صفحه اصليدرباره ماتماس با مابازگشتوب سرويس

 

تعداد بازديد: 9877                                               
چهار منطق در طراحي شركت‌هاي فناورانه
مقاله منبع
چهار منطق در طراحي شركت‌هاي فناورانه عنوان
دكتر صديقه خورشيد - سميه حاج حيدري نويسنده
1388/05/31 تاريخ

در اين مقاله، قوانين طراحي براي شركت هاي فناورانه Technological Firms ارائه مي شود: چگونه درباره مرتبط ترين هدفهاي طراحي تصميم بگيريم، و چگونه از راه انتخاب ابزارهاي مناسب، به نتايج دست بيابيم؟

خلاصه
ماهنامه تدبير شماره 204 مرجع

    چاپ   ارسال براي دوستان

  • چكيده

در اين مقاله، من ديدگاه ويژه‌اي به فن‌آفرين، يعني يك دانشمند يا مهندس اتخاذ مي كنم؛ فردي كه كسب وكار مخاطره آميز جديدي را براي تجاري كردن فناوري‌اش طراحي مي كند. هدف، معرفي موضوع ها و گزينه‌هايي است كه در فرايند طراحي يك شركت رايج‌اند و بر روي رشد شركت تأثير فزاينده اي دارند.

در اين مقاله، قوانين طراحي براي شركت هاي فناورانه (Technological Firms) ارائه مي شود: چگونه درباره مرتبط ترين هدفهاي طراحي تصميم بگيريم، و چگونه از راه انتخاب ابزارهاي مناسب، به نتايج دست بيابيم؟

به منظور دستيابي به اين نتيجه از بينش و شناخت حاصل ازنظامهاي گوناگون دانشگاهي، به ويژه كارآفريني، نظريه مديريت راهبردي، نظريه سازماني و مديريت عمليات استفاده مي شود. مقاله، فن آفرينها را افراد حرفه اي مي نامد كه قادرند عدم اطمينان هاي مربوط به طراحي شركتهاي فناورانه را، مديريت كنند.

  • طراحي شركتهاي فناوري، انگيزه اي براي يك حرفه

شركت چيست؟

تعريف قانوني و كاري اصطلاح شركت، ازكاربرد واژه انگليسي محاوره اي و نيز بيشتر زبانهاي اروپايي متفاوت است. از اين رو، شركت از لحاظ قانوني(‌از زمان ناپلئون) نامي تعريف مي شود- كه فقط - تحت آن نام، يك فروشنده، كسب و كارش را اداره كرده، در بازار كار مي كند و مي تواند اقامه دعوي و شكايت كند يا از جنبه‌هاي ديگر، متعهد و مديون شناخته شود. نام شركت بايد نيازمندي هاي ويژه‌اي را تأمين كند. بايد حقيقي بوده، گمراه كننده نباشد.

نام شركت بايد منحصر به فرد باشد، تا ازشركتهاي ديگرشناسايي شود و استانداردهاي تماميت و يكپارچگي را تأمين كند. نخستين گزينه طراحي خلاق در طراحي يك شركت فناورانه، نامگذاري آن است. در انگليسي محاوره‌اي، اصطلاح شركت، كل شركت (نام، موجوديت قانوني و سازمانش) را شامل مي شود.

ما گستره اين تعريف محاوره اي را، كه درراستاي هدفهاي حوزه مديريت تكنولوژي است و ابزارهايي براي تبديل تكنولوژي به محصول فراهم مي آورد، و سپس محصولها را در بازارها به پول تبديل مي كند و در نهايت بازده مالي براي كوشش‌هاي تقبل شده كسب مي كند، بيان مي كنيم.

بنابراين، شركتها به عنوان سيستم‌هاي پيچيده اي طرح مي شوند كه حوزه هاي متعددي را پوشش مي دهند. دومين گزينه مهم طراحي براي شركتهاي فناوري، موجوديت قانوني آنها است. شركتهاي سهامي، مانند هر فردي مي توانند دربازار، طرفهاي يك قرارداد باشند، بنابراين از راه سيستم قضايي ثبت و تاسيس شوند.

