌خواهيد کارآفرين باشيد بايد سخت‌کوش باشيد،  به نظر من ايده را خيلي بها ندهيد  و اينکه صد برابر آن بايد کار کنيد، بيزنز مادل داشته باشيد از شکست نه تنها نهراسيد بلکه استقبال کنيد و عوامل شکست را بشناسيد.




بازديد کننده گرامي: با توجه به وظيفه پورتال اشتغال در خصوص اطلاع‌رساني جامع در حوزه‌هاي مختلف مرتبط با اشتغال، مسئولين اين پايگاه اطلاع‌رساني آمادگي دريافت مطالب شما شامل؛ مقالات، گزارش‌ها، کتب،و آدرس ساير پايگاه‌هاي اطلاع‌رساني مرتبط جهت ارزيابي و ارائه آن با حفظ حقوق مالکيت معنوي مربوطه بر روي سايت پورتال اشتغال را دارند. در صورت تمايل اطلاعات خود را ارسال نماييد.


 

 

پايگاه اطلاع‌رساني اشتغال كارجو، كارفرما

صفحه اصلي    تماس با ما     ارسال اطلاعات    درباره ما    پرسش و پاسخ

كليه حقوق مادي و معنوي اين پايگاه متعلق به سازمان تجاری سازی فناوری و اشتغال دانش‌‌آموختگان مي باشد

استفاده از اطلاعات با ذكر منبع بلامانع است