قانون شركت سهامي، يك گونه از گونه‌هاي قانوني عرضه مي كند كه تا اندازه اي(در مورد مسئوليت محدود) يا كاملأ ( درمورد شركتهاي سهامي) از افرادي كه آن را به وجود آورده اند يا مالك آن هستند، مستقل است.

شركتهاي غير سهامي، به نقشهاي افرادي توجه دارند كه تحت نام شركتي فعاليت مي كنند، ازجمله: قدرت تصميم گيري شان، مسئوليت ها، سهم ريسكي كه بايد تقبل كنند، سهمي ازمنافع و پاداشهايي كه دريافت مي كنند. اما، اساس و مبناي راهنماي طراحي يك شركت فنآوري ، بايد همواره رشد فعاليتهايش باشد.

  • چه كسي شركتهاي فناوري را طراحي مي كند؟

در اينجا مفيد است كه بين سه نقش، تمايز قائل شوم. به آنهايي كه يك شركت را راه اندازي كرده، تشكيل مي دهند، كارآفرين، يا با تاكيد بر مشخصات راه اندازي شركتهاي فني، فن آفرين گفته مي‌شود.

فن‌آفرين، اغلب عوامل ديگري ‌ازجمله مشتريان، تأمين كنندگان، خبرگان كليدي، يا سرمايه گذاران را به عنوان سهامدار در يك كوشش مشترك درگير مي سازد كه هر يك به شركت فناورانه كمك مي كنند و در ريسك و مخاطره‌ها، مسئوليت پذيري، منابع و در صورت موفقيت پاداشهاي شركت سهيم مي شوند.

بعد ازراه اندازي و تشكيل شركت، اداره آن را به مديران مي سپارند. تخصيص و تخصيص مجدد اين سه نقش، يك كوشش مستمر طراحي كارآفريني براي يك شركت فناورانه است.

فن‌آفرين و مديريت به اتفاق همديگر براي طراحي كسب وكار شركت فناورانه به عنوان يك موجوديت اقتصادي مسئول هستند كه حداكثرسازي نتايج و بازده كوششها و سرمايه هاي مصرف شده را هدف قرار مي‌دهند.

براي تحقق اين هدف، مدلهاي كسب و كار بايد طراحي شوند كه رفتار شركتها را در بازار تعريف مي كنند. استراتژي هاي كسب و كار، مانند ورود به بازارها يا خروج از بازارها را مي‌پذيرند، نيازها را جرح و تعديل مي كنند، و با ساير شركتها در بازار، رقابت يا همكاري مي‌كنند.

شركتها با مفهوم سازمان عجين شده است. سازمان ها، ساختار هماهنگ شده پايدار و پايا هستند. طراحي شركتهاي فني، طراحي سازمان را به عنوان گزينشي درباره چگونگي تعريف وظايف، و اين كه كدام قوانين برهماهنگي شان حاكم است، ايجاب مي كند.

وظايف طراحي سازمان، از وظايف طراحي كسب وكار و فني بسيار متفاوت است، زيرا طراحي سازماني، طراحي اجتماعي و رهبري، برانگيختن افراد براي پيوستن به گروه، پذيرفتن رفتار تيمي، به كاربردن سعي و كوششها براي رسيدن به هدفهاي مشترك را ايجاب مي كنند.

همه ابعاد يك سازمان با همديگر ارتباط دارند و به موقعيت خاصي، كه يك شركت فناورانه در آن فعاليت مي كند، وابسته بسيار هستند. براي مثال، يك دانشجوي علوم، يك فناوري را در دانشگاه توسعه مي دهد، سپس شركتي را با هدف توسعه و تجاري كردن محصولاتش راه اندازي مي كند. او، خودش كارآفرين، سهامدار و مدير است.

با كسب موفقيت اوليه، افرادي را استخدام كرده، به آنها مشاغلي واگذارمي كند، كه با سرپرستي كاركنان، به انجام وظايف مديريتي مي پردازد. با رشد سازمان، او تصميم مي گيرد كه مديريت را به فرد ديگري واگذار كرده، بر روي توسعه محصول تمركز كند. پس با واگذاري نقش مديريت به فردي ديگر، او فقط مالك و سهامدار باقي مي ماند.

  • منطق طراحي شركتهاي فناورانه- ابزارها و هدفها

ديدگاه اقتصادي

نظريه اقتصادي، يك نظريه ساده است كه بر اساس آن، شركتها به عنوان سيستم‌هاي بسته الگو مي شوند كه بيشترين رانت‌هاي ممكن يا حداكثر سود را دنبال مي كنند.

با ملاحظه اين نتيجه، يك شركت فناوري، از لحاظ اقتصادي، ازهرنوع شركت ديگري متفاوت نيست. دانشمندان و مهندسان، خودشان را به ارزشهاي اخلاقي بهبود رفاه انسان از راه فناوري مقيد و ملزم مي‌سازند.

بنابراين شركتهاي فناوري و تيمهاي مديريت شان اغلب با يك تضاد منافع دروني طولاني مدت زندگي مي كنند؛ تضادي كه بين بخش فني، انتفاعي، ارزشي وجود دارد.

به همين ترتيب، با حركت از علم و تكنولوژي به سمت مديريت كسب و كار، هرمهندس يا دانشمند، شخصاً، انطباق و سازگاري با دو دنيا ازارزشهاي بسيار متفاوت را تجربه مي كند. پس هدف اقتصادي مهم طراحي شركت ها، حداكثر سازي سود، دربلند مدت است.

در محدوده مديريت يك شركت، نقش برنامه ريزي راهبردي، برنامه ريزي براي موفقيت است، يا به زبان اقتصادي، دستيابي به رانتهاي بيش از اندازه متوسط است،.

معني سنتي برنامه ريزي راهبردي، تعيين موقعيت يك شركت در يك صنعت است كه فشار رقابتي پايين به آن امكان خواهد داد كه سودآورباشد.

بنابراين، يك گزينه مهم طراحي، انتخاب صنعتي است كه شركت در آن رقابت مي كند. صنايع از لحاظ سودآوري ذاتي شان متفاوت هستند و همه صنايع براي سودآوري پايدار يك شركت، فرصتهاي برابر فراهم نمي كنند.

بنابراين طراحي راهبردي يك شركت فناوري نه فقط از فهم و شناخت نسبت به فناورانه رشد مي كند، بلكه به همان اندازه، از فهم و شناخت ژرف نسبت به قوانين رقابت رشد مي كند كه جذابيت يك صنعت را معين مي‌سازد.

وظيفه طراحي سازماني، توسعه و اجراي يك ساختار كارآمد و كارا براي سازگار كردن شركت با نيازهاي صنعت است. بنابراين، قانون طراحي نظريه اقتضايي سازمان(گالبرايت، 1973) اين است كه هر چه شركت با نيازصنعت هماهنگ‌تر شود، كاركردش افزايش خواهد يافت. نقش مديريت، حفظ يك فرايند طراحي مستمر براي حفظ و يا بهبود اين هماهنگي است.

بنابراين طراحي اساس سازمان با مرحله تحليل وظيفه، براي فهم و تعيين فعاليتهاي اقتصادي لازم براي واكنش نشان دادن به موقعيت درمحيط رقابتي شروع مي شود.

دومين مرحله در فرايند طراحي سازماني، گروه بندي و تلفيق وظايف تخصصي به منظور ايجاد هماهنگي بين آنها است. طراح سازماني، وسائل متعددي براي رسيدن به هماهنگي از راه ساختارمند كردن سازمان، در اختيار دارد.

اين ابزارها درپنج مقوله كلي: سرپرستي مستقيم، استاندارد كردن فرايندهاي كار، استاندارد كردن مهارتها و توسعه آموزش حرفه اي، استاندارد كردن خروجي، تعديل و اصلاح متقابل قرار مي‌گيرند.

از بحث بالا مي توان دريافت كه طراحي سازماني، يك فرايند بهينه سازي چند معياره است كه دست سازمان را براي انتخاب بين گزينه هاي طراحي بازمي‌گذارد.

نتيجه رسمي طراحي سازماني، نمودار سازماني است، كه ساختار يك سازمان را به عنوان واحدها و قسمت هايي تشريح مي كند كه در يك سلسله مراتب مرتب مي شوند.

  • شركتهاي فناورانه در حوزه فناوري هستند

عنوان شركتهاي فناورانه نشان مي دهد كه اين مقاله با طراحي شركتهايي سروكار دارد كه خاص هستند، بدين علت كه آنها فناوري ارتباط راهبردي را دربرمي‌گيرند. بنابراين فن‌آفرين مي تواند به ويژه از پذيرش يك رويكرد منبع مدار، نسبت به شركت بهره مند شود. اين رويكرد به درون سازمان براي منابع برتري رقابتي پايدار مي نگرد.

رويكرد منبع مدارمكمل رويكرد برون نگراست، نه مخالف و در تقابل با آن. رويكرد منبع مدار تصديق مي‌كند كه ساختار دروني يك شركت مي‌تواند ارزشمند و نادر، يا حتي منحصر به فرد و بي نظير باشد. بدين علت كه آن، نتيجه كوشش گسترده طراحي است.

منابع در مفهوم اقتصادي شامل همه دارايي ها، قابليتها، فرايندهاي سازماني، ويژگيها و مشخصات شركت، اطلاعات، دانش، و ... است كه تحت كنترل يك شركت هستند كه شركت را به طراحي و اجراي استراتژي‌هايي قادر مي سازند كه اثربخشي و كارايي را بهبود مي دهند.

روشن است كه منابع ساده اي مانند: ماشين آلات يا برنامه‌هاي كامپيوتري، منابع راهبردي نيستند، بدين علت كه آنها نادر نيستند زيرا رقبا مي‌توانند آنها را بخرند. بدين‌گونه آنها نمي توانند يك منبع برتري رقابتي پايدارباشند.

اين عامل، براهميت طراحي شركتهاي فناوري مي‌افزايد، كه منابع منحصر به فرد و راهبردي مي توانند فقط منابعي باشند كه طراحي مي شوند و درون شركت ساخته مي شوند.

قابليتهاي سازماني يا شايستگي هاي بنيادين نمونه هايي از منابع چسبناكي هستند كه نمي توانندبه سهولت از يك شركت به شركت ديگري انتقال يابند. قابليتها مستلزم الگوهاي پيچيده هماهنگي بين افراد و ساير منابع هستند. تكميل چنين هماهنگي، نيازمند يادگيري از راه تكرار است.

يادگيري تجربه مدار از راه تكرار پي در پي و فراوان فعاليت هاي مشابه به منظور ساختن رويه هاي روزمره سازمان (از طريق به كارگيري دانش سازمان براي حل مسائل به وجود آمده) زمانبر است.

به عبارت ديگر، نه فقط ساختارهاي رسمي، بلكه همه الگوهاي تصميم گيري و حل مسئله، تابع كوشش هاي طراحي شركتهاي فناورانه هستند.

تمايزهاي بين شركتها را مي‌توان از تصور شركتهاي فناورانه به عنوان مجموعه اي از منابع دريافت كه به گونه‌اي نامتجانس در بين شركتها توزيع شده، به گونه اي متفاوت توسط هر شركت تلفيق و تركيب مي شوند.چنين تفاوتها و تمايزها در طي زمان حفظ مي شوند و مي‌توانند منابع برتري رقابتي پايدار باشند، كه با تحليل بروني صنعت فهميده نمي‌شوند.

  • زمان بندي و انعطاف پذيري طراحي

از آنچه تاكنون گفته ام، آشكار است كه شركتهاي فناورانه، با مسئله هميشگي زمان بندي روبه‌رو هستند. منابع منحصر به فرد، فناوري و قابليتها بايد درون شركت طراحي شوند، كه ده سال يا بيشتر طول مي‌كشد.

بنابراين، شايستگي بنيادين مي‌تواند به سهولت به انعطاف ناپذيري هاي بنيادين تبديل شوند. زماني كه سازگاري سريع شركت براي حفظ تناسب رضايت مندانه با نيازهاي در حال تغيير بازار غير ممكن باشد، چنين موقعيت هايي به عنوان رقابت بي قرار و ناآرام (hyper) يا محيط هاي رقابتي متلاطم تشريح مي شوند؛ جايي كه تغييرها در محيط رقابتي، بر سرعت فرايند طراحي و طراحي مجدد در درون شركت پيشي مي‌گيرد. در چنين شرايطي، طراحي روابط با ساير شركتها وشبكه ها اهميت پيدا مي كنند و حوزه طراحي شركت را توسعه مي دهند.

رويكرد شبكه اي به شركت، يك ديدگاه جديد، اما سومين ديدگاه نسبت به طراحي شركت است كه به سرعت در حال توسعه است. شبكه ها مي توانند به گونه‌هاي بسياري مثل تجزيه شركتهاي بزرگ موجود به صورت واحدهاي كاري مستقلتر، از راه واگذاري بخشهاي زيادي از توليد به ديگران در شكل قراردادهاي فرعي، و از راه اعطاي جواز طراحي مي‌شوند.

از ديدگاه هر شركتي، سود اصلي همكاري در شبكه ها، اين است كه آنها مي‌توانند بر روي يك مجموعه محدودي از فعاليتها، شايستگيهاي بنيادين يا تكنولوژي‌هايي تمركز كنند و در آنها تخصص كسب كنند، در حالي كه به فناوريها و منابع تكميلي شبكه ها دسترسي داشته باشند.

به جاي طراحي مجدد شركت در مواجهه با تغييرات بازار، شبكه به صورت يك گزينه براي آرايش دادن منابع، براي نيازهاي موقتي بازارعمل مي‌كند. بنابراين شبكه، انعطاف پذيري فراهم مي‌سازد، در حالي كه از ثبات نسبي شركت حفاظت مي‌كند.

وليكن، شبكه ها بدون هزينه نيستند. براي اهرم سازي شبكه ها، شركتهاي فناوري نياز دارند كه قابليت هاي تخصيص يافته به طراحي را توسعه دهند و روابط شبكه اي را، در كنار منابع استراژيك فني خودشان حفظ كنند.

اين قابليت شامل قابليت اداره و مديريت سيستم هاي اطلاعاتي بين سازماني است، كه مي تواند به طور بنيادين فرايندهاي كسب و كار دروني يك شركت و الگوي ارتباطهاي شركت را تغيير دهد.

خوشه ها، شبكه هايي هستند كه شايستگي هاي فناوري خاص را توسعه مي دهند و در مجاورت جغرافيايي يك منطقه واقع مي شوند. مشهورترين نمونه‌ها از خوشه ها عبارتند از: دره سيليكون و بوستون در آمريكا و كمبريج و مونيخ در اروپا.

  • شركت هاي فناورانه و نوآوري: يك ديدگاه طراحي تكاملي

تاكنون شركت به عنوان يك نهاد داراي نام، هويت قانوني و يك سازمان نشان داده شد. بنابراين، مرز شركت - اينكه در درون شركت چيست و چه چيزي در بيرون شركت باقي مي ماند- يك مفهوم اساسي درهر سه ديدگاه ارائه شده، تاكنون است.

در ديدگاه برون نگر، طراحي دروني شركت از نيازمندي هاي بروني تبعيت مي كند، در حالي كه ديدگاه درون نگر، بيان مي كند كه محيطهاي بروني مطلوب بر اساس ساختارهاي دروني موجود، جستجو و دنبال مي شوند و همچنين رويكرد شبكه اي بر روي تناسب روابط مرزي بين شركتها تأكيد مي كند.

ديدگاه چهارم، ديدگاه تكاملي به تغييرو پيشرفت درطي زمان توجه مي كند و بنابراين مكمل سه ديدگاه استاتيك و ساكن است. براي مثال، وقتي منابع راهبردي به علت منسوخ و كهنه شدن يك فناوري، همچون گذشته ارزشمند نيستند، آنها مي‌توانند منبع ضعفها و انعطاف ناپذيري هايي بشوند كه مانع توسعه و پيشرفت رقابتي بيشتر شركت فناوري مي شوند.

اين فرايند احتمالاً براي شركتهاي فناوري رخ مي دهد بدين علت كه آنها ماهيتا و ذاتي بايد نوآوري را بر انگيزانند كه در نتيجه سبب كهنگي و مهجوريت فناوريها مي شوند.

همزمان، تحقيق و نوآوري براي محصول جديد به يادگيري و پرورش شايستگي درون شركت كمك مي كند. كسب شناخت، نسبت به طراحي شركت، مسير توسعه خاص شركت فناوري است.

تيس و همكارانش (1997)، قابليت هاي پويا را به عنوان امور روزمره و كارهاي يكنواخت سازماني شناسايي كردند كه مسيرهاي پيشرفت و توسعه و بنابراين كاركرد رقابتي شركت را در بازارهاي درحال تغييرتعيين مي كند. قابليت هاي پويا مي توانند جريانهاي عادي يادگيري، نوآوري، توليد محصولات جديد يا فرايندهاي توليد باشند.

درديدگاه تكاملي، شركتها، نه فقط به وسيله بازار يا صنعتي كه موقعيت شان در آن تعيين مي شود، از همديگر متفاوتند، بلكه از لحاظ مراحل چرخه زندگي محصول كه در آن تخصص پيدا مي كنند، متفاوت هستند. ميلز و اسنو (1978)، چهار نوع طراحي ثابت شركت را شناسايي كردند:

  1. پيشگام و پيشرو كه در تجربه و آزمايش اكتشافي و ابداع مفاهيم محصول جديد قوي است.
  2. تحليل گر: تحليل گر در تحليل ايده هاي كوچك اما ابتكاري كه پتانسيل پذيرش انبوه در بازارها را دارند، قوي هستند.
  3. بازاريابان به بازارها و كانالهاي توزيع موجود براي دسترسي به مشتريان دسترسي دارند.
  4. مدافعان، قابليت هاي ويژه‌اي در معرفي فرايندهاي توليد بسيارمعتبر، با كيفيت بالا و مقرون به صرفه دارند.

اين مقاله، چهار منطق بديل طراحي و فرايندهاي طراحي مرتبط براي شركتهاي فناورانه معرفي كرده است. اولاً، يك منطق برون نگرطرح مي كند كه شركت خودش را براي كسب بهترين كاركرد، با شرايط رقابتي بروني منطبق مي‌سازد.

ثانياً، يك منطق درون نگر طرح مي كند كه شركت كاربستهايي را جستجو و دنبال مي كند كه با شايستگي هاي درونيش بهتر سازگار مي شوند. منطق شبكه اي، نه فقط طراحي شركتها را طرح مي كند، بلكه روابطش را نيز با ساير شركتها مطرح مي سازد. و بالاخره منطق تكاملي، نه فقط طراحي ساختارهاي استاتيك و ساكن شركت را مطرح مي‌سازد، بلكه مسيرهاي توسعه و پيشرفت آن را در طي زمان بيان مي كند.

اين منطق هاي طراحي، مكمل هم هستند؛ نه گزينه هايي براي انتخاب شدن. بدين معنا كه هر كدام از آنها با دانش و شناخت هاي مهم شان به طراحي يك شركت فناورانه كمك مي كنند. طراحي هاي خوب و با ثبات به تأمين همزمان همه منطق هاي طراحي نيازخواهند داشت.




بازديد کننده گرامي: با توجه به وظيفه پورتال اشتغال در خصوص اطلاع‌رساني جامع در حوزه‌هاي مختلف مرتبط با اشتغال، مسئولين اين پايگاه اطلاع‌رساني آمادگي دريافت مطالب شما شامل؛ مقالات، گزارش‌ها، کتب،و آدرس ساير پايگاه‌هاي اطلاع‌رساني مرتبط جهت ارزيابي و ارائه آن با حفظ حقوق مالکيت معنوي مربوطه بر روي سايت پورتال اشتغال را دارند. در صورت تمايل اطلاعات خود را ارسال نماييد.


 

 

پايگاه اطلاع‌رساني اشتغال كارجو، كارفرما

صفحه اصلي    تماس با ما     ارسال اطلاعات    درباره ما    پرسش و پاسخ

كليه حقوق مادي و معنوي اين پايگاه متعلق به سازمان تجاری سازی فناوری و اشتغال دانش‌‌آموختگان مي باشد

استفاده از اطلاعات با ذكر منبع بلامانع است